سراب آزادی زنان در فرقۀ رجوی
هرچه زنان بی دست و پا تر و کم سوادتر بودند (و بیشتر در مقابل تمامی خطاها و استبداد تشکیلات سکوت کرده و خط مورد نظر رجوی را پیش می بردند و به مانند ابزاری در دستان تشکیلات بودند) در رده های بالاتر قرار می گرفتند!، و این تنها قانون حاکم بر تشکیلات زنان بود… همچنانکه هر چه بیشتر فحش می دادند و می توانستد با مردان دعوا کنند جایگاه بهتری پیدا می کردند و هر کس اعتراضی می کرد یا متوجه موضوعاتی می شد بلافاصله از سازمانکار خود برکنار و به قسمت های دفتری و ستادی منتقل می شد
نامه انجمن دفاع از قربانیان تروریسم خاورمیانه به آقای مارتین کوبلر
فرارسیدن زمان خروج فرقه تروریستی مجاهدین از کمپ اشرف توامان با تلاشهای گسترده رهبران فرقه برای به تعویق انداختن خواستهای است که سالهاست مردم عراق و نهادهای قضایی و اجرایی عراق بر آن مصر بودهاند. همسو با این اقدامات رهبران فرقه در فضایی تبلیغاتی که به منظور مظلومنمایی در عرصه بینالمللی به راه انداختهاند موفق شدند تا چهره ای دیگر از واقعیت ترسیم کنند و در این فضا حمایت چندی از مقامات را هر چند برای مدتی محدود به دست آورند.
مصادیق حلقه های کنترل ذهن یا شستشوی مغزی مجاهدین خلق
سازمان با انجام نشست های عملیات جاری بطور روزانه که درآن نفر می بایست موضوعات رسوخ یافته در فکرش را در دفتری کوچک یادداشت و شب با جمعبندی آنان، تبعات به اصطلاحات ضایعاتی اش را در تشکیلات تحلیل و با شرمندگی در جمع خوانده و علیه خودش بقول مجاهدین تیغ میکشید وخودش را اساسی ذلیل میکرد تا رشد یابد!!!. یا افکار ذهن اش در خصوص فشارهای جنسی و یا همسر و فرزندش اش را عینا مثل مورد قبلی عمل می نمود بطوریکه مردان تشکیلات، همسرانشان را در فاکت های نشست با عنوان عفریته مخاطب قرار می دادند
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت سی و سه
بعد از خلع سلاح و وقتی از پراکندگی به اشرف بازگشتیم همه میدانیم که محفل زدن بچه ها زیاد شد در این بین من از بچه ها می شنیدم که مصطفی رجوی با بچه های میلیشیا محفل میزد و توسط بچه های میلیشیا این موضوع به ما منتقل میشد. غالبا مصطفی رجوی با مواضع و حرفهای مریم و مسعود تناقض داشت که چرا علیرغم وعده های مسعود و مریم نیروهای مجاهدین تسلیم شدند و سلاح های خود را بر زمین گذاشتند؟
اسیران اشرف، پناهنده یا قربانی
در دوران دیکتاتور سابق عراق (صدام). کشور عراق به هیچ عنوان کشوری پناهنده پذیر نبوده است. و از فرقه رجوی به عنوان” جماعه مجاهدین” یا” جماعه رجوی” اسم برده می شد. و رجوی شخصا در نشست های درونی به اعضاء خاطر نشان میکرد” موقعیت ما در عراق دوستان سید الرئیس میباشد.”. علاوه بر اینکه به هیچ وجه موقعیت پناهندگی به هیچ یک از اعضای فرقه ابلاغ نگردیده بود.
گروه مجاهدین یک فرقه است
خطر سازمانهای سری بویژه وقتی جدی تر می شود که به دنبال اهدافی غیر قانونی وجنایتکارانه حتی موجودیت خود را هم مخفی نگه می دارند.یا اگر وجود سازمانی مخفی و اهداف کلی آن شناخته شده باشد. این سازمانها تاحد ممکن می کوشند اعضاء و یا اهداف سری کوتاه مدت خودرا مخفی نگه دارند.این موضوع بخصوص درموردگروههای سرسخت تروریستی که گهگاه با اقدامات تروریستی خود رعب و وحشت در دل جهانیان می اندازند، بهتر وبیشتر قابل لمس است.
