نامه عبدالرضا قلعه ای به عباس گل ریزان در کمپ آلبانی
عباس جان سلام .خوبی برادر زن عزیزم . برایت آرزوی بهترین ها را دارم. مدت زمان دوری شما از ما طولانی شده است. من و خانواده ات به یاد شما هستیم و دلمان می خواهد هر چه زودتر غیبت شما در بین خانواده را به اتمام برسانی و به آغوش خانواده ات برگردی. من مثل […]
برای خواهرم زهرا قاسمی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
زهرا جان سلام امیدوارم که حالت خوب و سلامت باشی، چندین مرتبه برایت نامه نوشتم اما خبری از تو نشد. در هر صورت ما در اینجا همچنان به یاد تو هستیم و منتظر شنیدن صدا و یا دیداری با تو خواهر عزیز. ما را در این راه کمک و یاری کن و بخواه با ما […]
نامه برادر علی ابریشمکار
برادر عزیزم علی جان نمیدانم از کجا شروع کنم. سالهاست که جای خالی تو در زندگی ما حس میشود؛ دلتنگی برای صدایت، دیدار نگاهت، شنیدن حرفهایت، همیشه با ماست. هیچ روزی نمیگذرد که به یادت نباشیم. مادرم، پدرم، همه خانواده… دلشان برایت پر میکشد. هر خبری، هر نشانهای از تو، برای ما گنجی بیقیمت است. […]
نامه شمس الله نوری به فرزندش حمید رضا نوری در کمپ مانز مجاهدین
حمید رضا پسرم سلام احوالت چطور است؟ خبرداری تا حالا چند تا نامه برایت نوشته ام؟ نه با من تماس می گیری و نه جواب نامه هایم را می دهی. نمی خواهی پدر پیرت را خوشحال کنی؟ بار ها در نامه هایم گفته ام و باز هم می گویم نصیحت پدرت را گوش کن. چشمانت […]
نامه امیر خطیبی برای برادرش محمد خطیبی در کمپ مانز مجاهدین
سلام محمد جان من برادر کوچکت امیر این نامه را برای شما برادر عزیزتر از جانم می نویسم. من همیشه پیگیر سلامتی تو بوده ام و از خدا برای برادر عزیزم آرزوی سلامتی و تندرستی دارم. خیلی دلم برای دیدار تو دلتنگ شده، امیدوارم روزی زود تو را ببینم محمد جان. من و خواهرانم آرزوی […]
پیام قدردانی خانوادههای انجمن نجات سیستان از انجمن نجات آلبانی
با سلام و احترام ما خانوادههای چشمانتظار و دلسوخته انجمن نجات استان سیستان و بلوچستان، مراتب عمیقترین سپاس و قدردانی خود را از اعضای شریف و دلسوز انجمن نجات در کشور آلبانی اعلام میداریم که با همتی ستودنی و تلاشی بیوقفه، در مقابل دفتر سازمان صلیب سرخ جهانی گردهم آمدند و پیامهای دردآلود و نامههای […]
نامه مهین نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ اشرف 3
برادرم محمد جعفر سلام امیدوارم روزگار به کامت باشد. این روزها دلم برای زمانی که با هم بودیم خیلی تنگ شده است و این نامه را برای تو نوشتم. محمد جعفر نمی دانم اصلا به خودت فکر می کنی یا بی خیال خودت شدی؟! محمد جعفر مراقب خودت باش خانواده ات می خواهند تو را […]
مادر ژیلا کاکاوند: دخترم با من تماس بگیر تا جان دوباره ای بگیرم
ژیلای عزیزم ، دختر نجیب مظلوم و غریبم سلامی به بلندای عمرم و از عمق دلتنگی وجودم، ای گمشده من کجایی؟ کجایی تا شرح دهم دلتنگی هایم را. و برایت بگویم از حسرت های به دل مانده ام و از ناگفته های درونم که همواره در طول روز برایت و در غیابت زمزمه می کنم. […]
نامه سرشار از احساس پدر مجتبی علیمردانی
پسر عزیزم، نور چشمم، مجتبی جان سالهاست که دلم، این دل شکسته و خستهی پدری، به امید شنیدن صدایی از تو میتپد. از روزی که مادرت از میان ما رفت، تنها پناه دل بیقرارم، خاطرههای با تو بودن است. هر شب، بر روی عکسهای قدیمیت دست میکشم، چشمانم را میبندم و خیال میکنم صدای شیرینت […]
پیام زینب مرادی به حسن مرادی اسیر در مانز آلبانی
برادر عزیزم حسن جان نمیتوانم با واژهها عمق دلتنگی خود را برایت توصیف کنم. سالهای بیخبری، چون باری سنگین بر قلبم نشسته است. هر لحظه به یاد تو هستم، به امید شنیدن صدایت، به شوق دیدن لبخندت. مادر، پدر، همهی خانواده، هر روز با نام تو روزگار میگذرانند. تو در هر لبخند و هر قطره […]
نامه مادر آزاده صبور اسیر در مانز آلبانی
آزادهی عزیزم، دختر نازنینم دخترم، فرشتهی مادر، سالهاست که دلم در حسرت شنیدن یک کلمه از تو میسوزد. سالهاست که چشمانم بر در مانده، هر صدایی را، هر پیامی را به امید تو گوش میدهم. آزاده جان، مادرت هنوز همان کسی است که شبهای کودکیات بر بالینت شعر محبت میخواند، دستهای کوچکت را در دستانش […]
پیام انجمن نجات البرز به مناسبت روز جهانی صلیب سرخ
با درود و سپاس انجمن نجات، نهادی انسان دوست و مستقل، سالهاست که با عزمی راسخ در مسیر روشنگری، رهایی هم میهنان دربند فرقه رجوی و احقاق حقوق خانوادههای چشمانتظار آنها گام برمیدارد. ما با تکیه بر ارزشهای انسانی، بر آن بودهایم تا صدای مظلومیت خانوادههایی باشیم که سالهاست از دیدار و ارتباط با عزیزانشان […]