مریم قجر و شوی مسخره دیگری در پاریس
مریم رجوی در یک کنفرانس باصطلاح بین المللی شرکت نموده و سخنرانی کرد. او که بعد از گذشت 12 ماه از مصاحبه با خبرگزاری فرانسه و در حالی که نه تنها دولت های خارجی بی طرف نبوده بلکه همچون سه دهه گذشته به شدت علیه ایران دست به اقدام عملی نیز زدهاند با وقاحت تمام عده ای بیکارِ از سیاست خارج شده که برخی هایشان از قضا از حامیان پرو پا قرص اسرائیل هم هستند را گیر آورده و با مدد جنگ طلبانی همچون جان بولتن و یارانش می خواهد به هر قیمت بگوید که حرف مرد و زنِ دجال یکی است و این حکومت همانطور که آنها از سی سال قبل هم گفته اند در مرحله سرنگونی است!!!
مجاهدین و رهبری فرقه ای
بالا دستها در فرقه رجوی خصوصا مریم و مسعود رجوی صف خود را همواره از پائین دستها جدا می بینند و از امتیازات خاص برخوردارند واین برآمده از ایدئولوژی فرقه گرایانه بوده و تراوش می کند. باید از رجوی پرسید تو محق هستی با فرزندت مصطفی وهمسر جادوگرت مریم با دخترش اشرف درکنارهم باشی اما اعضای دربند تشکیلات مخوف تو اجازه ندارند درپی سالیان بی خبری از اقوام خود ولو یک تماس کوتاه تلفنی داشته باشند تا خانواده هایشان را از نگرانی در بیاورند!
اقامت مجاهدین در عراق برای پایه گذاری فرقه گری
در ایدئولوژی فرقه گری سازمان مجاهدین قبل از هر چیز رهبر مقدم تر است , در آن ایدئولوژی گام اول رهبر , گام دوم غرق شدن در وجود رهبر , گام سوم فدا شدن برای رهبر. این تنها در فرقه سازمان مجاهدین نیست بلکه مناسبات فرقه گری در کل دنیا روی این سه گام حرکت می کند ممکن است یکی سوم را اول حساب کند.
روند پیچیده ی بهره گیری از عنصر تشکیلاتی در فرقه رجوی
بکارگیری شیوه ی ماکیاولی برای کسب قدرت، مرام و باورمندی رهبران مجاهدین است. این امر مشهود برای اندیشمندان و پژوهشگران به روشنی به اثبات رسیده است که انسان و” حقوق ذاتی و طبیعی اش” در اندامواره ی فکری و ایدئولوِژیک مجاهدین ارزش و اصالت خود را از دست می دهد و “واقعیت ذاتی و ماهوی فرد تشکیلاتی” در قبال شیئیت و سودمندی صرف در راستای اهداف و امیال رهبر عقیدتی مجاهدین از یاد رفته است. فرد تشکیلاتی مبدل به عنصر بی مقدار و بی اراده شده و در واقع او را به بردگی نوین سوق میدهند.
پایان تاریخ مصرف وشروع باج گیری مجاهدین
درون فرقه تا چه حدی برای نفرات سخت بود که برای سرگرم کردن, کارهای یدی ایجاد می کردند تا نفرات از فشار کار خسته و مغزشان کار نکند و فکرش فقط برای استراحت باشد که کی برای استراحت به آسایشگاه برود و نام این عمل شکوفائی انقلاب بود که این داستان باعث شد نفرات فساد اخلاقی مسعود را بدانند و امروز تازه آن صحبت ها که آن زمان محفل ما بود که ما قربانی فساد اخلاقی هستیم بیرون درز میکنند آن روز فقط اندک نفراتی صحبت می کردند و نام این هم محفل بود ولی امروز چه؟
رهبر خودکامه و خودشیفته ی مجاهدین – قسمت اول
می توان اذعان نمود که افراد خودکامه همانند مسعود رجوی رهبر عقیدتی مجاهدین از بیماری اختلال شخصیتی خودشیفتگی رنج میبرند. به احتمال زیاد و با توجه به قرائن و شواهد و مستنداتی که کادرها و اعضای مجاهدین در سطوح متفاوت تشکیلاتی درباره ی خصوصیات و ویژگی های مسعود رجوی طرح می کنند ایشان از همان ابتدای پیوستن به مجاهدین خلق در دهه چهل شمسی از بیماری خودشیفتگی رنج میبرده است.
