چند دروغ و نیرنگ و ادعای دفاع از زنان در فرقه آدم کش رجوی
در حالیکه می توانستند آنها را یکی دو سال زودتر و در اولین سری انتقالی به آلبانی بفرستند. و یعنی اینکه با اطلاع تشکیلات آدم کش شما از بیماری خانم ونایی از چند سال پیش، می توانستید خانم فریده ونایی و رویا درودی را در سری اول به آلبانی بفرستید ولی به جای آن قداره کشانی همچون فرزانه میدانشاهی و جواد خراسان و افشین ابراهیمی و… را برای بگیر و ببند در لیست اعزامی خود جای داده و نگران زندگی و مرگ بیماران خود نیستید و مثل همیشه بدنبال بهانه ای برای مرگ و سر به نیست کردن اعضا هستید.
مرگ”فریده ونایی” و اشک سوزناک مریم رجوی
خانم”فریده ونایی” قربانی جدید سرکوب زوج رجوی است. این زوج خونخوار، اعضای بیمار و مضطرب خود را بیش از ده سال است در عراق رها کرده و به اسم”امام حسین” در میان آتش و خون به صورت زجرکش نگه داشته و یکی یکی به کشتن می دهند و از مرگ آنها نیز برای خود مشروعیت و خوراک تبلیغی تولید می کنند… به نظر می رسد اکثر کسانی که سابقه تشکیلاتی طولانی در تشکل مافیایی مجاهدین دارند، جز چند نفر که جهت کنترل دیگر افراد به خارج ارسال می شوند
بار دیگر زن نگون بختی از فرقه رجوی به دل خاک سرد رفت!
این اولین زن نگون بختی نیست که در فرقه رجوی به خاطر بیماری فوت می کند و طبعآ اخری هم نیست و تا زمانی که اعضاء در اسارت ذهنی و جسمی رجوی زنباره و دیگر سران فرقه هستند چه مرد و یا زن خواه نا خواه سرنوشتی بهتر از این در انتظارشان نیست چون شخص رجوی و مریم قجر برای فرار از پاسخگویی به خون و جنازه بیشتر نیاز دارند تا یک ادم سالم.
پایه هایی که با دروغ بنا شود بدون شک فرو خواهد ریخت
بنابراین همه اعضا اسیرانی دست وپا بسته ای بوده وهستند که سران فرقه آنها را با دروغ وفریب درکمپ جمع کرده بودند وبا آنها همانند بردگانی که هیچگونه روزنه نجاتی را برای خود متصور نمی دیدند ویاس ونامیدی سراسر وجود انها رافرا گرفته بود برخورد می کردند.متاسفانه بودند اعضایی که همچون آلان محمدی دخترکم سن وسالی که براثر فشارزیاد وناامیدی ازنجاتش دست به خودکشی زدند!! ویا براثر فشارهای زیاد خودبخود سکته کرده ومی مردند.
الگو برداری گروه تروریستی داعش از پیشکسوت خود فرقه رجوی
هر چه زمان میگذرد شباهت گروه های فرقه ای بیشتر و خودش را به مردم نشان میدهد! شاید اگر سال گذشته در خصوص یکی بودن ماهیت داعش و مجاهدین سخنی گفته میشد پذیرش آن برای بعضی ها سخت میبود اما اکنون که زمان گذشته و هرکس ماهیت خودش را واضح تر نشان داده است دیگر ادعای اینکه همگی اینها از یک قماش هستند کار سختی نیست! بخوبی بیاد دارم که رجوی هم طرز تفکرش مانند گروه داعش بود. یعنی در صحبتهایش میگفت که ما بایستی خودمان را در شرایطی قرار دهیم که وارد ایران شویم و منطقه ای که بتوانیم از آنجا برای خودمان درآمد زایی داشته باشیم را تحت تصرف بگیریم!
نشست غسل، خرد کردن شخصیت اعضای فرقه رجوی
رجوی با برپایی نشستهای غسل هفتگی (بیان فاکتهای جنسی ذهنی یا عینی جلوی دوستان و یا نوعی اعتراف علنی به گناهان جنسی که در حقیقت شکنجۀ جنسی است) و عملیات جاری و دیگ یا جانبی (نشستهای تفتیش عقاید به صورت بیان افکار ضد و تردیدهای ذهنی در مورد خطوط سیاسی و یا استراتژیک و یا ایدئولوژیک رهبری سازمان به عنوان تناقضات ذهنی جلوی جمع دوستان و شنیدن ناسزاها و توهینها و حملات آنها علیه خودش) و شستشوی مغزی همۀ اعضای خود را به لحاظ شخصیتی خرد و تحقیر شده و در حقیقت بی شخصیت کرده است.
