چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
بدون تیتراژ 19 مرداد 1387

بدون تیتراژ

چند هفته ای بود که از نشستهای طعمه می گذشت و آخرین بحث برادر مسعود هم خیلی صدا کرده بود و همه باید این بحث را روی خود می بردند یا به عبارتی گذشته تشکیلاتی خود را با شاخص این بحث مرور می کردند.قرار هم بر این بود که نفرات هرچه قدیمی تر و پرسابقه تر بیشتر این بحث را روی خودشان ببرند یعنی به خود بگیرند. موضوع بحث” پوفیوزی” بود، یعنی اینکه مجاهدین باید تک به تک خود را مورد بررسی قرار دهند که چقدر پوفیوز هستند.

نگاهی گذرا به مرگ مرموز علی زرکش 08 مرداد 1387

نگاهی گذرا به مرگ مرموز علی زرکش

تا این که یکی دوماه بعد فرمانده ی مستقیم من به نام مهدی قربانپورمقدم به سراغم آمد وگفت که خودم را برای انجام یک مصاحبه ی رادیوئی آماده کنم که ازقضا خیلی مهم است!؟ وقتی ازکم وکیف قضیه پرسیدم درجواب گفت که آن خاطره ای که چندی پیش درجمع تعدادی بیان کرده بودی، برای سازمان بسیارارزشمند است ومی تواند پاسخی به اضداد و دشمنانمان باشد،چرا که خاطره ات به علی زرکش مربوط می شد وآن شخص مورد نظرت بدون آن که خودت بفهمی علی زرکش بوده است

همایش انجمن نجات در تهران 07 مرداد 1387

همایش انجمن نجات در تهران

در یک همایش یک روزه که در تاریخ 7/5/87 توسط انجمن نجات برگزار گردید اعضاء این انجمن خواستار دیدار آزادانه با فرزندانشان در اسارتگاه اشرف شدند. همچنین این جمع در اعتراض به اقدام اخیر دولت انگلیس در خارج کردن نام این گروه از فهرست گروه های تروریستی در مقابل سفارت انگلیس تجمع کردند.

تشریح عملیات فروغ جاویدان به روایت عضو گروه مجاهدین 06 مرداد 1387

تشریح عملیات فروغ جاویدان به روایت عضو گروه مجاهدین

پس از اعلام پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران، مجاهدین طی هماهنگی با رژیم صدام، اقدام به حمله‌ای کور علیه ایران کردند به این ترتیب که قرار شد تا ارتش عراق با هجوم سنگین به مناطق جنوبی ایران، نیروهای ایران را به خود مشغول کند تا نیروهای مجاهدین بتوانند به‌راحتی وارد ایران شده و تا تهران پیشروی کنند اما…

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت پنجم 20 تیر 1387

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت پنجم

اسماعیل مرتضائی از تک تک نفرات سئوال کرد که آیا از ته دل خوشحالید که به عملیات نرفتید یا ناراحت؟ همه نفرات می بایست گزارش جواب این سئوال را با فاکتهائی از خود می نوشتیم که طبق روال تشکیلاتی مجاهدین می بایست قسمتهای منفی قضیه در ذهن را برای جمع بندی مسئولین بزرگ نمائی می کردیم کار به همین یک گزارش نویسی تمام نشد. تازه اول داستان بود..

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت سیزدهم 16 تیر 1387

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت سیزدهم

فهیمه با لحن کاملا جدی با من حرف زد و گفت: ببین مرضیه، حواست باشه. مادرت آمده ملاقات تو. ولی از سوی وزارت اطلاعات به اینجا آمده است و سپس به رژیم ایران بد و بیراه گفت. او از من خواست در نزد مادرم از رژیم بدگویی کنم و به دروغ اظهار کنم در اشرف راحت هستم و با میل خودم آنجا مانده ام و مادرم را به خاطر اینکه با هدایت انجمن نجات به قرارگاه اشرف آمده است مورد سرزنش و شماتت قرار دهم.