نقدی بر کتاب” خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع” – قسمت دوم
سخنانی که رجوی در این بخش از کتاب بکار برده برای شناخت این فرقه و نحوه برخورد شدید و خشن با مخالفین بسیار پر اهمیت می باشد و شایسته تحلیل و بررسی جداگانه از ماهیت این فرقه می باشد. در سراسر کتاب هیچگونه اثری از پاسخگوئی به هزاران سئوالی که خانواده های محروم بر اساس اولیه ترین نیازهای انسانی کرده اند داده نشده است. تمامی کتاب مملو از شعارها و مثالهائی است که باید قید خانواده در صورتی که در خدمت منافع سازمانی قرار نگیرد زده شود.
هذیانهای اخیر مزدور رجوی بی جهت نیست
پس بی دلیل نیست که رجوی در روز روشن به هذیان گویی، فحاشی و خط و نشان کشیدن افتاده است. یک روز خانواده ها را سگ و زنجیری و اطلاعاتی می نامد و روز دیگر به عجز و لابه افتاده و بفرمایید تو ملاقات کنید سر می دهد. یک روز کتاب تهدید آمیز چاپ میکند و روز دیگر برای اشرفی ها نوار دلداری پر میکند.یک روز نفس کش می طلبد و روز دیگر بزرگی کرده و از سر کرم می بخشاید.اما رجوی فراموش کرده است که با این حرف ها برای خانم و بچه ها نمی شود تنبانی دوخت!
نمایش تلویزیون مجاهدین و فشار برای به اصطلاح افشای خانواده
چند روز پیش یکی از اعضای در زنجیر را که خانواده اش به ملاقات او رفته بودند برای نمایش به تلویزیون آورده بودند تا حرف های دیکته ای فرقه رجوی را از زبان او به دیگران خرج کنند اما باید توجه شود که این عزیزان گرفتار فرقه ای هستند که تماماً روی نفرات کار کرده اند طوری که نفرات حتی نمی توانند آزادانه صحبت کنند و یا تصمیم بگیرند, اینکار در تمام فرقه ها وجود دارد
رجوی مسئول مستقیم مرگ مهدی فتحی است
بر اساس اطلاعات دریافتی، مرحوم مهدی فتحی از اسرای گرفتار در فرقه رجوی در پادگان اشرف، بر اساس ابتلا به بیماری سرطان، بعد از یکسال درگیری با بیماری جانکاه، دار فانی را وداع گفت. به گفته کسانی که اخیرا توانسته اند از پادگان اشرف فرار کنند رجوی در یکی از نشستهای صوتی خود برای ساکنان اشرف روشن نموده بود که تنها جنازه اشرفیان! از اشرف! خارج خواهد شد.
رهبران فرقه رجوی خارجه نشین و اشرفی های غار نشین
در مکتب رهبری فرقه تا زمانی که در قید حیات هستید فقط بایستی به رهبر فکر کرد ارزشهای دنیای بیرون از خود حرام است. با سرنگون شدن پدر خوانده رهبر فرقه، رجوی در خارجه میخ کوب شد و جرات این را نداشت که با اعضای فریب خورده خود از نزدیک مواجه شود پیامها و قُمپز در کردن هایش را توسط نوار کاست به اعضای خود تزریق می کند. تعداد افرادی که در پادگان اشرف زندگی می کنند اگر آنها را زیر ذره بین بگذاریم کوچکترین آگاهی نسبت به دنیای بیرون از خود ندارند به آنها تلقین شده هر چه هست در همین حصار بسته است.
بیست و پنج سال اسارت در فرقه رجوی – قسمت چهارم
سازمان 25 سال از بهترین سالهای عمرم را از من گرفت و تازه طلبکار ما نیز توسط مسئولین هست و میگفتند که شماها مسعود و مریم رجوی را پیر کرده اید. کسی نبود که از آنها بپرسد پس عمر تلف شده ما در این مدت چه میشود. ما بهترین سالهای عمرمان را برای هیچ و پوچ در اشرف تلف کرده ایم. اگر من در بیرون بودم در این بیست و پنج سال میتوانستم به درجات بالای تحصیلات برسم و برای خودم زندگی آبرومندی داشته باشم