بین جنگ و دموکراسی رابطه ای هست؟
. این تناقض را چگونه پاسخ میدهید یعنی از یکطرف خواهان دموکراسی و تغییر دموکراتیک هستید و از طرف دیگر صدها و هزاران بار بلندتر و رساتر فریاد”جنگ” چنانکه در این شعار محوری آورده شده سر میدهید رابطه جنگ و دموکراسی قابل هضم نیست. توجه دارید که مبارزه برای کسب یک هدف مشروع همواره در تمام دیدگاهها پذیرفته شده است اما مبارزه با جنگ تفاوت دارد. و اصولا چرا شما و دستگاههای زیردستان این همه روی شعار”جنگ” و”اهل جنگیم” و”به جنگ تا به جنگیم” مانور میدهد.
هولوکاست سازان بر مزار هولوکاست
مریم رجوی در حالی از موزه هولوکاست که بسیاری آن را اغراق آمیز توصیف کرده اند، دیدار می کند و بر کشتگان این حادثه اشک تمساح می ریزد که همگان با اقدامات گروه تحت امر او در کشتار کردهای عراقی و بسیاری از اقدامات تروریستی آنها آشنا هستند تا جایی که اکثر کشورهای جهان از جمله اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا این سازمان را در لیست گروه های تروریستی خود قرار دادند.
محکومیت تروریسم در هند توسط مجاهدین تروریست
رئیس جمهور خود خوانده فرقه تروریستی رجوی که در طی سه دهه انواع و اقسام عملیات تروریستی را تجربه و به منصه ظهور رسانده است و همواره نیز از آن دفاع نموده است تا جایی که در لیست تاریخی تروریسم برای همیشه جای گرفته و مطرود جهانیان و بطور خاص جامعه ایرانیان چه در داخل و چه در خارج از مرزهای جغرافیایی قرار گرفته است، با ذکر و بیان این واقعه تروریستی انگشت اتهام را بدون دلیل و صرفا و از روی اغراض سیاسی و از قضا برای دور کردن نیروهای سیاسی و دولتها از منشاء اصلی آن، این عمل وحشتناک تروریستی را طبق معمول به ایران نسبت داده است.
ذات تروریستی مجاهدین
سران گروه مجاهدین ادعا می کنند از سال 2003 اقدامات تروریستی نداشته اند اما همچنان گروه های تروریستی را آموزش می دهند، ادعا می کنند میهمان مردم عراق هستند اما بیشترین تلاش رابرای تخریب وجه سیاسی رییس جمهور و نخست وزیر عراق و ایجاد فتنه در میان گروه های دینی و نژادی مردم عراق انجام می دهند. مجاهدین تلاش می کنند تا از لیست تروریستی خارج شوند اما باخروج از لیست تروریستی دیگر تروریست نخواهند بود؟!
اطلاعیه فراکسیون سبزهای آلمان درباره مجاهدین
فراکسیون سبزهای آلمان در اطلاعیه خود میگوید، گروه مجاهدین خلق در آلمان و در دیگر کشورها به کمک سازمانهای پوششی، به شدت در کار تبلیغ است و از طریق این سازمانهای پوششی، برای خود حامی و امضاهای حمایتآمیز جمعآوری میکند. رفتار مجاهدین خلق با انتقاد و منتقدین در صفوف خود و جلوگیری از گزارشگری آزاد و بیطرفانه در رسانههای تحتکنترل خویش هشداردهنده است.
ترور و خشونت وجه اجتناب ناپذیر مجاهدین
انتخابات اخیر آمریکا رویاها و تحلیل های دوسال گذشته مسعود رجوی را نقش بر آب کرد. رهبران فرقه مجاهدین که امید به حمله به کشور ایران و ایجاد بحرانی جدید در منطقه خاورمیانه بسته بودند بعد از به بن بست رسیدن تحلیل هایشان اقداماتی را در سطح پارلمان ها و دول غربی آغاز نموده تا فضا و بستر مناسبی را در غرب ایجاد کنند که بتوانند از این طریق آزادانه به فعالیت های خود ادامه دهند.
