آرمان شکست خورده رجوی ها
رجوی برای اثبات خیانت خود از هیچ دروغ و دجالیتی دریغ نمی کند و تلاش دارد که تمامی خیانت ها و جنایت ها و ضدیت خود از انقلاب و مردم ایران را که تا کنون مرتکب شده است را به حساب تضادهای ایدئولوژیک با رهبری آن بگذارد.علم کردن ضدیت آقای خمینی با جامعه بی طبقه توحیدی مجاهدین از قبل از انقلاب خود راهی برای گریز و فرار از شکست آرمان های فرقه ای مجاهدین است.
زنان در سازمان مجاهدین خلق چگونه روزگار می گذرانند
مسعود رجوی رهبر فرقه مجاهدین در ادامه فعالیت های تروریستی خود در ایران وعراق، با سوء استفاده وتبلیغات فریبنده، برای پیشبرد اهداف شیطانی خود صدها زن ایرانی را بدام انداخته، این زنان بر اساس آموزش های روانشناختی، مراحل شستشوی مغزی را گذرانده وبدون چون و چرا مانند کنیزان و بردگان مسخ شده رجوی در قلعه اشرف ودیگر زندان های فرقه بسر می برند.سالهاست که رجوی از زنان برای جلوگیری از ریزش نیروها استفاده می کند، زنان جدا شده با افشاگری های خود به موارد فاحش نقض حقوق زنان توسط رجوی اشاره کرده و گواه داده اند.
فرافکنی های سریالی شورای خارجه نشین فرقه رجوی
اگر اعتراض و سرو صدا و ضربه زدن به درب آهنی قرارگاه اشرف و اعلام درخواست برای ملاقات از طریق بلندگو توسط خانواده ها را جنایت علیه بشریت می نامید، پس له کردن افراد کرد عراقی(با دست بسته و به صورت جمعی) در انتفاضه سال 1991 که در منطقه عمومی کفری و روستاهای اطراف توسط تانکها و نفربرهای مجاهدین به دستور مستقیم مسعود و مریم قجر و به فرماندهی تعدادی از همین آقایان خارج نشین شورایی را چه می نامید
فرقه مجاهدین خلق و انتخابات آتی عراق
نظر به حضور اعضای فرقه خرابکار مجاهدین خلق در عراق، مسئولین این فرقه نیز که ادامه حضور غیرقانونی شان در این کشور با تردیدهای جدی مواجه شده،بیکار ننشسته و دست به تحرکات گسترده ای زده اند.مسلماٌ با توجه به همکاری های دیرینه این فرقه با حزب بغث، مسئولین فرقه تلاشهای گسترده ای را شروع کرده اند تا شاید بار دیگر حامیان سابق فرقه بتوانند در حکومت عراق جا و مکانی پیدا کرده و در نتیجه از حمایتهای این افراد برخوردار شوند.
حمایت مجاهدین از بقایای صدام، رویکرد اصولی یا فرصت طلبانه
با توجه به شیوه برخورد و استدلال های اینگونه رجوی و مجاهدین در تنظیم رابطه با بقایای سیستم های ضدخلقی ساقط شده، جای این سوال باقی است که حمایت آشکار مجاهدین و رجوی از بقایای حزب بعث و امثال صالح المطلک با کدام موازین و معیارهای ایدئولوژیک و سیاسی و همچنین عقلانی، عرفی و تاریخی سازگار است. آیا حمایت رجوی از امثال مطلک به معنی زیرپا گذاشتن اصول تلقی می شود؟
ممانعت رجوی ها از ملاقات اعضاء با خانواده، ادعا یا حقیقت
در بعضی اطلاعیه های فرمایشی که از سوی سازمان و با نام های جعلی از جمله حقوقدانان عراقی و الخ صادر شده، تاکید شده که حضور خانواده ها در اطراف اشرف باعث شکنجه و فشار روحی و روانی بر روی فرزندان خود می شوند. اینکه چطور حضور خانواده ای در نزدیکی اقامت فرزندش که به قصد دیدن او رفته، می تواند باعث شکنجه و آزار روانی و روحی بشود، این داعیه های روانکاوانه و رفتارشناسانه فقط در دستگاه رجوی قابل فهم و درک است و لاغیر.
