خاطرات نشست طعمه در فرقه رجوی – قسمت اول
سال 1380 مقر ما به نام قرارگاه موزرمی به فرماندهی زهره قائمی درخارج ازشهر عماره (عراق) بنا شده بود. من کارهای پشتیبانی را در مقر انجام می دادم معمولا به تمام نقاط مقر سرکشی می کردم. بعد از ظهرها نشست عملیات جاری با افراد رده بالا را زهره قائمی برگزار می کرد. هر موقع از کنار ساختمان ستاد رد می شدم افراد حاضر درنشست سرهمدیگر فریاد می کشیدند و به هم فحش های رکیک می دادند این روال هر روز ادامه داشت.
گفتگو با آقای سیروس غضنفری درباره سازمان مجاهدین – قسمت سوم
رجوی با فرستادن مریم به خارجه می خواست چرخش فکری افراد را با فشارهای تشکیلاتی برای اطاعت پذیری لازم در درون تشکیلات ایجاد کند و به راحتی اندیشه های افراطی و خشونت زا را در اذهان عمومی قرارگاه اشرف جا بیندازد. لذا با راه انداختن نشست ها وبا ادای این جمله ها که” الان با کسی شوخی ندارم” یا” مریم را به خط اول جبهه فرستاده ام تا راه سرنگونی را حل کند وشما باید تمام عیار دراختیارسازمان باشید تا سازمان راه بن بست را باز کنند”
کند وکاوی در نمایش مسـئول اوّلی درسازمان مجاهدین
رهبریت ِسازمان نیز با دنباله روی از غرب این جریان ِفمینیستی ِخزنده را که از متن تفکرات فلسفی و ایدئولوژی غرب بر خاسته، با طرح ِسوژه های ِبه ظاهر حق مدارانه درباره زنان پیروی می نماید.از آن جا که اصول ِجهان بینی ِغربی، توسعه در رفاه و امور ِمادّی است، هدف ِفمینیست ها نیز ایجاد ِجامعه ای است که در آن تفاوت بر اساس ِجنسیت، جای ِخود را به تشابه بدهد تا آرمان ِبرابری و استفاده از رفاه ِمادی تحقق یابد.
گروه مجاهدین یک فرقه است
خطر سازمانهای سری بویژه وقتی جدی تر می شود که به دنبال اهدافی غیر قانونی وجنایتکارانه حتی موجودیت خود را هم مخفی نگه می دارند.یا اگر وجود سازمانی مخفی و اهداف کلی آن شناخته شده باشد. این سازمانها تاحد ممکن می کوشند اعضاء و یا اهداف سری کوتاه مدت خودرا مخفی نگه دارند.این موضوع بخصوص درموردگروههای سرسخت تروریستی که گهگاه با اقدامات تروریستی خود رعب و وحشت در دل جهانیان می اندازند، بهتر وبیشتر قابل لمس است.
میزگرد نقد مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت چهل و چهار
مسئولین سازمان ترفند خاصی را بعد از هر بحث و نشست بکار میبردند در یک سر فصلی بعد از طرح بحث برای مثال خانم مرضیه نظرش را می گوید بعد سعید و یا ناصر حرف میزنند و مسئولین می گفتند گزارش کتبی بنویسید و جمعبندی از گزارش های افراد می کردند و بعد کلمه یا اصطلاحی را ابداع می کردند و نتیجه گیری می کردند که به غیر از بحث علی الدوام دیگر هیچ راه حلی جواب نمی دهد؟!!
