فروغ جاویدان یا افول انسانیت فرقه رجوی – قسمت دوم
همانطور که در قسمت قبل از خاطرات تلخ آقای رئوفیان (از رهایی یافتگان فرقه رجوی) درباره عملیات مرصاد میخواندیم در زیر نیز بدون هیچ مقدمه ای به ادامه این روایت شوم و اما واقعی می پردازیم: همانطور که در قسمت اول درج شده بود اکثر ادوات جنگی اهدایی صدام ملعون به سازمان ضد بشری مجاهدین […]
بصیرت بازیافته – قسمت پنجم
سازمان برای این عملیات سرنگونی! با تمام توان ازجان دیگران مایه گذاشت وازاعزام دورترین هوادار از دورافتاده ترین نقاط دنیا نگذشت طوریکه به سرعت برق ودرعرض کمتراز24 ساعت نیروهای تازه نفس وخارجه نشین به عراق کشانده شدند و دریگانها سازماندهی شدند ودراین تجدید سازماندهی جدید، 9 نفرنیز به من سپرده شدند
فروغ؛ تراژدی همیشه جاویدان رجوی – قسمت پایانی
بعد از انجام بازرسی و تشریفات معمول اعضا درسالن اجتماعات جمع شدند. رجوی بهمراه مریم در سالن حاضرشد ومستقیم بسمت نقشه بزرگی که بالای سن گذاشته شده بود رفت. رجوی درحالیکه یک دستش به کمر ودست دیگرش چوب نقشه قرار داشت خطاب به اعضای شرکت کننده درجلسه گفت: درمهران گفتیم امروز مهران فردا تهران.امروز امده […]
فروغ جاویدان یا افول انسانیت فرقه رجوی – قسمت اول
تاریخ همیشه نشان داده که خیانت و عصیان جایی نداشته و فرد خیانتکار همیشه مورد غضب خداوند و همچنین انسانهای آزاده قرار میگیرد. در مورد سازمان ضد بشری مجاهدین نیز این بحث صدق میکند که این فرقه غیر اخلاقی و غیر انسانی با وجود حمایتهای همه جانبه حامیان تروریست و بخصوص صدام ملعون نتوانست در […]
۳۰ سال بعد ازبزرگترین حماقت رجوی
30 سال پیش در شب قبل از3/5/67 رجوی تمامی ما را درسالن کمپ اشرف جمع کرد تا مثلا ما را نسبت به طرح عملیات موسوم به فروغ جاویدان توجیه کند. اما توجیه او چگونه بود؟! وی وهمسر سومش یعنی مریم با لباس نظامی مغرورانه درمیان کف و سوت های ما اعضای از همه جا بی […]
رجوی خود را در اذهان کشت
یک روزگفتند ساعت ده صبح نشست لایه ایست ومن هم کارهایم را جمع وجورکردم به نشست رفتم طبق معمول دراخراتاق نشست، نشستم ونشست شروع شد. گفته شد پروژه خوانی است (پروژه خوانی = موضوعات پیش پا افتاده را به صورت پروژه نفرات می بایست از عمل های نکرده خود و یا اشکالات خود حتی به […]
ما برده های یک”برده دار” بودیم
من حسن شهباز دانشجوی رشته مدیریت در سفر به عراق با سازمان مجاهدین بیشتر آشنا شدم. من البته از سال 1360 خاطراتی از حوادث و وقایع آنزمان داشتم، به پیشنهاد من برای دیدن و آشنایی با دوستم حسن حیرانی به اشرف رفتیم. در بدو ورود با برخورد گرم و عاطفی مسئولین سازمان مجاهدین شدیم و […]
رجوی می گفت عاطفه مال خر است
جدا شدگان از فرقه رجوی به خوبی یاد دارند در نشست طعمه در مقر باقرزاده و در سالن میله ای، رجوی و سرانش شمشیر را از رو بر علیه ما بسته بودند. تا توانستند ما را تحقیر کردند. به ما بد و بیراه گفتن. نشست طعمه تاثیرات خیلی بدی به لحاظ روحی و جسمی بر […]
پاگنده های فرقه مجاهدین و اخلال در کار کمیساریای پناهندگان در آلبانی
با سلام به همه دوستان چه آنهایی که در آلبانی و چه کسانی که در خارج از آلبانی هستید و یا حتی شما هموطنان شریف و آزاده ای که به دلایلی مسائل مربوط به مجاهدین و به طور خاص جدا شدگان را دنبال میکنید. و به هر حال برایتان از در جه اهمیتی برخوردار است. […]
قتل مالک شراعی و خط جدید سازمان مجاهدین
سینه مالامال درد است ای دریغا مرحمی! دلم می خواهد آنچنان فریاد بزنم که دیوار باورهای زندان هایی که درآنجا فریادها مرده اند به خود بلرزد ودیگرهیچ کس نشنود که دوباره جان عزیزی به خاطرهیچ گرفته شد. سالهاست که در دالانهای این جهنم سردرگم؛ عزیزان، دوستان، برادران وخواهران ما بدون هیچ دلیلی قربانی دستان پلیدی […]
چهره کریه فرقه رجوی را بهتر بشناسیم
ظاهر بزک کرده مریم عضدانلو و مسعود رجوی، دیگر کمتر کسی را امروز می تواند فریب بدهد. اغلب کسانی که بدون شناخت کافی، فقط نظاره گر اعمال و روابط بیرونی فرقه باشند، این امکان هست که در دام تبلیغات کاذب سازمان مجاهدین خلق گرفتار شوند. درون و بیرون این فرقه، دو چیز کاملا متفاوت و […]
خاطره ای از”مالک” و ضوابط شنا در رودخانه دجله، در سازمان رجوی
مرحوم مالک شراعی، اولین هم رزمی بود که سیاه چرده گی اش، لهجه شیرین جنوبی، رقص بندری بسیار زیبایش و هیکل نسبتا درشت و خوش فرمش، نظرم را در پذیرش ارتش در اوائل سال 1376 در ضلع جنوب شرقی اشرف در محل ساختمان های اسکان جلب کرد. چون هم دسته بودیم، در جریان نوارهای انقلاب […]