روند پیچیده ی بهره گیری از عنصر تشکیلاتی در فرقه رجوی

ناکامی منطق جنگ مسلحانه و سپس مزدوری برای بیگانگان و امپریالیست ها، مجاهدین را در موقعیت پارادوکسیکال قرار داده است. تناقض و زیگزاگ های آزاردهنده در مواضع و عملکرد سران مجاهدین و رهبر عقیدتی آن طی بیش از سه دهه، ماهیت سیاسی و عقیدتی مجاهدین را به چالش کشیده است. رویکرد معطوف به خشونت و اصرار بر ستیزه جویی در دنیای کنونی و بر اساس انگاره ها، مولفه های فکری، سیاسی و اخلاقی انسان مدرن غیر قابل هضم و پذیرش است. در این میان افراد تحت سیطره ی مجاهدین در وضعیت پیچیده و بغرنجی قرار می گیرند. عناصر و کادرهای تشکیلاتی در گروههایی همچون مجاهدین و القاعده که مبتنی بر ساختار فرقه گرایانه بنیان گذارده شده اند همچون ابزار مکانیکی برای بهره گیری در مسیر قدرت طلبی و امیال رهبر عقیدتی بشمار می آیند. اعضا و کادرها هر چند سازگاری چندانی با معیارهای تشکیلاتی نداشته باشند به دلیل موقعیت خاص آنان مورد بهره برداری موقت و تاکتیکی قرار میگیرند. در چنین شرایط دردناکی به تعبیر آقای سید حجت سید اسماعیلی یکی از کادرهای تشکیلاتی و با سابقه ی مجاهدین، فرد و عنصر تشکیلاتی همچون محمد اقبال هر چند از نظر سران و رهبران مجاهدین قلوس دستگاه و تشکیلات (در هر سطح و رده)، بشمار می آید، اما مورد سوء استفاده و بهره برداری در روندی سیستماتیک و پیچیده قرار می گیرد. حتی از منظر رهبر عقیدتی کسی که قلوس تشکیلات و دستگاه مجاهدین قلمداد می گردد می توان او را در هیئت یک نظریه پرداز یا تحلیل گر سیاسی معرفی کرد و بدینگونه شخص مورد نظر و افکار عمومی را اغوا نمود.
بی شبهه، بکارگیری شیوه ی ماکیاولی برای کسب قدرت، مرام و باورمندی رهبران مجاهدین است. این امر مشهود برای اندیشمندان و پژوهشگران به روشنی به اثبات رسیده است که انسان و " حقوق ذاتی و طبیعی اش " در اندامواره ی فکری و ایدئولوِژیک مجاهدین ارزش و اصالت خود را از دست می دهد و "واقعیت ذاتی و ماهوی فرد تشکیلاتی " در قبال شیئیت و سودمندی صرف در راستای اهداف و امیال رهبر عقیدتی مجاهدین از یاد رفته است. فرد تشکیلاتی مبدل به عنصر بی مقدار و بی اراده شده و در واقع او را به بردگی نوین سوق میدهند.
آرش رضایی مقاله آقای سید حجت سیداسماعیلی
مقاله ای در ایران دیدبان خواندم تحت عنوان دم خروس "مجاهدین" از زیر کلاه کویتی ها بیرون زد! که اشاره دارد به مقاله ای از محمد اقبال از اعضای مجاهدین که در روزنامه کویتی السیاسه درج شده است.
خواستم نکاتی را در رابطه با وضعیت خود محمد اقبال در تشکیلات مجاهدین ذکر کنم.
محمد اقبال فردی لمپن و قلوس در دستگاه مجاهدین بود از آنجائیکه وی یکی از روشنفکران خارجه نشین بود سازمان تلاش میکرد بدلیل شناخته شدگی وی و حضور اعضای خانواده اش در خارج کشور و از طرفی بدلیل عضویت در شورای ملی مقاومت رفتار ملایم تری با وی داشته باشد و بدلیل همین ویژگی های ذکر شده او فردی ول شده در تشکیلات بود. در حالیکه اگر کس دیگری در تشکیلات وضعیت مشابه او را داشت وی را حلقه آویز می کردند.
البته از این بابت هم سازمان حواسش جمع بود که زیاد پا روی دم او نگذارد چرا که تنها و تنها بدلیل شناخته شدگی اش و حضور اهل و عیال او در خارج از کشور زیاد به لحاظ تشکیلاتی به وی سخت گرفته نمی شد.
محمد اقبال آدمی ترسو و لمپن در تشکیلات بود او هرگز مسئولیت جدی در تشکیلات نداشت. او باصطلاح عضو شورای ملی مقاومت بود و بلحاظ تشکیلاتی هم سطح ما بود. ولی بلحاظ مسئولیت، مسئولیت او در حد یک عضو سازمان بود. او را زیاد به کارهای سخت نمی فرستادند چرا که تحمل آنرا نداشت. بالاترین مسئولیت وی فرهنگی قرارگاه بود و مدتی هم مسئولیت خواندن بریف سیاسی هفته قرارگاه را برای نفرات بعهده داشت. او مدتی را که در قرارگاه علوی بودیم و تا سقوط صدام همراه ما بود.
او بشدت از حمله آمریکائیان وحشت داشت. حتی بهنگام بمبارانها او در سنگر از ترسش گریه میکرد و ما تلاش میکردیم او را آرام کنیم. همیشه دنبال راحت طلبی فردی بود و خلاصه قلوس دستگاه بود. البته خود سازمان هم این را میدانست ولی از آنجائیکه خواسته های او صرفا صنفی و در دستگاه راحت طلبی بود پس به همین دلیل هم سازمان براحتی مسائل او را حل و فصل میکرد تا راحت در ارتش زندگی اش را بکند و هرجا هم که لازم بود استفاده اش را از او میکرد.
در نشست های عملیات جاری هم که با ماها شرکت میکرد، جمع همین وضعیت ول شدگی او را در تشکیلات و عدم مسئولیت پذیری وی را بهش انتقاد میکردند و همچنانکه که گفتم بدلیل مسائل ذکر شده بالا مسئولین زیاد باهاش کاری نداشتند ولی در جایش از او استفاده های سیاسی اش را می بردند.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.