نقض حقوق بشر یکی از دلایل بی اعتمادی ایرانیان به مجاهدین خلق است
گزارش وزارت خارجه امریکا در ماه می 2011 بر عدم وجود حمایت مردم ایران از سازمان مجاهدین خلق در داخل و خارج از کشور تاکید دارد. در این گزارش قید گردیده که”باید گفت که ایرانیان در صورت لزوم احتمالا بجای حمایت از این سازمان، به مقابله با آن قیام کنند” و می افزاید”هر گونه حمایت امریکا از مجاهدین خلق بشدت به سابقه امریکا در بین ایرانیان لطمه زده و احساسات ضد امریکایی ایرانیان را بر خواهد انگیخت”.
چه کسی حقوق اسیران اشرف را پایمال می کند؟
آیا در اشرف جان افراد ارزش داشت؟ چند نفر از اعضای معترض بر اثر فشارهای تشکیلاتی اعم از روانی و جسمی کشته شده، خودکشی کردند و یا برای از بین رفتن به زندان ابوغریب فرستاده شدند؟ مگر همسر پلید مریم قجر بارها و بارها اعلام نکرده بود که « خون و نفس » تک تک شما متعلق به من است و من هرکاری بخواهم با آن می کنم؟
گفتگوی اعضای جدا شده مجاهدین درباره ی ترفندهای سران مجاهدین ـ قسمت یازدهم
جالب است وقتی شما می خواستید بعد از ده سال از اشرف خارج شوید و به ایران بازگردید فهیمه اروانی و سایر مسئولین سازمان به شما می گفتند به ایران نرو ما فرزندت سعید را به اشرف خواهیم آورد!! بازی با احساسات یک مادر محروم کردن او از فرزندش و محروم کردن فرزند از مادرش برای ده سال و بعد بازیچه قرار دادن احساسات یک مادر از نظر مسئولین سازمان اصلا مهم نبود آنها برای رسیدن به هدفشان انسانیت را زیر پا میگذارند. این مسائل واقعا ناراحت کننده است.
فساد اخلاقی گسترده و مشکلات روحی مجاهدین در پاریس
اسرای ذهنی فرقه تروریستی مجاهدین محصور در این مقر، اکثراً به دلیل انواع فشارهای روحی و روانی و جسمی وارد شده بر روی آنان توسط مسئولین ارشد فرقه، دارای اختلال روحی و روانی بوده و نیاز فوری به مراقبتهای روانکاوانه دارند، به گونهای که باید مدت زیادی تحت کنترل و مراقبت روان پزشکان قرار بگیرند. افرادی در درون این پادگان قرار دارند که سالهاست از این مکان بیرون نرفته و به نوعی در این پادگان زندانی هستند.
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت سی و دو
اجازه نمی دادند مصطفی در نشست عمومی صحبت کند هر موقع مصطفی می خواست پشت میکروفن بیاید مانع اش می شدند. یک بار در نشست عمومی پشت میکروفن رفت تا صحبت کند که سریع یکی از این مسئولین به طرف او رفت و به گوشش چیزی گفت سپس دست مصطفی را گرفت و به همراه خودش به بیرون از سالن برد. دیگر اجازه ندادند تا مصطفی در نشست های عمومی صحبت کند. به نظرم همین مسائلی که آقای مهران کریمدادی در جلسات گذشته در باره تناقض های مصطفی بیان کردند باعث میشد تا مسئولین سازمان اجازه ندهند او در نشست ها صحبت کند
مرگ مشکوک مهدی افتخاری
افتخاری که در تابستان سال 1360 فرماندهی عملیات خروج بنی صدر و مسعود رجوی از ایران را برعهده داشت، بعد از فعالیت های مختلف نظامی و امنیتی در ارتش آزادیبخش رجوی بدلیل مخالفت آشکار با نقش دیکتاتوری و رهبری مطلقه رجوی به پائین ترین رده سازمانی یعنی هوادار سقوط کرد و بدستور مستقیم رجوی به آشپزخانه و باغبانی در اشرف گمارده شد. با وجود همه تحقیرها و فشارها مهدی در مقابل مسعود رجوی ایستاد و تسلیم انقلاب ایدئولوژیک وی نشد. بعد از انقلاب ایدئولوژیک رجوی نشستی نبود که رجوی مهدی را بلند نکند و مورد استهزا و تحقیر قرار ندهد.