پنجشنبه, ۴ تیر , ۱۴۰۵
حمله خمپاره ای رجویستها به مجتمع مسکونی نور 16 اسفند 1385

حمله خمپاره ای رجویستها به مجتمع مسکونی نور

از زمانی که مجاهدین اعلام به مبارزه مسلحانه علیه نظام نمودند و متعاقب آن تشکیلات و زیر مجموعه خود را از ایران به خارج از مرزها کوچ دادند، در اولین گام ها تمامی تلاشش را معطوف به نفوذ نیروهایش برای عملیات به داخل کشور می کرد که خود یکی از بزرگترین مشکلات سازمان تلقی می شد. و می بینیم که بعد از سال های اولیه، تحرکات نظامی سازمان و ترور اشخاص اعم از دارای مقامات و چه مردم کوچه بازار ورود نیروهای سازمان به داخل خاک میهن بسیار سخت شد، به طوری که دیگر نوار مرزی ایران عراق که در آن روزها درگیر جنگ بودند مکان امنی برای نفوذ نبود و چه بسیار نیروها که حتی با شبیه کردن خود به افراد کرد باز هم مورد پیگرد و دستگیری نیروهای امنیتی ایران قرار می گرفتند.

اجلاس در پارلمان اروپا جهت بررسی وضعیت سازمان مجاهدین خلق 10 اسفند 1385

اجلاس در پارلمان اروپا جهت بررسی وضعیت سازمان مجاهدین خلق

در تاریخ 27.02.2007 جلسه ای به دعوت پارلمان اروپا در شهر بروکسل در مورد حضور سازمان مجاهدین خلق در لیست گروه های تروریستی اتحادیه اروپا برگزار شد. ریاست این جلسه را خانم آنگلا بیر نماینده تام الاختیار پارلمان اروپا در مورد” گفتگو با ایران” برعهده داشت. در این اجلاس که با حضور بیش از 70 نفر از اعضای پارلمان اروپا، بویژه احزاب سبز در این پارلمان، خبرنگاران و کارشناسان امور تروریسم حضور داشتند. همچنین گروهی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق به نمایندگی از انجمن ها و کانون های مدافع حقوق بشر و مبارزه با فرقه گرایی و تروریسم در این اجلاس شرکت کرده بودند.

بخش سوم گزارش کنفرانس پاریس 09 اسفند 1385

بخش سوم گزارش کنفرانس پاریس

ما می دانیم که مسعود رجوی چند سال است که از انظار مخفی است و می دانیم که گذشته ایشان همکاری با دولت عراق علیه منافع مردم ایران و خمپاره زنی ها و.. نزدیکی با صدام بوده است حال که می خواهند مسعود رجوی را ظاهر کنند که شرایط برای چنین کاری مساعد نیست، البته منظورم من این نیست که فرد خاصی به این سوال جواب بدهد، آقای سبحانی و یا آقای قشقاوی وهر کس دیگری که می تواند جواب بدهد سوال این است، چرا الآن؟ تا آنجائی که من می دانم کسی که یک ذره شم سیاسی داشته باشد برایش مشخص است که مسیری که الان مجاهدین دارند طی می کنند بخصوص در فرانسه، گسترش و بسط همان فرقه و همان حادثه ای است که چند وقت پیش اینجا آدم ها خودشان را برای مریم رجوی سوزاندند