پدیده مغز شویی و تلقینات مذهبی در فرقه رجوی – قسمت اول
سازمان مجاهدین خلق از سال 1364 بحث های موسوم به تحول جدید ایدئولوژیکی یا انقلاب ایدئولوژیک (Ideological mutation) را در سازمان و در مناسبات درونی خود آغاز کرد که این تحول ایدئولوژیک با طلاق خانم مریم عضدانلو ازآقای مهدی ابریشمچی و ازدواج او با مسعود رجوی شروع گشت و این ازدواج موجی از تغییرات اساسی و بنیادی را در سازمان بهمراه داشت که طی آن تمامی ساختارهای فرماندهی و بنیادی سازمان منحل شد
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای – قسمت هفتم
با بوجود آوردن بند همردیفی یکی را بعنوان همردیف مسئول اول معرفی کردند و صدها تن از زنان را هم بعنوان اعضاء شورای رهبری. تمام اینکارها و تمام این مانورها هم از این بابت بود که خودشان را از صحنه خطر بدور کنند. دوباره با خرج کردن از جان عزیزان مردم و دوباره با جلو انداختن فرزندان مردم ایران و به کشتن دادن آنها سعی بر حفظ خود داشتند. اکنون که به کارنامه سراسر خیانت و دروغ رجوی نگاه میکنیم بخوبی اینرا میبینیم که ایشان چیزی جز تباهی و سیاهی در چنته ندارد
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای – قسمت ششم
همانطور که بارها اشاره کرده ام رجوی حس و هوشیاری ضد انقلابی بسیار بالایی داشت. او برای اینکه امپراطوری خود ساخته خود را در راس سازمان بقول خودش آبندی کند دست به چنین کاری زد و اینچنین فیلی را هوا کرد. با روی کار آوردن زنان به راس امور، تمامی مسئولین قدیمی سازمان که همگی از مردان بودند و در نقاط کلیدی و تصمیم گیرنده قرار داشتند را کنار زد تا دیگر این افرادی که در سازمان جایگاهی دارند و حرفشان برش دارد در قدرت نباشند.
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای؟ – قسمت پنجم
اساسا در تمامی گروههای فرقه ای رهبر مایل است که قدرت مطلق باشد.او هرگز نمیپذیرد که کسی باصطلاح موی دماغش باشد یا بخواهد حتی در کنارش بنشیند. در سازمان مجاهدین هم اینچنین بود. بارها از مریم شنیده بودم که میگفت: مسعود فقط بخدا پاسخگوست! و ادامه میداد که او به نقطه ای از کمال و نزدیکی بخدا رسیده که میتوان او را جانشین خدا بروی زمین بدانیم. او بمانند ائمه، معصوم و پاک است و هرکس شکی باو بکند پنداری به حقانیت خدا شک کرده است!
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای – قسمت چهارم
نوک پیکان حمله فرقه ها بروی خصوصیات انسانی افرادیست که جذب آنان شده اند. آنان در طول زمان و بآهستگی با شیوه و شگردهای مختلف، با آموزشهای گوناگون سعی برآن داشتند که هر آنچه در دنیای عادی ارزش و محترم است را در ذهن نیروی خود به ضد ارزش تبدیل نمایند! مغز شویی بمانند ساختن یک ساختمان است. بایستی هر روز با کار مستمر آجر به آجر روی هم نهاد تا نهایتا به یک ساختمان رسید. در سازمان مجاهدین و بقول رجوی که همیشه یاد آوری میکرد: اصلی ترین کار مسئولین ما کار ایدئولوژیک که اسم مستعار آن مغز شویی بود است.
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای؟ – قسمت سوم
اساسا از ویژگیهای بارز فرقه ها همین است که حرف نامشروع و غیر قانونی خود را آنچنان با قاطعیت تئوریزه میکنند که شما در دنیای استدلال و منطق (البته منطق خودشان)هیچ اشکالی درآن مشاهده نمیکنی. مثلا این ارزش میشود که در سازمان مجاهدین اگر بی چون و چرا حرف مسئول خود که نماینده رهبر است را قبول و اجرا کنی از رتبه تشکیلاتی بالاتری برخوردار خواهی بود.
مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت چهارم
اگرفردی درفرقه رجوی خودش را با خواسته های رهبران فرقه هم سو نمی کرد حتی غذا را برای او حرام می دانستند به این خاطر افراد ناچار بودند که خود را به هرقیمت به فرقه وابسته نشان دهند تا شکنجه روحی نشوند چون به اندازه کافی هر فرد مشکل داشت. بی خبری از خانواده، نداشت هویت فرد، فرد را ناچار کرده بود تا با رهبران فرقه هم سو شود واین را خود رهبران فرقه سازمان مجاهدین می دانند.