دستور خودسوزی زنان در فرقه رجوی
در 17 ژوئن 2003 زمانی که خانم مریم رجوی سلطان زنان اشرف در فرانسه دستگیر شد بلافاصله در اشرف به زنان دستور دادن برای رهای مریم هر کس می تواند دست به خود سوزی بزند و اعلام آمادگی بکند که دولت فرانسه تحت فشار گذاشته شود و مریم را آزاد بکنند و همچنین همین دستور در اروپا اجرا شد افرادی که در اروپا مجبور شدن خود را به آتش بکشند همگی عضو سازمان مجاهدین بودند. که ندا یکی از آن جمله زنانی بود که از آتش جان سالم به در نبرد و بعد از چند روز در بیمارستان فوت نمود
خیانت های مقدس در فرقه رجوی
بعد از اینکه در ذهن افراد جا انداختند که دشمن ما نظام جمهوری اسلامی ایران است این حرف و این اعتقادی که برای فرد قالب میکنند پایه ای میشود برای حرفها و جا انداختن افکار بعدی شان. دیگر بعد از این همه چیز را که عوض میکنند ما برای جنگ با ایران ساخته شده ایم و هدف جمع شدنمان کنار هم این است که برای جنگ آمده ایم، تبدیل به ابزاری برای همه فشارها روی فرد میشود. دیگر بعد از این تماس با خانواده میشود تماس با دشمن چرا که دشمن به خانواده ما نفوذ دارد و هر تماسی با خانواده تماس با دشمن است و فکر کردن به خانواده هم میشود فکر کردن به دشمن
فریب، نیرنگ و دروغ تاکتیک فرقه رجوی برای جذب نیرو
یکی دیگر ازمسئولیت های ما در دوبی فعالیت درملاء ایرانیان مقیم دوبی بود،ویا درمیادین عمومی شهر ایرانی هایی که بیکار بودند را شناسایی می کردیم،در مرحله اول ضمن برخورد مناسب همراه با احساس همدردی بعنوان یک هموطن به آنها وعده های دروغین ایجاد کار وتجارت،تورهای تفریحی واقامت درکشورهای اروپایی را می دادیم!! بازنفراتی که دراین مرحله هم فریب خورده وجذب می شدند ابتدا به مقر منتقل می کردیم که مسئولین انتقال بعد ازتوجیهات اولیه سریعا آنها را به عراق وکمپ اشرف می فرستادند
روزهای سخت آخر مهر در فرقه رجوی
کم کم به تاریخ سی مهر میرسیم! روزی که فرقه رجوی این روز را بنام مریم رجوی نامگذاری کرده است. واقعیت این بود که سی مهر از بدترین و سخت ترین روزهایی بود که ما میبایستی هرساله آنرا برای سرکردگان فرقه رجوی جشن میگرفتیم و خودمان را زورکی هم که شده خوشحال نشان میدایم! روزی که باصطلاح مریم رجوی بعنوان رییس جمهور فرقه انتخاب شد که خیلی واضح است که نه انتخاباتی بود و نه رای گیری! مسعود رجوی با خرمرد رندی مثال زدنی اش از مدتها قبل این نقشه را در افکار کثیف خود میپروراند.
تناقض کامل در”شکل و محتوا” فرقه مجاهدین
این فریب رهبری باعث شد مجاهدین ناآگاه در زیر اعتمادی که به رجوی کرده بودند چشم خود را روی اصل قضیه که جاسوسی علیه منافع ملی ایران بود ببندند و اصلا شکل و محتوا برای آنها مخدوش گردد.این در اصل قضیه و استراتژی بود اما همین تناقض و تضاد در شکل و محتوا در مناسبات فرقه مجاهدین به دستور رهبری دغل کار در جزئی ترین مسائل روز از ایدئولوژی و عقیدتی گرفته تا مسائل زنان و سانترالیزم تشکیلاتی و… ساری و جاری شد.
تابوی ازدواج در فرقه ی رجوی و زخم عمیق آن
ممنوعیت ازدواج، بچه دار شدن و رابطه ی زن و مرد و دیگر مناسبات معمول اجتماعی، در سازمان مجاهدین خلق، همانند دیگر فرقه های مخرب مولد مشکلات و عواقب بسیار بد بعدی است. در طی سه دهه ی اخیر هیچ فرزندی در سازمان متولد نشده است. پس از انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک تحت الامر مسعود رجوی همه ی زوج های سازمان مجبور به طلاق شدند و همه ی مجردها محکوم به تجرد مادام العمر شدند.