یکشنبه, ۲۱ تیر , ۱۴۰۵
پیامی پر از عطر بهار برای برادرم محمدتقی یوسفی 20 اردیبهشت 1401

پیامی پر از عطر بهار برای برادرم محمدتقی یوسفی

سلام داداش خوبی؟ عزیز دلم نگاه کن فصل بهار چقدر زیباست. همه شالیزارها نشا کردند. چقدر طبیعت زیباست. حیف نیست طبیعت به این زیبایی رو ول کردی و گول حرف پوچ و واهی فرقه رجوی را خوردی. این همه سال آنجا ماندی کافیه دیگه! بهترین سال‌های عمرتو تلف کردی. حالابه خودت بیا و با خودت […]

ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت هفتم 20 اردیبهشت 1401

ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت هفتم

در قسمت های قبلی توضیح داده بودم که تا قبل از سرنگونی صدام به همه افراد در فرقه ابلاغ شده بود که امکان برقراری تماس وجود ندارد و به این ترتیب تماس تلفنی را قطع کردند. اما پس از سرنگونی صدام و خلع سلاح به اصطلاح ارتش آزادیبخش، رجوی ها تاکتیک خود را تغییر دادند […]

نامه ای برای پسر اسیرم محمد جعفر نجفی در آلبانی 19 اردیبهشت 1401

نامه ای برای پسر اسیرم محمد جعفر نجفی در آلبانی

محمد جعفر جان سلام در قوانین یک زندانی حق دارد با خانواده خود در ارتباط باشد، آیا تو از یک زندانی فراتری؟! چندین سال است تو را ندیده ام و تو یک تماس با من نگرفتی. نمی دانم در سلامت بسر می بری یا خیر! من مادرت هستم و به گردنت حق دارم. در جمع […]

سازمان مجاهدین خلق ۳۵ سال است پدر مرا ربوده است 18 اردیبهشت 1401

سازمان مجاهدین خلق ۳۵ سال است پدر مرا ربوده است

با سلام من سمانه نوری هستم. من از کودکی پدرم را ندیدم. می خواهم بگویم از کودکی محبت پدری را به چشم ندیده ام. پدر من یک فرد عادی جامعه بود و سیاسی نبود. سرباز بود و برای دفاع از وطنش به جبهه های جنگ رفته بود. پدرم اسیر عراق می شود و بعد از […]

ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت ششم 10 اردیبهشت 1401

ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت ششم

ایرج صالحی در قسمت قبل خاطرات خود گفت: به هر صورت شب بعد از اینکه درخواستم را تکرار کردم، مسئول بالای مقرمان مرا صدا زد و گفت که با درخواستت موافقت شده و فردا برای تماس تلفنی به مجموعه اسکان خواهی رفت. برای خالی نبودن عریضه هم گفت، این که تا امروز جواب ندادم به […]

لزوم محاکمه شخص مسعود رجوی برای پروژه قاچاق کودکان 10 اردیبهشت 1401

لزوم محاکمه شخص مسعود رجوی برای پروژه قاچاق کودکان

این جمله مسعود رجوی در جمع فرماندهان ارشد تشکیلات مجاهدین خلق است که علی اکرامی عضو جدا شده در خلال خاطرات خود از چگونگی کلید خوردن پروژه قاچاق کودکان مجاهدین به اروپا به دستور مستقیم مسعود رجوی، نقل می‌کند. البته که پروپاگاندای مجاهدین خلق چه در آن زمان برای متقاعد کردن والدین کودکان و چه […]

باور داشتم مادرم باید در راه اهداف سازمان مجاهدین خلق فدا شود 08 اردیبهشت 1401

باور داشتم مادرم باید در راه اهداف سازمان مجاهدین خلق فدا شود

..خودم را روی سنگ مزار انداختم و با تمام وجودم گریستم. اشک های چشم هایم سنگ مرمر مزار مادر را شستشو می داد. برادران و خواهرانم خیلی تلاش می کردند که من را از سر مزار مادر بلند کنند، ولی دلتنگی های سالیان و احساس شرم نسبت به ظلمی که در حق او کرده بودم […]

پیام نماینده جنبش دادخواهی گیلک مادران برای علی اکرامی 07 اردیبهشت 1401

پیام نماینده جنبش دادخواهی گیلک مادران برای علی اکرامی

به رسم علاقه از شروع ماه مبارک رمضان ؛ بیننده ویژه برنامه ” دعوت ” شبهای ماه پربرکت رمضان از شبکه یک رسانه ملی ایران بودم وبسا درسها ازمهمانان عزیزبرنامه یاده شده آموختم. و اما ویژه برنامه دعوت شبهای ماه مبارک رمضان مورخه دوشنبه پنجم اردیبهشت 1401 نه اینکه به معرفی کتاب ” قصه ای […]

نامه مصطفی تارخی به برادرش محمد تارخی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق 07 اردیبهشت 1401

نامه مصطفی تارخی به برادرش محمد تارخی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق

محمد سلام امیدوارم که حال شما خوب باشد. وارد سال جدید شدیم. هم می خواهم سال جدید را به شما تبریک بگویم و هم امیدوارم که امسال سالی باشد که خودت را از باتلاقی که چندین سال در آن افتاده ای نجات دهی. چندین سال راهی را انتخاب کردی و به هیچ کجا نرسیدی. رفتی […]

روایت علی اکرامی از ۴ سال زندگی مخفی تا ۲۳ سال اسارت 06 اردیبهشت 1401

روایت علی اکرامی از ۴ سال زندگی مخفی تا ۲۳ سال اسارت

کتاب ” قصه ای ناتمام برای دخترم” ، قصه زندگی جوانی ایرانی است که با آرمان های بزرگ به جایی کوچک و حقیر کشانده می شود. علی اکرامی با صداقت تمام پای در راهی می گذارد تا شاید آزادی را برای مردم سرزمینش به ارمغان بیاورد. او 4 سال زندگی مخفی در اتاقی نمور و […]

دعوت علی اکرامی برای حمایت از خانواده های چشم انتظار 06 اردیبهشت 1401

دعوت علی اکرامی برای حمایت از خانواده های چشم انتظار

آقای علی اکرامی در برنامه “دعوت” ویژه برنامه شب های رمضان شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی همراه با خانواده شرکت کرد و به معرفی کتاب خاطراتش با عنوان “قصه ای ناتمام برای دخترم” پرداخت. در این برنامه که در تاریخ دوشنبه 5 اردیبهشت 1401 ساعت 19:00 به صورت زنده پخش گردید، “نیایش” دختر خردسال آقای […]

ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت پنجم 06 اردیبهشت 1401

ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت پنجم

ایرج صالحی در قسمت قبل خاطرات خود گفت: در گزارشی درخواست تماس تلفنی با خانواده ام را نمودم و گفتم که می خواهم به مادرم و دیگر اعضای خانواده تسلیت بگویم. قبل از آن که به ادامه این موضوع بپردازم لازم می بینیم که توضیحات کوتاهی درباره تماس تلفنی در فرقه بدهم تا فضایی که […]

blank
blank
blank