شکست گام به گام رجوی در تقابل با خانواده ها
بی تردید ادامه این شرایط علیرغم اینکه بیشترین آسیب و رنج و مرارت آن متوجه خانواده ها است، نمی تواند از جانب رجوی قابل تحمل و ادامه یابد. همین ریزش ها و فرارهای محدود و معدود نیز در نهایت و به شکل بهمن وار گریبان رجوی را خواهد گرفت. وضعیت اکنون قرارگاه و نسبت آن با خانواده ها بیشتر تداعی کننده رابطه نابرابری است که نمی توان توفیق زیادی برای خانواده ها متصور گردید
سی خرداد ۶۰ آغاز منفور خلق شدن تا همیشه ی تاریخ
فرقه به همان دلیلی که خودش بیان می دارد ؛ یعنی، عدم شناخت مردم از آن ها، ابتدا با شیوه های تبلیغی و سیاسی بدون دادن کوچک ترین شعاری که دال بر تضادش با عوامل اصلی انقلاب و رهبران مذهبی آن مثل آیت ا.. خمینی باشد به جذب نیرو می پردازد. از دلایل دیگر سخن مان مبنی بر ماهیت تروریستی و خشونت طلب فرقه عملکردشان در سرپیچی از فرمان تحویل سلاح ها توسط گروه ها بود.
سال سقوط استراتژی های مجاهدین
امسال می تواند سال سقوط استراتژی ها علی الخصوص استراتژی های فرقه رو به اضمحلال رجوی باشد. شاید هم بهتر باشد که بگوییم تکمیل استراتژی های شکست خورده. به هر ترتیب، از روز اولی که بخاطر می آوریم در دوره یک استراتژی در مرحله مشخص خودش مطرح شد و بعد از مدتی کوتاه و یا نه چندان بلند بلافاصله قرین شکست شد و قدم به مرحله بعدی گذاشته شد. تا امروز که براحتی می شود گفت واقعاً روزهای آخر این قبیل استراتژی هاست.
باند رجوی در محاصرهی خانواده ها
رجوی بازهم نشان داد که عاقبت زرنگ بازیهایش، قرار گرفتن در ته چاه است. هرچه تلاش کرد که به این بهانه برای مجاهدین موجودیت و موقعیت دست و پا کند و با تبلیغات بر روی موضوع متروک و خاموش گروهی به نام مجاهدین نور بتاباند، نتیجه این شد که همان تعداد اندکی هم که نمی دانستند درون اردوگاه چقدر نیروی متزلزل و صف کشیده برای فرار وجود دارد حالا فهمیدند و اکنون به این تشخیص رسیده اند که علت این همه جار و جنجال چیزی جز ترس از ریزش نیروها نیست.
تبعات لرزش و ریزش در اشرف
مقاومت و ایستادگی خانواده ها و والدین در برابر جنگ روانی رجوی نشان داد، دست رجوی برای آنها کاملا رو شده و تا محقق شدن مطالبات خود کینه توزی های رجوی را تحمل خواهند کرد. اما ظاهرا هر روز که از مقاومت خانواده ها در ورودی قرارگاه اشرف می گذرد، رجوی برگ های تازه ای از شقاوت و کینه توزی رو می کند. در تازه ترین حربه رجوی اینبار قلب و روح خانواده ها و والدین را نشانه رفته است.
عقب نشینی رجوی پس از بحران آفرینی ها
پـس از اقدامـات بی ثمـری کـه مجاهدین برای بحران آفرینی در ایران، چه به لحاظ نرم افزاری و تبلیغاتی و چه به لحاظ سخت افزاری و عملیاتی، انجام دادند راهی جز فرافکنی برای رجوی نمی ماند. وی خطاب به مخاطبیـن فرضـی (و حتـی تحلیلی) خود با تناقض گویی های پی در پی کلاف سردرگم مجاهدین و اندیشه هایشان را بیشتر به نمایش می گذارد. گاهی به تخریب شخصیتی افراد می پردازد و گاهی مشتاقانه از آن ها حمایت می کند و مخاطب خیالی را در حیرانی رها می کند.
مجاهدین، از شعارهای ماورای چپ تا پادوئی برای امپریالیست ها
بر آیند ذهن گرایی سران مجاهدین منجر به بی توجهی و نادیده انگاشتن عوامل عینی در شرایط موجود اجتماعی و سیاسی است. نوعی اراده گرایی کور که از منطق روشن تبعیت نمی کند. پیامد چنین روندی به آن جا منجر می شود که شرایط و مرحله ی موجود که رویارویی با بن بست تمام عیار است را درک نمی کنند. برای سران مجاهدین همه چیز یا سیاه است یا سفید، یا همه یا هیچ.
چرا رجوی آموزش های سیاسی اش را معوق گذاشت؟
رجوی در پیام های قبلی اش اینگونه القا و توجیه می کند که دست زدن او به خشونت در واقع معلول عملکرد و رفتار حاکمیت با او بوده است. این در حالی است که رجوی تا قبل از شروع فاز به اصطلاح نظامی اش هیچ دلیل و منطق سیاسی محکمی در توجیه اقدامات خشونت بارش نداشت و جالب اینکه تمام دلایل رجوی در توجیه و تئوریزه کردن مشی مسلحانه اش متکی به واکنش های حاکمیت بعد از انفجارهای 7 تیر و 8 شهریور سال 1360 است.
تاملی بر شورش در قرارگاه اشرف
حضور مستمر خانواده ها در ماههای اخیر در درب ورودی اشرف و تاکید بر فوری ترین خواسته و تقاضا که ملاقات حضوری با بستگانشان بدون اعمال فشار و یا کنترل محسوس و نامحسوس از سوی سران مجاهدین است، بی شک انعکاس خوبی در بین نیروهای مستقر در اشرف داشته است و افراد و کادرهای تشکیلاتی مجاهدین را سخت مسئله دار و دچار تناقض کرده است. در این میان شورش و یا صدای هر اعتراضی در بین افراد مستقر در اسارتگاه اشرف امری طبیعی و مورد انتظار است.
خانواده ها…، ریشه هایی که انقلاب رجوی را می سوزانند
اکنون بعد از 25 سال همین خانواده ها، بنیانی که اولین سنگر فتح رجوی محسوب میشد عملا اقدام به مبارزه جدی وآشکار با وی نموده اند و آتشی که ازخاکستر سالیان برخاسته و عزم جزم آنان بد جوری گلوی رجوی را میفشارد و این چنین است که” رجوی” قبل از همه خطر را احساس کرده و نشست های تشکیلاتی و فراخوان های وی همگی بر روی همین مساله محوری دور میزند
رفتن مجاهدین به اروپا یک رویا یا واقعیت؟
مسعود همیشه و درهمه حال فریبکار بوده بطوریکه جوانان این مرز و بوم را در دهه 60 با نام مبارزه با استکبار یعنی آمریکا به میدان کشید این بار نیز بعد از گذشت زمان اگر باز موقعیت سیاسی و منافع فرقه ای وی ایجاب نماید علیه آمریکا تارخواهد نواخت.
شرایط اتحاد با مجاهدین در طرح همبستگی ملی آقای رجوی
در سطر بعدی این ماده آمده است که” تبلیغ به سود جمهوری اسلامی و هر یک از جناح های آن و… شامل خط قرمز می شود.” در فرهنگ سیاسی مجاهدین محک” دوست و دشمن” میزان دوری و نزدیکی به مجاهدین است. براساس همین تفکر تمامی کسانی که منتقد مجاهدین می باشند در صفوف رژیم قرار می گیرند. همانطور که در آخر ماده 2 هم آمده است.