افکار ارتجاعی و فرقه ای رجوی ها نسبت به زنان
مریم رجوی در دنیای بیرون تشکیلات و در غرب آنچنان از حق و حقوق زنان دم می زند که انگار او تنها منجی زنان عالم است ولی برخورد او و همسر فراریش در قرارگاه اشرف از سال ها قبل هرگز چنین چیزی را نشان نمی دهد که او حتی کوچکترین حقی برای هیچ زنی قائل شود او زن را یک ابزار در تشکیلات فرقه ای و تنها وسیله برای هوس بازی رجوی می بیند.
زمینه چینی رهبر فرقه رجوی برای از بین بُردن اعضاء!
آیا رهبری فرقه دلش به حال مردم عراق می سوزد و یا با موضع گیری اش می خواهد زمینه چینی در گیری با سربازهای عراقی را فراهم کند؟ رهبری فرقه این بار می خواهد چند نفر از اسیران در بند را به زیر خاک بفرستد. رهبران فرقه و سران شکنجه گرشان قبل از همه دلشان به حال خودشان بسوزد که بد جوری در عراق لای منگنه مانده اند.
نقابی که مسعود رجوی بر چهره زده
کسی که همه چی را برای خودش طیب و طاهر بداند اما برای سایرین (اخ و بد) و بواقع باید این موجود خبیث را در دادگاههای بین المللی محاکمه کرد تا هر آنچه از این سنخ رهبرانی که مدعی اسلام وغیره هستند دستشان رو شود تا با حیله و نیرنگ افراد دیگر را در دام یک چنین باتلاقی گرفتار نکنند
تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت هشتم
هر سازمان یا فرقه ای در دنیا هر قدر روی افرادش کار فکری یا سیاسی کند اگر با واقعیت مطابقت نداشته باشد تاثیر خود را از دست میدهد. مثلاً سازمان سیا روی افراد به خصوصی کار میکند سپس آنها را به عنوان جاسوس به کشورهای دیگری گسیل میدارد انسان چون همیشه قابل تغییر است حتماً عاطفه و احساس دارد ممکن است در همان موقعیتی که قرار دارد و جاسوسی میکند با دیدن یک مسئله تغییر رویه دهد یا تغییر روش بدهد
گریختن کریم غلامی از جهنم رجوی جای تحسین دارد
فرقه با سهیم کردن نفرات در جنایات آنها را در راهی قرار می دهد که بی بازگشت باشند. وحتی به نحوی پایان حیات فرقه را پایان زندگی خود بدانند و این کار از پایه ای ترین کار یعنی گزارش کردن دیگران (جاسوسی) و کارهایشان برای فرمانده شروع می شود و به میزانی که نفر از خود استعداد نشان دهد جلو خواهد رفت و حتی به شغل زندانبانی و شکنجه گری هم ارتقاء می یابد.
اعلام جدائی رسمی اقای سعید ناصری از فرقه رجوی
من این شرایط را دیدم هر چند که ناراضی بودم ولی مجبور بودم که در اشرف بمانم و تمام سختی ها را تحمل بکنم تا اینکه ببینم چی میشود در نهایت با گذشت چهارده پانزده سال اینجوری سپری شد و این جوانی بنده بود که مثل باد و برق رفت تا اینکه بعد از سرنگونی دولت صدام حسین فرصتی پیش امد که از اشرف فرار بکنم و خودم را نزد نیروهای عراقی برسانم و زندگی جدیدی را اغاز بکنم
پیام ادوارد ترمادو به خانواده های مقاوم در مقابل اردوگاه اشرف و اسیران گرفتار
دوستان عزیز که در زندان اشرف گرفتار هستید، آیا تا کنون با خود لحظه ای خلوت کرده اید تا به درستی فکر کنید که چرا خود و زندگی خود را و زندگی پدر و مادر ودیگر عزیزان خود را به باد فنا داده اید؟ به راستی برای چه؟ آیا فکر می کنید این یک مبارزه است؟ اگر این راهی که شما در پیش گرقته اید مبارزه کردن است پس چرا رهبران این مبارزه در کنار شما نیستند؟ آنها در اروپا بهترین زندگی را برای خود فراهم کرده و در امنیت کامل بسر می برند
فرقه رجوی افراد خارجی را با حقه و کلک به مراسم تاورنی آورد
هر چند که تاکنون تعداد زیادی از خانواده ها دست رد به سینه او زدند ولی اندک خانواده و افراد , نیز اسیر حربه های او گشته اند. شگردی که جدیدا رجوی پلید در رابطه با آلوده کردن خانواده های افرادی که در اروپا مشغول تحصیل یا زندگی عادی و یا حتی پناهندگی سیاسی دارند (ولی چندان برای رجوی تره خورد نمی کنند) به کار می برد این است که با برقراری ارتباط و استمرار آن با بستگان فردی که در خارج هستند زمینه را برای اخاذی تحت عنوان کمک مالی آماده می کنند.
خانواده ها از پشت میکرفن ها و بلندگوها چه میگویند؟
این خانواده ها هیچگونه امکان ارتباطی با عزیزان اسیرشان ندارند و فرقه رجوی حق تماس با خارج از پادگان را به اعضای دربند خود نمی دهد. لذا تنها راهی که به فکر خانواده ها رسیده است تا صدای خود را به گوش بستگانشان برسانند استفاده از بلندگو می باشد. آنان با استفاده از بلندگوهائی که در پشت خاکریزها و حصارهای پادگان اشرف قرار داده اند تلاش میکنند با عزیزان خود ارتباط برقرار نمایند.
مصاحبه آقای مهدی خوشحال با خانم بتول ملکی در مورد سرنوشت مجاهدین
از آنجایی که سازمان و خود رجوی میدانند که به محض دیدار خانواده ها با فرزندانشان ریزش نیرو به طور وسیعی صورت خواهد گرفت بنابراین با هر روش از جمله تهمت زدن به خانواده ها اینکه اینها ازعوامل رژیم هستند و محصور کردن فرزندانشان در پادگان اشرف مانع این دیدار می شوند. حتی با این خانواده ها که اکثرآنها افراد مسن هستند بوسیله حمله های فیزیکی می خواهند مانع حضور آنها بشوند.
نابودی عشق در فرقه رجوی
20 سال قبل در یکی از همین روزها بود که یکی از دیکتاتورهای بدون صاحب نام که همیشه خود را پشت دیکتاتورهای دیگر قایم می کرد و با شعر و شعارهایی که به کار می برد و همه چیز خود را معکوس جلوه می داد، در مقابل چشم همه مردم جهان، ضد والنتاین و روز ضد عشق و عاشقی خلق کرد و به کار برد. او با اهرم های فشار و استبدادی که در دست داشت، بسیاری از انسان های عاشق زندگی و هستی را در درون فرقه اش محکوم به جدایی و فنا کرد و با امکانات و تبلیغاتی که در آن روز در دست داشت و به کار می برد، تا توانست در مذمت عشق سخن راند.
مجاهدین هرگز به آرزوی خود دست نمی یابند
مجاهدین به شدت در میان ایرانیان فاقد اعتبار هستند و مردم ایران آن ها را خائن تلقی می کنند. پروفسور بیمان نتیجه گیری می کند که « سیاستمداران واشنگتن دارند انرژی خود را برای طرح های مزخرفی چون بیرون آوردن مجاهدین از فهرست تروریستی هدر می دهند