دیدار با خانواده های عضو انجمن نجات آذربایجان غربی 08 اسفند 1385

دیدار با خانواده های عضو انجمن نجات آذربایجان غربی

دیدار آقای مهران کریم دادی یکی از جداشدگان فرقه رجوی با خانواده های عضو انجمن نجات آذربایجانغربی. در مورخه بیست و پنجم بهمن ماه سال هزاروسیصد و هشتاد و پنج آقای مهران کریم دادی با تعدادی از خانواده های عضو انجمن نجات استان آذربایجانغربی که بستگان و عزیزان دلبندشان همچنان در اسارت فرقه تروریستی رجوی بسرمی برند دیدار و ملاقات کردند. ایشان ضمن تشریح روابط و شرایط حاکم بر مناسبات درونی تشکیلات رجوی و نیز وضعیت ناهنجارذهنی و روانی افراد حاضر در قرارگاه اشرف به سوالات گوناگون حاضران پاسخ دادند. آقای مهران کریم دادی با شرح سرنوشت تلخ خود و اعضای خانواده اش که به نوعی قربانی مطامع پلید و ضد میهنی سردمداران فرقه شده اند به نکات تکاندهنده ای از رفتار وحشیانه سردمداران فرقه در محیط قرارگاه اشرف اشاره کرده و به خانواده ها توصیه کرد تا برای رهائی عزیزانشان از شرایط مخوف حاکم بر مناسبات درونی فرقه رجوی فعالیت همه جانبه ای انجام دهند

چگونه توسط دختران تانک، شستشوی مغزی شدم 08 اسفند 1385

چگونه توسط دختران تانک، شستشوی مغزی شدم

آن سینگلتون گفت که مسلمانان عادی بریتانیا بطور فزاینده ای در معرض خطر جذب توسط افراطی ها هستند، که از حقه های روانی برای تبدیل آنان به پیروانی که سؤال نمیکنند استفاده نمایند و آنان را آماده اعمال خشونت جهت پیشبرد مقاصدشان کنند. مادر 48 ساله تنها یک فرزند، که در لیدز زندگی میکند، با فناتیک ها زمانی که در دانشگاه منچستر در دهه 1970 درس میخواند مرتبط شد

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۷ 07 اسفند 1385

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۷

سعید باقری دربندی: قادر سوالی کرد که شما چرا وارد بحث سگ دعوا شدید؟ در این مورد لازم میدونم توضیح بدهم. ما به اختیار خودمان وبا تمایل قلبی وارد بحث نشدیم راستش را بخواهید من و سایر افراد هم لایه بشدت تحت فشار روانی بودیم و در طی سالها اقامت در اشرف ترس بر وجودمان سایه افکنده بود زیرادر نشست هائی همچون عملیات جاری واقعا افراد را به جان هم می انداختند و اگر هم کسی جراأت می کرد به مناسبات و ضوابط تشکیلاتی اعتراضی منطقی بکند که فاتحه اش خونده شده بود، روزگار را برایش سیاه می کردند. اما با همه این احوال مواقعی می شد که من تاب و توان این همه ستم و محدودیت و رفتارهای قرون وسطائی را نداشتم و اگر بحثی را قبول نمی کردم واردش هم نمی شدم،خوب جنگ و دعواش را هم می کشیدم چه با مسئول نشست، چه با مسئول خودمان در یگان.

بررسی نقض حقوق بشرتوسط فرقه تروریستی رجوی 30 بهمن 1385

بررسی نقض حقوق بشرتوسط فرقه تروریستی رجوی

بنا به دعوت انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی شش تن از جداشدگان فرقه رجوی که اخیرا به میهن بازگشته اند ضمن شرکت در میزگرد بررسی و کنکاشی بر نقض حقوق بشر، به واکاوی و تحلیل نقض مکرر و مستمر حقوق انسانی افراد حاضر در قرارگاه اشرف در طی سالیان دراز از سوی دارودسته فاشیست رجوی، پرداختند.

مادر بت‎ها 30 بهمن 1385

مادر بت‎ها

مولانا در کتاب گران‎سنگ مثنوی معنوی که سرشار از پندها و نصایح است، ماجرای پسری را حکایت می‎کند که به‎واسطه‎ی مادری که مشی درستی در زندگی ندارد، هر روز با کسی مرافعه دارد و هر روز به خیال دفاع از مادر، با مردم به مشاجره برمی‎خیزد… تا آن‎که عقلانی فکر کرده و ریشه‎ی ابتلائات که غلط کاری مادر بوده را شناخته و در صدد رفع آن برمی‎آید.

