گفتگو با آقای سیروس غضنفری درباره سازمان مجاهدین – قسمت چهارم
مریم عضدانلو مجدداٌ مراحلی جنبی دیگری از انقلاب درون سازمانی مجاهدین را با عنوان نشست های دیگ اعلام کرد تا مانع از ریزش نفرات در تشکیلات اروپا گردد. ولی در اندک مدتی ما در داخل سازمان فهمیدیم هدف احاطه سریع فکری و روحی روانی نفرات در خارجه بوده تا به ترفند و شیادی خاص، آنان روانه اردوگاه اشرف شوند و بیشتر از این آبروی ریخته اعضای بریده که بعنوان دور و بر مریم از اشرف به اروپا اعزام شده بودند بیشتر نشود.
ملاقات پشت دیوار اشرف – قسمت نهم
ضلع شمال اشرف به کلی جمع آوری شده و هیچ سیاج و سیم خارداری دیده نمی شود، تا کنار خیابان 100 نیروهای عراقی پیشروی کردند و فقط یک خاکریز بین عراقی ها و نفرات داخل اشرف وجود دارد. مزار مروارید و جاده های منتهی بآن نیز از خیابان 100، در کنترل نیروهای عراقی است. در کنار غسالخانه مزار مروارید که زمانی هم زندان زنان بود، یک پارکینگ از خودروهای توقیفی سازمان دیده می شود. و تمامی خودروهای مصادره ای از سازمان آنجا پارک شده است.
ضربه آخرخانواده ها به مجاهدین
اکنون بعد از گذشت بیست ماه از اولین تحصن خانواده ها و در حالیکه کمتر از 3 ماه به مهلت تعیین شده از طرف دولت عراق برای خروج نیروهای فرقه رجوی نمانده سیل جدیدی ازاعزام خانواده ها به سمت اسارتگاه اشرف آغاز شده است. سیلی که عزم خود را جزم کرده تا بنیان فرقه رجوی را برکند وبرای همیشه به زباله دان تاریخ بفرستد.
حکمیت و مقاومت اسلامی فلسطینیان
این هند جگر خوار(منظورم مریم قجر است) که از آرمان فلسطین دم می زند و مانند همسر فراریش , جز کینه توزی تا به حال , چیز دیگری به ارمغان نیاورده , تاکنون در شرایط حساس از جمله تهاجم و بمباران و کشتار مردم غزه توسط ارتش صهیونیستی طرف ارتش اسرائیل را گرفته است , امروز دم از حکمیت و به رسمیت شناختن اسرائیل و برقراری حکومت فلسطینی را می زند
پیام واو مسعود؛ ای نیروها شما راحت بخوابید مریم بیدار است
برادر مسعود چرا واو شدی چه چیز باعث شد حالت واوی در نشست ها و پیام هایت برای همه روشن شود. انقلاب کجاست که یک نشست دیگ برای شما بگذارد و از این حالت واوی و صحبت های پرت و پلا بیرون بیایید. در پیام شما چه چیزی بود که بچه های اشرف نشان گوش کنند. به کارهای مریم و یا تلاش خواهران شورای رهبری و هدیه مریم به اشرفی ها، خانم زهره و یا داد و فغان از جامعه بین المللی که باید شما رابه عنوان پناهنده قبول می کردند و نکردند.
تاکید نخست وزیر عراق بر اخراج مجاهدین تا پایان ۲۰۱۱
دفتر نخست وزیر عراق در بیانیه ای اعلام کرد: نوری مالکی امروز در دیدار با مارتن گوبلر با اشاره به این که قوانین دولت عراق باید محترم شمرده شود، گفت: پرونده اردوگاه اشرف که مقر مجاهدین است باید تا قبل از پایان سال میلادی جاری بسته شود و اعضای مجاهدین از این اردوگاه اخراج شوند.مالکی افزود: معتقدیم دستور دولت عراق باید در زمان تعیین شده اجرایی و این اردوگاه به طور کلی تا قبل از پایان سال به دولت عراق تحویل داده شود.
