جمعه, ۱۰ بهمن , ۱۴۰۴
خاطرات شهرود بهادری، جدا شده از فرقه ی رجوی – قسمت چهارم 12 اسفند 1397

خاطرات شهرود بهادری، جدا شده از فرقه ی رجوی – قسمت چهارم

هماهنگی با برادرم برای خروج من در قرارگاه 15 بودم، برادرم شهرام در قرارگاه 11، که معمولا هیچ وقت موفق به دیدار همدیگر نمی شدیم. معمولا در ساعات ورزش در سالن آمریکایی که به نوبت استفاده می شد می توانستم شهرام را ببینم. هر بار که بعد از کلی دوز و کلک شهرام را می […]

خاطرات شهرود بهادری، جدا شده از فرقه ی رجوی – قسمت سوم 08 اسفند 1397

خاطرات شهرود بهادری، جدا شده از فرقه ی رجوی – قسمت سوم

تماس با خانواده در سال 92 (ورود به لیبرتی) خانواده من قبلا به اطراف قرارگاه اشرف آمده بودند، اما من خبر نداشتم و سازمان هم هیچ اطلاع رسانی نکرده بود! بعدا (حدود 7 سال بعد) در لیبرتی من درخواست تماس تلفنی با خانواده ام را کردم. شماره تلفن های منزل را حفظ نگه داشته بودم. […]

خاطرات شهرود بهادری، جدا شده از فرقه ی رجوی – قسمت دوم 04 اسفند 1397

خاطرات شهرود بهادری، جدا شده از فرقه ی رجوی – قسمت دوم

حمله آمریکا به عراق در نیمه دوم سال 81، همهمه و سروصدای احتمال حمله آمریکا به عراق وجود داشت و این موضوع در اشرف و در بین بچه ها نگرانیهایی بوجود آورده و اوضاع اشرف خیلی به هم ریخته بود و از این بابت مسئولین سازمان خیلی نگران اوضاع آشفته اشرف بودند که این موضوع […]

خاطرات شهرود بهادری، جدا شده از فرقه ی رجوی – قسمت اول 02 اسفند 1397

خاطرات شهرود بهادری، جدا شده از فرقه ی رجوی – قسمت اول

در سال 1381 بود که در باکو به کار رفوگری فرش مشغول بودم که یکی از همشهری های خود را به نام صالح کهندل بصورت تصادفی در خیابان دیدم. بعد از احوالپرسی، علت بودن من در باکو را پرسید که من در جواب گفتم که مدتی است در باکو به کار رفوگری مشغول هستم و […]

مصاحبه با آقای شهرام نجاریان عضو جداشده ی فرقه رجوی 01 اسفند 1397

مصاحبه با آقای شهرام نجاریان عضو جداشده ی فرقه رجوی

آقای نجاریان لطفا خودتان را معرفی کنید.سلام. من شهرام نجاریان هستم متولد سال 1363، ساکن سراوان، من از سال 1381 تا 1385 در کمپ اشرف بودم. چطور شد جذب مجاهدین شدید و به عراق رفتید؟محمد شریف نجاریان، دایی من حدود دو سال ناپدید شد و بعد از دوسال با من تماس گرفت و گفت زنده […]

خاطرات غلامعلی میرزایی – قسمت سوم 30 بهمن 1397

خاطرات غلامعلی میرزایی – قسمت سوم

فروردین1357 اسامی تعدادی را خواندند و آخرین دوستم هم آزاد شد.تا نزدیک ظهر داشتم فکر می کردم که نگهبان زندان آمد دنبالم و با صدای بلند گفت چرا نمیروی گفتم اسم من نبوده.گفت چون برگه ها زیاد بودند برگه عفو تو زیر میز افتاده والان پیدا کردیم.پنج شنبه بود هنوز سپرده ها را از بانک […]

از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت پنجم 27 بهمن 1397

از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت پنجم

در ابتدا میخواهم دلیل نقل این سرنوشت را بگویم، هم اکنون در درون این تشکیلات صدها تن مانند من وجود دارند که در یک محیط بسته، در حقیقت دریک زندان جسمى و روحى، حبس شده اند و با سخت ترین ضوابط،تحت کنترل میباشند،چارچوبهایى که روز بروز نفرات را بیشتر در درون خود فرومى برد و […]

عید سبز با انجمن سبز 27 بهمن 1397

عید سبز با انجمن سبز

بعد از مدتها صدای گوشیم بلند شد، روی صفحه گوشی، شماره تلفن انجمن نجات استان ظاهر شد، بعد از احوال پرسی های معمول، برای یک همایش و دورهمی به تاریخ 19 بهمن در سال 60 دعوت شدیم. ضمن تماس مطلع شدم که همه جداشدگان استان حضور خواهند داشت، من هم قبول کردم که به همایش […]

آرزوهای برباد رفته من در فرقه رجوی – قسمت اول 07 بهمن 1397

آرزوهای برباد رفته من در فرقه رجوی – قسمت اول

بیکاری بعد از سربازی، کار دستم داد! من شهرام بهادری متولد 1360، می باشم. من در خانواده ای پرجمعیت که چهار برادر و شش خواهر بودیم، بزرگ شدم. کل خانواده مان هم از سیاست چیزی نمی دانستیم. دیماه 1380 بود که تازه از خدمت سربازی مرخص شده بودم، بیکار بودم. به اداره کردن فست فود […]

اعلام جدایی آقای پرویز حیدرزاده از فرقه مجاهدین در آلبانی 06 بهمن 1397

اعلام جدایی آقای پرویز حیدرزاده از فرقه مجاهدین در آلبانی

اینجانب پرویز حیدرزاده نشلی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق بطور رسمی جدایی خودم را از این سازمان اعلام می دارم. من سال ۱۳۵۸ دربابل – بندپی غربی باخواندن چند کتاب با این سازمان آشنا شدم اما بعد از مدتی ترک تحصیل و در یک کارگاه آلومینیوم مشغول کار و بدنبال زندگی خودم بودم.در تاریخ۱۳۶۶/۱/۱۸ […]

کاک موسی قربانی دیگری در فرقه جنایتکار رجوی 24 دی 1397

کاک موسی قربانی دیگری در فرقه جنایتکار رجوی

بهزاد مسعودی از مسولین و فرماندهان وقت کردستان به کاک موسی معروف بود. اولین بار 17 بهمن ماه 1363 در پایگاه مرزی” جلیلی” او را دیدم که کلت به کمر در محوطه چرخ میزد، بجای اینکه در چادر فرماندهی خود مستقر باشد. کاک جاوید، کاک حسین و کاک جلیل و دیگر کاک های مسئول در […]

عبدالرحمن محمدیان با سابقه ۲۸ سال فعالیت تشکیلاتی از مجاهدین جدا شد 19 دی 1397

عبدالرحمن محمدیان با سابقه ۲۸ سال فعالیت تشکیلاتی از مجاهدین جدا شد

ما دروغ را دیدیم که بر اسبی سفید سوار و مثل شاهان راه می پیمود من عبدالرحمن محمدیان، که در سال 1359 مشغول خدمت سربازی بودم در 18دی همان سال در یک ماموریت شناسایی در جبهه شوش بوسیله ارتش اشغالگرعراق، که به خاک ایران تجاوز وهنوز قسمتهایی از نوار مرزی رادر تصرف داشت به اسارت […]

blank
blank
blank