دخترم که نماز می خونه دعا می کنه زودتر تو برگردی
آقای مجتبی مرادی آزاد (با نام مستعار رضا مرادی) اهل استان کرمانشاه می باشد وی حدود بیست و چند سال پیش به همراه پسرعمویش جهانشاه مرادی آزاد(بانام مستعارعلی مرادی) فریب دروغ ها ونیرنگ های فرقه رجوی را می خورند وبه بهانه کار درشرکت بزرگ و درآمد بالا توسط عوامل مجاهدین به عراق برده می شوند […]
اعضا یک به یک حلقه ها را بداخل سینی انداختند
سالن نشست در بهت و ناباوری عجیبی فرو رفته بود! زنان و مردانی که سالیان زیر یک سقف در منتهای عشق زندگی کرده بودند، با هم غریبه می نمودند. ستونهایی از زنان ومردان تشکیل شد، اکنون آنها درمقابل سن مقابل مسعود ومریم صف کشیده بودند. بزرگ ترین تناقض دوران مبارزه و زندگی شان شکل گرفته […]
مادرم برای دیدار فرزندانش با سنگدلی مریم رجوی روبروست
سالها گذشت. مادرم هرچه تلاش کرد تا بتواند با فرزندانش دیدار و ملاقاتی داشته باشد ولی مشخصا مریم رجوی تا کنون سنگدلانه حتی مانع یک تماس تلفنی بین خانواده ها و فرزندانشان بوده چه رسد به ملاقات.
با همسرم بارها گریستیم
شب های متوالی وقتی به اسکان می رفتم وبچه ها بخواب می رفتند با همسرم صحبت می کردم. بارها دراوج استیصال هردو فریاد می زدیم چرا و چگونه؟ به بچه هایمان که درخواب عمیقی فرورفته بودند نگاه می انداختم. بیچاره ها نمی دانستند تاچند وقت دیگرکانون گرم خانواده از هم خواهد پاشید و آنها بسوی سرنوشتی نامعلوم کشیده خواهند شد. باهمسرم بارها گریستیم! بارها دعا کردیم.
تنگه چهار زبر قصه های ناگفته بسیار داشت
عرق سردی بر پیشانی شکری نشسته بود! دست هایش می لرزید و پاهایش توان ایستادن نداشت. با زحمت لبانش را حرکت داد. زندگی من ادامه داشت تا اینکه از طریق یکی از دوستان با سازمان آشنا شدم. قبل از انقلاب تا حدودی سازمان را می شناختم! داستان مقاومت آنها زیر شکنجه وشجاعت شان درمقابل جوخه […]
بیا پسرم… دوستت دارم
پیام مادر مهدی حمیدفر از اسرای فرقه رجوی در آلبانی
همه آنها احساس می کردند زندگی را باخته اند
نشست عملیات جاری با قدری تاخیر شروع شد! بتول یوسفی درحالیکه به افراد خیره شد بود بدنبال سوژه می گشت. شکری سرش را پایین انداخته بود و داشت با خودکارش بازی میکرد. محمد تسلیمی یادداشتی را به روی میز بتول گذاشت و در حالیکه به آرامی درگوش او چیزی گفت از میز فاصله گرفت. بتول […]
چرا و به کدامین گناه؟
شکری همچنان داشت التماس می کرد… بخدا منظوری نداشتم! یک لحظه عواطفم برمن غلبه کرد. بعد نگاه آلوده انداختم و به سمت همسر سابقم کشش پیدا کرده و سلام دادم. تازه دوزاریم افتاد که جریان چیست؟! دگمه های پیراهن فرم خاکی رنگ شکری کنده شده بود. قطرات خون از بینی اوذجاری و بر لبان و […]
از تمام نهادهای حقوق بشری برای آزادی برادرم درخواست کمک دارم
خواهر یکی از اسیران فرقه رجوی گفت: به عنوان یک خواهر دردمند و یک خانواده درد کشیده از تمام نهادهای حقوق بشری برای آزادی برادرم فریدون پرورش از دست فرقه ی رجوی درخواست کمک دارم و تا جان دارم برای رهایی برادرم تلاش خواهم کرد. فریده پرورش صبح امروز در گفت و گو با پایگاه […]
گناه هنر عشق ورزیدن
فروید می گوید: عشق ورزیدن یک هنراست ولی درفرهنگ سازمان مجاهدین خلق یک گناه شمرده میشود. ساعت 19:45 شب اتاق کارم را درقلعه 90 ترک و به سمت سالن غذا خوری ستاد سررشته داری حرکت کردم. سروصدایی از داخل کتابخانه نظرم را بخود جلب کرد. صدای داد و فریاد چند نفر و ضجه و شیون […]
ترفند رجوی ها برای اسیر نگه داشتن اعضاء
خانواده های چشم انتظار که امیدوارند بعد از سالیانِ طولانی فرزندان خود را ملاقات کنند، می دانند که اخراج فرقه از عراق و رفتن اعضا به آلبانی، نفرات شان را یک گام مهم به آزادی نزدیک کرده است. آنها به تجربه دریافته اند که رجوی های جنایتکار حدی برای ظلم کردن قائل نیستند و تنها […]
مرگ مرضیه رضایی و اثبات بی هویتی در فرقه مجاهدین
مرگ مرضیه رضایی با اسم مستعار”مهین” به دلیل نامشخصی در سایت های اینترنتی مجاهدین وکانال های تلگرامی اعلام شد. اما نه علت مرگ مشخص شد ونه به بیوگرافی هویتی دقیق این نگون بخت اشاره ای شد. درمکتب سراسر ریا وفردیت طلبی رجوی رسم نیست که کسی را به پدرومادر خونی اش ویا قوم وخویش وتبارخانوادگی […]