وضعیت بحث برانگیز اعضای مجاهدین که در عراق نگهداری میشوند
آخرین باری که معصومه رساهید پسر خود را دید سال 2004 بود. از آن زمان تاکنون، فوق العاده انجام سفر به عراق خطرناک شده است. آمریکا هنوز نتوانسته است تصمیم بگیرد که با سازمان مجاهدین خلق چکار کند. دولت ایران بر اساس گزارشات رسیده پیشنهاد داده است تا برخی اعضای اسامه بن لادن را که میگوید در اختیار دارد با رهبران سازمان مجاهدین خلق معاوضه نماید و به اعضای معمولی اجازه بدهد تا به ایران و نزد خانواده های خود بازگردند.
تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت دوم
ساعت پنج و نیم صبح از خواب بیدارمان کردند (بیدار باش زدند) برای من خیلی سخت بود در این ساعت از صبح از خواب بر خیزم، چون عادت نکرده بودم. پس از اینکه کارهای انفرادی مان را انجام دادیم به کار جمعی پرداختیم که عبارت بود از تمیز کردن دستشویی ها، محوطه، جارو زدن آسایگاه و… سپس ما را به کلاس رزم انفرادی بردند.
نامه انجمن نجات به خانم بیتریس مگوانال روگو
بنابراین ما از شما میخواهیم که تمامی ظرفیت خود را بکار بگیرید تا از ملاقات خانواده ها با عزیزانشان در مکانی در بغداد بدون حضور مسئولین سازمان مجاهدین خلق اطمینان حاصل کنید. برخی از این خانواده ها عزیزان خود را نزدیک به 20 سال است که ندیده اند و آنان اعتقاد دارند که حق دارند این شانس را داشته باشند تا با بستگان خود برای چند روز تنها باشند. سازمان مجاهدین خلق تحت حمایت نیروهای ایالات متحده که از قرارگاه اشرف حفاظت میکنند از دادن چنین حقی، علیرغم کوشش های دولت عراق، خودداری کرده است.
انجمن نجات یا سفینه نجات نیروهای سازمان
در اوایل تابستان سال 82 بود که صدیقه حسنی، کلیه نیروها را جمع کرد و به تعریف و تمجید از ورود خانواده ها پرداخته و گفت به دریای خلق قهرمان وصل شدیم یا چیزهای از این قبیل که می بایست برای اینکار شهید می دادیم و… حالا این امکان بوجود آمده و حتماً جمهوری اسلامی از این جریان ضرر خواهد کرد و…
تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت اول
شب هنگام وقتی به مقر سازمان در بغداد رسیدیم مرا از همسرم «آرام» جدا کردند و ما را به اتاق های جداگانه بردند. برای مدتی تحت بازجویی قرار گرفتیم. حشمت از من بازجویی کرد. او گفت: در اینجا زندگانی نیست و ازدواج معنا ندارد و نمی توانی فرزند خود را در اینجا نگه داری. دستور تشکیلاتی است، او افزود شما دو گزینه داری یا باید پسرت سعید را به هواداران سازمان در اروپا و یا آمریکا بسپاری، یا اینکه به ایران بفرستیم
من از یک فرقه تروریستی فرار کردم
والدین و دوستان من نمیتوانستند بفهمند که چرا یک فرد معمولی حدود 20 ساله به این حد خودش را درگیر این موضوع کرده است. بنابراین، به تدریج که گروه شروع به تسلط کامل بر زندگی من میکرد، من هم هر چه کمتر خودم را پیش خانواده بارز میکردم.
راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک
بگذار برایت شکایت کنم که این شیاطین مجسم در پایداری ام به حقوق فرزندانم و وفاداری بر پیمانی عاطفی و شرعی و قانونی که با همسرم بسته ام، صفاتی برمن بستند که از نوشتن آن کلمات شرم دارم،(حتی از خواندن آن مطالب شیطانی سر برگدانیده و طی دفاعیه های شورانگیز از جانب همرهانم شنیدم).
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۲
موضوعی که ذهن مرا خیلی به خودش مشغول کرده اینکه بعد از قضیه طلاق های اجباری چه مشکلاتی پیش آمد؟ عوارض و تاثیرات منفی طلاق های اجباری چی بود؟ بر اساس یافته های علم روانشناسی و سایر علوم مربوطه قطعا سرکوب امیال جنسی و عاطفی منجر به آسیب های جدی در ارگانیزم فرد خواهد شد. سوالی که برایم همیشه مطرح بوده اینکه در بعد از ماجرای طلاق طی سالیان دراز چه روی داد؟ بر سر افراد مستقر در قرارگاههای سازمان در داخل عراق چه گذشت؟
سخنی با سعید در پیوستن به غفلت، و گسستن آگاهانه از رجوی ها
پیداست که سینه ات از آنچه بر گروگان ما درچنگال اسلاف مرجانه و هند جگرخوار، ضحاکه ی ماردوش (جالب وحیرت انگیز آنک صدها سال پیش ازاین، فردوسی پاکزاد در شاهنامه اش به نقل هزاره ی پیش از آن، شیوه ی پلید مغزشویی را می نمایاند، مگر نه اینکه خوراک مارهای روییده بر دوش ضحاک، مغز جوانان وطن بود؟)، سخت به تنگ آمده و یکسره بر عامل تیره بخت و نه آمر سفاک و فرتوته از گناه، تاخته یی.
مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول ملکی
همانطور که در مطلبی تحت عنوان” بمناسبت سالگرد انتشار گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر” ملاحظه کردید، در حد مقدورات وعده دادیم که جهت تببین تاثیرات حقوقی و سیاسی گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر و همچنین ریشه های ایدئولوژیک و استراتژیکی نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین، با تعدادی از فعالان حقوق بشر و کارشناسان مسائل سیاسی گفتگوهایی را انجام دهیم
دفاع از آزادی یا دفاع از بد حجاب
واما دفاع سازمان مجاهدین خلق هم از بدحجاب ها و گذاشتن روزی هفت تا هشت برنامه در این رابطه هم باور کنید که اصلا ربطی به دفاع از آزادیهای اجتماعی یا این قبیل چیزها ندارد و صرفا در جهت همان مقاصد خاص است، مجاهدینی که خودشان از سالیان قبل همه مناسباتشان را در اشرف کاملا زنانه مردانه و جداسازی کرده اند و زن حق صحبت با مرد را ندارد و نه تنها حجاب بلکه نوع پوشش هم اجباری است و زنان در همان اشرف هم در حصار جداگانه ای نگه داری میشوند
آزادی زن یا سوء استفاده از زنان
چرا سازمان مجاهدین طی سالیان اخیربا حساسیت زیاد روی موضوع زن انگشت گذاشته و می گذارد، در صورتی که سازمان در درون مناسبات خود ارزشی برای زنان قائل نبوده و نیست،این شعرو شعارها فقط جنبه فرمالیستی دارد و در پشت پرده یا بهتر بگویم درون مناسبات بیشترین خفقان و سانسور مختص زنان عضو سازمان می باشد0