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۶ 25 بهمن 1385

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۶

آرش رضایی: افراد مستقر در قرارگاه اشرف به خصوص کسانی که بشدت مسئله دار شده و ذهنشان مملو از پرسش و ابهام نسبت به خط مشی سازمان و بن بست ویرانگری که رهبری سازمان در آن شرایط خاص گیر کرده بود، آیا سازمان در واقع با این ترفند می خواست معترضین و افراد خواهان جدایی را در آب و نمک نگه دارد؟ ناصر سید بابایی: بله، دقیقا به همین دلائلی که ذکر شد رهبری سازمان بحث مسخره سگ دعوا را در اشرف پیش کشید.

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۵ 19 بهمن 1385

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۵

آرش رضایی: در واقع فشارها بر افراد جدیدالورود مضاعف می شده چرا که در یک مقطع کوتاهی افرادی چون خانم مرضیه قرصی باید همه فشارهای سیستماتیک بر ذهن و روانشان را تحت عنوان مباحث انقلاب ایدئولوژیک و یا غیرو تحمل می کردند. قادر رحمانی: بله امثالی مثل خانم مرضیه مجبور بودند زیر فشار روانی طاقت فرسائی باشند. البته من دقیقا نمی دانم که خانم مرضیه چقدر طول کشید تا به اصطلاح انقلاب کند ولی نزدیک به دو سالی طول می کشید که وقتی افراد وارد قرارگاه اشرف می شدند انقلاب می کردند، دوران پذیرش را رد می کردند، بعد می رفتند تو یک یگانی و بعد از آن یگان باید تمام مراحلی که اسمش را گذاشته بودند انقلاب باید این مراحل را عبور می کردند وآن هم در عرض دو سال. یعنی آن چیزی را که ما در عرض هفده سال از آن مراحل عبور کرده بودیم، باید این افراد تازه وارد طی دو سال طاقت فرسا از آن مراحل رد می شدند بعد وارد مناسبات می شدند

بازگشت فریبا هشترودی 18 بهمن 1385

بازگشت فریبا هشترودی

بیش از یک ماه از سفر خانم فریبا هشترودی به ایران می گذرد و بازتاب دیدار وی با نمایندگان کانون هابیلیان، بسیار بیشتر از آنچه که تصور می شد، بود. تا کنون نزدیک به 50 مطلب در این خصوص در سیمای مخالفین و موافقین نوشته شده است، واکنش های مثبت و منفی که هر کدام به نوبه خود جای تأمل و بررسی دارد. باید گفت تا کنون هیچ واکنشی در این خصوص منفعلانه و بینابینی نبود، یعنی جدایی هشترودی در دو جهت کاملاً مثبت و آرمانی و آزادی خواهانه و در جبهه ای دیگر خیانت گرایانه و دشمن شاد کن (از دید سازمان) بود.

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۴ 14 بهمن 1385

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۴

سعید باقری دربندی: ببینید در مورد بحث به اصطلاح”سگ دعوا” ما در آن مقری که بودیم من و اغلب بچه ها این بحث را قبول نداشتیم یعنی نزدیک به پنجاه و یا شصت نفر بودیم که با این بحث مشکل داشتیم. در لایه خودمان غیر از دو سه نفر که خود شیرینی و چاپلوسی می کردند به غیر از آنها هیچ کسی فاکت ننوشته بود سر این قضیه به عنوان نمونه حتی یک فاکت هم در این مورد ننوشتم در رابطه با سگ دعوا که به اصطلاح بحثش بود. بقیه بچه ها هم همینطور حالا یک تعدادی هم از ترس نوشتند ولی در مجموع ما پنجاه و شصت نفری که هم لایه بودیم به این بحث اعتراض کردیم

blank
blank
blank