ترس سران فرقه رجوی از پناهندگی اعضاء اسیر به کشورهای آزاد دنیا
پدر خوانده فرقه در نشست معروف موسوم به سیتی زنی در قرارگاه اهدایی پدر معنویش صدام با برگزاری ساعتها نشست برای افرادی که در اروپا و امریکا موقعیت پناهندگی یا سیتی زنی داشتند ابلاغ کرد که همه شما باید به ان پاسپورتها تف کنید و سیتی زن اشرف شوید! بدین شیوه سران فرقه از افرادی که دارای موقعیت پناهندگی بودند دست خطی گرفتند مبنی بر اینکه دیگر خواهان ادامه موقعیت پناهندگی یا سیتی زنی نیستند!
سناریوی هالیوودی و دم تکان دادن های رجوی های ملعون
دولت آمریکا در یک سناریو سازی هالیودی شروع به فرافکنی علیه ایران نمود تا از این طریق توجه اذهان عمومی جهان را منحرف نمایند. در این میان رجوی ها که در مرحله پایانی با شعار از این ستون به آن ستون فرج است حاضر به هر نوع غلط کردن گفتن و کوتاه آمدن از مرز سرخ های قبلی خود شده اند و بخوبی می دانند طی چند ماه آینده با جمع شدن اشرف شیشه عمرشان خواهد شکست، از خود شادی زاید الوصفی نشان داده و به دم تکان دادن های مشمئزه کننده ای دست زده اند.
آب در هاون کوبیدن فرقه رجوی – قسمت چهارم
آقای رجوی روزی که صدام بود و به شما پول و زمین هدیه می داد و پسرانش سر بریده عراقیها را هدیه می کردند که اگر کسی به شما چپ نگاه کند سر از بدنش جدا می شود و شما برای آنها رقص رهایی می گذاشتید چه شد که یک مرتبه آنها رفتند! با دشمن آنها دوست و در پارک مریم گوسفند قربانی کردید و توسط رقاص های مریم، رقص رهایی راه انداختید؟ آیا ایدئولوژی چپ شما این ها بود؟
گفتگو با آقای سیروس غضنفری درباره سازمان مجاهدین – قسمت دوم
رهبری سازمان فهمید که در غرب کسی برایشان تره خرد نمی کند. مریم رجوی هم که به دستور مسعود به فرانسه رفته بود تا عرض اندام تبلیغاتی و سیاسی کند و نام سازمان را در میان سیاست مداران اروپایی مطرح کند به بن بست خورد و”راه سرنگونی” برای همیشه بسته شد. و این کار به حدی انقباض روحی و روانی در عملکرد بیرونی و درون تشکیلاتی مجاهدین ایجاد نمود که مریم قجر دست از پا درازتر به اردوگاه اشرف برگشت ورجوی در کمال ناباوری اعضای سازمان در اشرف، این مراجعت را جشن گرفت و ادعا نمود که زمینه سیاسی برای سرنگونی توسط مریم فراهم شده
خانواده های قربانی شده سازمان از بی پایگاهی رجوی در داخل می گویند – قسمت دوم
98 درصد از افرادی که قبلا گول شعارهای سازمان را خوردند و نسبت به او سمپاتی پیدا کردند بعد از کش و قوس های مختلف پی به ماهیت سازمان و رجوی بردند و دنبال زندگی خود رفتند و اگر چه ممکن است که با نظام همراه نباشند اما تنفر شدید نسبت به سازمان دارند آدم هایی را در شهر خود می شناسم که قبلا با سازمان کار می کردند ولی بعدها به ماهیت سازمان پی بردند و با ادامه تحصیل در حال حاضر جز مسئولین بالای ادارات و بانک ها می باشند که نمی خواهم نامی از آنها برده شود.
بُن بست استراتژیک فرقه رجوی
موضع گیری قاطع دولت عراق در رابطه با بستن اُردوگاه اشرف تا پایان سال 2011 باعث شده رهبران فرقه در خارجه بد جوری خودشان را به در و دیوار می کوبند که راه حلی برای این موضوع پیدا کنند. سر رهبران فرقه در این رابطه به سنگ خورده. قرار است آژانس پناهندگان سازمان ملل با تک تک اشرفی ها بصورت فردی و به دور از سران فرقه مصاحبه کنند. ظاهرا رهبران فرقه طرح را پذیرفته اند ولی در درونشان عزا گرفته اند.