فرقه رجوی بزرگترین زندان جهان
سران مجاهدین خود می دانند که چگونه زمانی که یک نفر برای فرار از آن گروه تروریستی تلاش می کرد و گیر این خائنین می افتاد در منطقه ای بنام اسکان او را در بین خرابه ها و ساختمانهایی که خالی از سکنه بود رها می کردند تا بقول خودشان او تخلیه اطلاعاتی شود ولی در صورتیکه شخص کاملا از نظر روحی شکنجه می شد، بطوریکه از نظر روانی وی به مشکل بر می خورد
حقوق بشر در مسلک فرقه رجوی
در شهری که مریم مدعی آزاد ترین شهر جهان است، علی رغم داشتن برگه سه امضا پس از خروج باز هم مسئولین برای کنترل فرد که مبادا از این فرصت کوتاه برای کار فردی خود استفاده کند و دقیق تر بگویم این که این فرد به فکر فرار از جهنم رجوی یا به قول مریم شهر اشرف!! نیافتد طی تماس تلفنی با مسئول مکانی که وی قرار بود به آنجا برود ورود وی را چک می کردند
تعیین تکلیف مرگ مشکوک اعضای ناراضی پادگان اشرف
فردین فتحی جسورانه با تحمل تحقیر و فحش و ناسزا در هجوم جمعی وفضای القاء شده مبنی برانکه وی نفوذی و مزدوراطلاعات!!! است، مقاومت میکرد ومصرانه درخواست خروج ازسازمان ازهمان فیلق دوم را داشت. شب و روز تحت کنترل شدید بود که فرارنکند و رسم فرار به ودیعه نگذارد.
ما به این خاطر می گوییم گروگان فرقه رجوی بودیم – قسمت اول
اگر یکی ازاین گروگان ها تن به خواسته های رهبران نمی داد در مراحل اول ارزیابی می کردند که آیا طرف واقعاً می خواهد برود یا اینکه خواسته تشکیلاتی دارد که با ترفند اعلام نارضایتی، می خواهد خواسته اش برآورده شود. بعد از ارزیابی نفر را دعوت می کردند به نوشتن گزارش، بعد از آن مرحله، برای فشار اولیه، مسئول مربوطه وارد عمل می شد تا بتواند نفر را با احساسات مذهبی رام کند.
درگیری های اخیر در لیبرتی برای سران فرقه نگران کننده است
یک منبع خبری گفت تعدادی از افراد مستقر در لیبرتی با فرماندهان خود درگیره شده وخواستار خروج از کمپ شده اند اما فرماندهان وسران فرقه مانع از خروج این افراد شده اند.به همین منظور تعدادی از این ناراضیان به مدت دو روز در بیرون از محلهای خواب خود اعتصاب کرده وخواستار خروج از کمپ شده اند که با ضرب وشتم فرماندهان وتعدادی از مزدورهای رجوی تهدید وبه محل بازگردانده شدند.
جنون قدرت طلبی رجوی و خشونت ایدئولوژیک ـ قسمت اول
من اعلام جدایی از فرقه رجوی را کردم. مسئولین فرقه مدت ۵ روز مرا در بنگالی نگهداری کردند و تحت فشار قرار دادند تا از تصمیمی که برای برای خروج از لیبرتی گرفته ام صرف نظر کنم. ولی من پایم را توی یک کفش کردم که نمی خواهم به حرفهای شما گوش بدهم. بعد از ۵ روز من را تحویل کمیساریای عالی پناهندگان دادند. اطراف بنگال نگهبان گذاشته بودند و نگهبانان هم از فرماندهان مجاهدین بودند.