مصاحبه با هادی شبانی عضو قدیمی فرقه رجوی – قسمت چهارم 11 تیر 1387

مصاحبه با هادی شبانی عضو قدیمی فرقه رجوی – قسمت چهارم

جوی که سازمان قبل از آمدن رجوی به عراق در پایگاههای خود ایجاد کرد این بود که تلاش داشت تا وانمود کند که دیگر ماندن برادر (رجوی) در فرانسه به نفع سازمان و حتی شخص رجوی نیست و برای اینکه آمدن خودش را نزد بچه ها مشروع جلوه دهد، اعلام کرد که رژیم ایران در تبانی با دولت فرانسه در صدد تحویل دهی او به ایران است و همچنین برای بستن دهان گروهای چپ مخالف خود نیز انگ همکاری و جاسوسی آنان با سازمان امنیت فرانسه و ایران را می زد. و با تبلیغات زیاد خواست آمدن خودش را مشر.وع کند و اینکه جای دیگری نمی تواند برود و برای خیانت کار خودش را مشروع کرده و به صحنه دیگری از خیانت به ملت پا گذاشت.

آن اتفاق فقط با یک تماس تلفنی افتاد 04 تیر 1387

آن اتفاق فقط با یک تماس تلفنی افتاد

پس از قطع تماس تلفنی در یک حرکت خودم را در فرانسه در خانه تیمی مجاهدین یافتم. البته انجامش به این آسانی که گفتم نبود ولی برای کسی که برای رسیدن به آمالش وطن و خانواده اش را پشت سر میگذارد آسان مینمود. پس از دو سال خودم، همسر، چهار فرزندم را در عراق و دربست در اختیار رجوی که خود آلت دست صدام حسین دیکتاتور عراق بود دیدم.

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت سوم 02 تیر 1387

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت سوم

آنان فضایی درست می کردند و تلاش داشتند تا فرد را حداقل با تاکتیکها و شیوه های جنگ شهری آشنا کنند. همانطوری که گفته شد آنان ابتدا هر فرد را با عبور از انقلاب رجوی تفتیش عقاید می کردند تا مشخص شود که او مسئله ای از سازمان نداشته و می تواند برای ترور به داخل اعزام شود. مرحله بعد دادن آموزشهای سیاسی بود که با بحث جمع بندی یکساله مبارزه مسلحانه (این جمع بندی توسط رجوی در پاریس انجام گرفت که بعدا کلیه نوارها و کتابهای در این رابطه در تشکیلات جمع آوری شد) سعی داشتند سئوالات و ابهامات فرد را بر طرف کنند.

تمام شدن دوران آموزش نظامی در اشرف و تقسیم شدن میلیشیا 26 خرداد 1387

تمام شدن دوران آموزش نظامی در اشرف و تقسیم شدن میلیشیا

هر کدام از ما یک سند زنده از دروغ و کلک و سو استفاده رجوی هستیم. با هم یک مشت آهنی خواهیم شد و چنان برسر رجوی خواهیم کوبیم که بر سر دروازه اردوگاه اشرف عبرت دیگران شود و زندانیان کمپ فرقه جوانانی مانند سمیه و موسی را نجات خواهیم داد.

گفتگو با آقای غلامرضا شیردم عضو سابق فرقه مجاهدین – قسمت هفتم 25 خرداد 1387

گفتگو با آقای غلامرضا شیردم عضو سابق فرقه مجاهدین – قسمت هفتم

من در طی چند سالی که در قرارگاه اشرف بودم و از نزدیک مناسبات و برخوردهای مسئولین سازمان را دیدم به این نتیجه رسیدم رهبران سازمان نه تنها حقوق انسانها را نادیده می گرفتند بلکه سعی داشتند با تهدید، فشار، شکنجه و روش های ضد انسانی افراد خود را وادار به کارها و رفتارهائی کنند که با میل باطنی آنها در تناقض بود.

ارتش ورشکسته – قسمت سیزدهم 23 خرداد 1387

ارتش ورشکسته – قسمت سیزدهم

اما همه این آه و ناله ها دیگر فایده ای نداشت بلکه واقعیت محتوم تاریخ در حال جامه عمل به تن کردن بود و آن واقعیت این است که مستبدین هر چه قدر که ظلم کنند و هر چه قدر آدم بکشند و انسانهای بیگناه را به زندان و شکنجه گاهها و قتلگاهها بفرستند اما این روزگار و دوران تاخت و تازشان دوامی نداشته و دیری نخواهد پایید که زمان نابودیشان فرا رسیده و به ورطه نابودی و هلاکت خواهند افتاد.

blank
blank
blank