نشست های تحقیر آمیز درون تشکیلات مجاهدین
زمانی که در تشکیلات مجاهدین بودم در سال 1370 چند روزی مرا در بنگال زندانی کردند. علت زندانی کردن من در بنگال شرکت نکردن در نشست های انقلاب مریم رجوی بود. روزی نبود که توسط مسئولین مجاهدین برای من نشست برگزار نشود. نشست های تهدید آمیز و تحقیر آمیز. حرفشان با من این بود که […]
توهمات مسئولین سازمان بعد از تسلیم شدن در برابر آمریکا
رجوی در زمستان 1381 و قبل از حمله آمریکا به عراق در نشستی عنوان داشت که ما همیشه حامی صاحب خانه یعنی صدام هستیم. ولی بعد از سرنگونی صدام، او را دیکتاتور نامید و در نهایت وقتی خبری برای رفتن به داخل کشور نشد، رجوی تسلیم را قبول کرد و بعد از آن خلع سلاح […]
گرفتن اعتراف اجباری در سازمان مجاهدین خلق
در اواخر سال ۶۹ بود که نشست های تشکیلاتی و طلاق اجباری در داخل سازمان مجاهدین خلق شروع شد. در ابتدا من با ورود به نشست ها مخالفت کردم و وارد نشست نشدم. آن موقع من در محور یکم ارتش آزادیبخش ملی مجاهدین خلق بودم و تعداد زیادی بودند مثل من که وارد نشست ها […]
از انقلاب ایدئولوژیک رجوی تا دشمنی با خانواده – قسمت دوم و پایانی
در قسمت قبلی شرح دادم که رجوی ادعا داشت که گرچه ما نتوانستیم به ایران برویم اما توانستیم به ملاء اجتماعی خودمان وصل شویم. منظور او خانوادههایی بود که برای ملاقات بچههایشان به اشرف میآمدند. اما وقتی متوجه شد اکثر افرادی که با خانواده خود ملاقات کردند مایل به جدایی از سازمان شدند، تغییر رویه […]
خاطره دردناک صمد اسکندری از شکنجه و حبس در اشرف
مریم رجوی عنصر پلید و شیطان صفت بارها در نمایش های تلویزیونی با گزاف گویی زائد در خصوص نقض حقوق بشر در داخل ایران سخنان ضد و نقیض مطرح کرده است. که با توجه به سوابق ننگین این گروه جنایتکار در نقض ابتدایی ترین حقوق انسانی اعضای خودش، آدمی را به تفکر و تناقض این […]
آواز دهل شنیدن از دور خوش است
سازمان تروریستی و دیکتاتور مجاهدین خلق، از نظر برخی بینندگان خارج از گود، گویا مدینه فاضله به نظر می آید، وقتی ویترین بیرونی این سازمان را می بینیم ، یا سیمای باصطلاح آزادی را برخی می بینند، یا طرح کذائی 10 ماده ای مریم رجوی را می بینند، سازمانی که یک زن در راس رهبری […]
از میلیشیا تا کانون های شورشی – قسمت اول
سازمان موسوم به مجاهدین خلق علیرغم تشکل شناخته شده اش در رژیم پهلوی بعنوان گروهی مبارز به مرور زمان، در استحاله های قابل پیش بینی به فرقه ای با قواعد و مناسبات عجیب وغریب تبدیل شد. بنحوی که عملکردش در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی هر چه بیشتر آن را نه تنها از […]
امشب نوبت اعدام توست، منتظر باش
حوالی دی ماه 1376 بود، من در زندان اسکان مجاهدین در سلول انفرادی در حبس بودم، بدون هیچ اتهام متقن و مستندی! نزدیک به سه ماه ( 90 روز ) بود که من تک و تنها در سلول انفرادی سازمان مجاهدین خلق محبوس و تحت بازجویی و شکنجه قرار داشتم، یک اعتراض و سئوال کوچک […]
خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و پنجم
(توضیح: نام “مهران” در این روایت مستعار است) شبی بعد از شام، یکی از سربازان آمریکایی یکی از بچهها را به داخل محوطه ما در SEG همراهی کرد. با دیدن چهرهاش قلبم فرو ریخت. او کسی نبود جز مهران – همان جوانی که در میان زندانیان TIPF به خاطر رابطههای جنسیاش با دیگران شناخته شده […]
رجوی بدون هیچ شرطی سلاح را تحویل آمریکایی ها داد
وقتی که آمریکا به عراق حمله کرد یک شب بدون قرار قبلی و یهویی مسئولین پیام رجوی را به ما ابلاغ کرده و گفتند باید امشب همه به پراکندگی در کوه های حمرین بروید. همه نیروها سردرگم و نگران بودند. به کسانی که راننده ماشین سنگین بودند، یک ماشین سنگین پر ازمهمات و ادوات جنگی […]
۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت چهارم
وقتی وارد تشکیلات مجاهدین شدم موضوع جامعه بیطبقه توحیدی مورد ادعای مجاهدین برایم جذاب بود و مسئولین در توجیهات و نشستهایی که اوایل برایمان می گذاشتند روی این موضوع تاکید داشتند. اما به مرور با آشنایی بیشتر با قوانین مناسبات درون تشکیلات متوجه شدم که ادعای مجاهدین تا واقعیت، فرق بین زمین تا آسمان است. […]
در تشکیلات مجاهدین روزه گرفتن برای اعضا رده پایین بود
یکی از سرفصل های سخت و زجرآور در تشکیلات مجاهدین خلق که طی سالها حضورم در این گروه تجربه کردم، ماه مبارک رمضان و رویکرد دوگانه رهبران مجاهدین خلق و بخصوص مسعود رجوی با این ارزش عقیدتی که جایگاه ویژه ای در امر خودسازی و تزکیه نفس در مکتب اسلام دارد، می باشد. هر سال […]