این گرگ سالهاست که با گله آشناست
چندی پیش ازسیمای نفاق تصاویرهواداران سرخورده فرقه درکشورهای مختلف ازجمله کانادا وکشورهای اسکاندیناوی را نشان می داد که ازروز شنبه 28 دیماه برای آزادی هفت مفقودی فرقه وحفاظت کمپ لیبرتی دست به راهپیمایی به شیوه اسبهایی که برای رام کردنشان واداربه چرخیدن به دورخود می کنند،زده اند.رجوی در راستای سیاستهای دجالانه اش تلاش میکند،تا با تحریک و بازی با احساسات هواداران اندک خارجه نشینش ازبازتاب ضربه وشکست سیاسی مفتضحانه نمایش اعتصاب غذای کذایی،آنها راهر طورشده دور و برخود نگه دارد و زمینه کلاهبرداری های خود را، ازآنها را فراهم سازد.
عیش و نوش مریم رجوی، بیگاری و بردگی ساکنان لیبرتی
این رهبر خونریز و جنگ افروز که جز به سلامت خود نمی اندیشد، ذره ای ارزش برای نیروهای خودش هم قائل نیست و بدون در نظر گرفتن سن و سال افراد آنان را وادار می کند بلوکهای عظیم سیمانی و امثال آنرا از زمین بلند کرده و جابجا کنند تا به این طریق سرگرم شده و مسائل سیاسی و حقوقی خود را به فراموشی بسپارند و شبها هم بدون اینکه بتوانند کلمه ای با هم صحبت کنند، بیهوش در بستر دراز بکشند تا فردایی دوباره سر رسد و این بازیهای شیطانی تکرار گردد.
رجوی نمی تواند با سیاست حذف کادرهایش جنایات خود را مخفی نگه دارد
53 نفری که در روز 10 شهریوردرکمپ اشرف کشته شدند بخشی ازهمین سیاست رجوی است.اکثر این کادرها جزء کسانی بودند که مسئولیت های زیادی طی ادوارمختلف درفرقه داشتند وازاین بابت درجریان خیلی ازجنایات صورت گرفته توسط رجوی قرارداشتند،که بعد ازسقوط صدام اطلاعات آنها برای رجوی مضر ومی بایست که حذف می شدند.
ایستگاه آخر
هستند بی شمار افرادی که با هدایت سازمان در هاله ای از ناامیدی و نداشتن راه به جایی اقدام به خود کشی یا خود سوزی نمودند.از همه، به خصوص افرادی که درمناسبات تشکیلاتی فرقه قرار داشته اند و اکنون از آن جدا شده اند خواهشمندیم، دانسته ها، هر گونه مدرک، عکس، مشخصات فردی و خانوادگی آنها را به سایت انجمن نجات ارسال نمایند تا در مجموعه ای به نام” ایستگاه اخر” چاپ و در اختیار همگان قرار گیرد.
نامه ای به دوست قدیمی ام آقای سعید جمالی
اگریادتان باشد درطی سالهای 67 تا 73 به اتفاق یکدیگردربخش روابط خارجی سازمان دربغداد بودیم ودرآنجا با دهها مورد ملاقات رجوی و دیگرسران ازجمله مهدی ابریشمچی – عباس داوری با فرماندهان واستخبارات و مخابرات برخورد داشتیم. ملاقاتهایی که درطی آن کلیه اطلاعات بدست آمده ازایران که بعد ازجمعبندی توسط مسئولین بالای امنیتی عراق جهت طراحی وانجام عملیات نظامی دراختیار فرماندهان نظامی قرارمی گرفت وموشک باران شهرها وتصحیح گرای موشکها وبه کشته دادن دهها نفرازمردم بیگناه یکی ازمحصولات همکاری مشترک بود.
هفته سیمرغ یا هفته به زجر کشاندن انسانها
باید از شما پرسید چرا و به چه دلیل به خشونت و خشونت گرایی متوسل شدهاید؟ چرا و به چه دلیل خودتان را به جنگ سوریه چسبانده اید و از نیروهای مخالف بشار اسد حمایت میکنید و هرروز ساعتها برنامههای پوشالی سیمای زندانی به این جنگ اختصاص دارد؟ چه سودی برای شما دارد؟ آیا از کشتار و خونریزی سیر نشدهاید؟ آیا هنوز از بی خانمانی ها و کشته شدن زنان و آوارگی های انسانها خسته نشدهاید؟