پتک خانواده بر ملاج رجوی ها
وقتی رجوی ها دیدند که پافشاری خانواده ها دارد حسابی آنها را بی آبرو می کند، در گام بعدی لحن خود را مقداری تغییر داده و اینبار خانواده ها را «بستگان شمار معدودی از ساکنان اشرف که عمدتا مورد اعتماد و در ارتباط با اطلاعات هستند» معرفی می کند. آنها هنوز هم سعی می کردند تا اوضاع را از آن چه هست خرابتر نکرده و فضاحت بیشتری به بار نیاورند، به همین دلیل از کلمه «عمدتا» استفاده میکنند تا بگویند این چند نفر استثنا می باشند و در ضمن بستگان شمار معدودی از ساکنان اشرف هستند.
از دید رجوی تمام مردم ایران اطلاعاتی هستند!
پدران و مادرانی که با مشکلات زیادی از ایران به ملاقات فرزندانشان به پادگان خراب شده اشرف مراجعه می کنند همیشه با توهین از طرف سران سازمان مواجه شده اند. این یعنی اینکه از دید سازمان هر ایرانی که به درب اشرف مراجعه کند یک مامور اطلاعاتی است و این اوج تفکرات خنده دار و لومپنی مسعود رجوی است.
مجاهدین و پایان موج سواری مذبوحانه
در شرایط کنونی مجاهدین خلق در عراق و روند رو به افزایش جدا شدن اعضاء از گروه و بحران های داخلی سازمان از جمله نارضایتی اعضاء و مشکلات روانی آن ها به دلیـل سرخوردگی ها و افسردگی ها و با توجه به ماهیت اپورتونیستی (فرصت طلب) سازمان، بعید نیست که آن ها امواج اعتراضات را در ایران فرصتی دیده اند تا از روش های غالباً خشونت آمیز و غیردمکراتیک خود برای گرفتن ماهی از آب های گل آلود آن روزها، استفاده کنند.
خانواده ها نقاب از چهره رجوی برداشتند
سران فرقه این موضوع را از پائیز سال 82 تجربه کرده اند ؛ بعد از سرنگونی پدر مادی و معنوی رجوی (صدام ملعون) برای اولین بار خانواده ها توانستند برای ملاقات به درب اشرف بروند و با توجه به کارشکنیهای سران فرقه حتی شده به مدت 2 ساعت با فرزندان خود ملاقات کنند و همین ملاقاتها باعث شد چشم اسیران اشرف به واقعیتهای بیرون باز شود و زنده شدن احساسات و عواطف انسانی و خانوادگی در وجودشان جرقه بزند که پشت ان اعلام جدایی فرد از فرقه می شد و این ترس از همان موقع در وجود سران فرقه افتاده
جدا شدن هر نفر از فرقه رجوی یک عملیات بزرگ است و شکستی برای رجویها
حال حرفی که مسعود رجوی در نشست مطرح کرده بود که آمدن هر نفر به فرقه رجوی یک عملیات بزرگ است و آن نفراتی را که با فریب و نیرنگ و به اسم کار در کشورهای خارجی به اسارتگاه اشرف کشیده بودن و زندانی کرده بودن را جز یک عملیات حساب کرد و در یک آماری مسعود رجوی به دروغ گفت: در فرقه رجوی استراتژی دروغ همیشه ان لاین کاربری ومصلحت آمیز است اگر دروغ گویی را از مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو بگیرند راستی چیزی برای گفتن نخواهند داشت
عبرت از چاکر منشی و مزدوری مجاهدین
در زمامداری صدام حسین پدر مادی ومعنوی فرقه رجوی، اینها در مزدوری و چکر منشی تبدیل به دست راست صدام شده بودند. قدرتی که داشتند از سازمان اطلاعت عراق یعنی مخابرات هم بیشتر بود. ازآنجائی که در دروغ گوئی و شیادی رقیبی ندارند، در دل صدام حسین و اربابان غربی توانستند بودند خودشان را جای بدهند. خودشان را تنها اپوزسیون و برای دولت ایران بدانند آنقدر این دروغ را تبلیغ کردند. خودشان هم باورشان شد که نکند اینها تنها اپوزسیونی با شند که می توانند بر ایران حکمرانی کنند.