درباره احتمال بازگشت مجاهدین به وضعیت صفر
بر خلاف تصور شما من فکر می کنم منتفی کردن یکسره و بدون قید و شرط اقدامات تروریستی و نظامی سازمان اساسا فرض خوش بینانه ای است. همانگونه که شما قول ابریشم چی را درباره مذاکره برای مذاکره مستند قرار داده اید، معنی اش این است که مجاهدین هم الزاما موضوع ترک اقدامات تروریستی شان را برای انتفاع از آن یعنی خارج شدن از لیست تروریستی و پیشبرد اهداف استراتژیک شان بهانه قرار داده اند و اگر قرار باشد از این ترفند طرفی نبندند، دلیلی برای التزام به آن نخواهند داشت.
مجاهدین و چرخش به سمت اضمحلال
انتظار عده ای مبنی بر این که این فرقه به یک سازمان سیاسی تبدیل شود را انتظاری بدور از واقعیات میدانم. از ابتدا این سازمان بر اساس ایدئولژی و استراتژی غیر قابل تغیر بنیانگزاری شده است. این سازمان با عملکرد کشتن و یا کشته شدن بنا گذاشته شده و تا انتها هم خواهد رفت. بنیانگذاران این تشکیلات آن را بر اساس کار سیاسی پایه گذاری نکردند و ادامه دهندگان آنها هم این کار را نکرده و نخواهند کرد.
مجاهدین و سلب اعتماد از اعضاعشان
آقا و خانم رجوی میتوانستند مثل بقیه گروهها در عراق بمانند ولی اینقدر به صدام و دم و دستگاه جهنمی اش سرویس ندهند اما اینکار را هم نکردند و خدمات خود را بطور گسترده و شبانه روزی به صدام و دولتش ارائه دادند کاری که نباید میکردند،خدماتی از قبیل جاسوسی ؛ انجام عملیات و شنود ؛ تحویل ناراضیان سازمانش به صدام برای مبادله ؛ بازجویی و شکنجه اسرا و…
تاکید انجمن ایران سبز بر گسترده بودن جنایات مجاهدین
انجمن ایران سبز ضمن استقبال از این گزارش تاکید دارد ابعاد جنایات توسط رهبری مجاهدین در تشکیلات مخوف آن فراتر از آن است که در این گزارش به آن اشاره شده است چرا که اعضای جداشده از سازمان مجاهدین در این سالها مکررا آن را افشا کرده اند و همچنان به افشای آن مشغول میباشند. اما در این میان آنچه باعث تاسف فعالین حقوق بشری میباشد این است که با توجه به اینکه بارها از مقامات آمریکایی و عراقی برای هر چه روشن تر شدن ابعاد این جنایت برای حضور و دعوت رسمی برای پرده برداشتن عمق این جنایات در نقطه به نقطه قرارگاه اشرف روانه شوند، هنوز جوابی در یافت نکرده اند.
گزارشی از جنایات هولناک سرکرده مجاهدین
دبیر دوم سفارت آمریکا در بغداد همچنین متذکر شده است که رجوی برای دستیافتن به برخی از زنان و بانوان در این سازمان، همسران آنها را به مأموریتهای مرگبار می فرستاد و به شیوه”ناپلئون” زنان آنها را تصاحب میکرد و در اسناد موجود در پادگان اشرف نیز به این موضوع بر میخوریم که تعدادی از مرگهای اعضای این گروه تصادفی نبوده بلکه از قبل برنامهریزی شده است.
خشونت یا مسالمت از منظر فرقه رجوی
بایستی این سئوال را از فرقه رجوی نمود که در اروپا و آمریکا و بعد در منطقه شما این تناقض را چگونه می پوشانید. بالاخره تغییر دموکراتیک را می پسندید یا تغییر خشونت آمیز؟ بدلیل اینکه الزمات و ابزار آن دو با هم متفاوت است. برای تغییر دموکراتیک نیاز به هرچه وجود داشته باشد یقیناً نیاز به اسلحه و بمب ندارد چه رسد به ارتش و به طریق اولا قرارگاه نظامی، بلکه یک حزب با اساسنامه مشخص و استراتژی مشخص و کادرهای اعلام شده می خواهد و تعدادی دفتر و سایت و حرکات مسالمت آمیز و حمایت های خاص خود.