جابهجایی تضاد اصلی در فرقهی رجوی
مشاهدات خانوادههایی که برای دیدار فرزندانشان به اردوگاه اشرف مراجعه کردهاند ونوع برخوردی که با آنها صورت گرفته نشان میدهد که علیرغم رفتار غیرانسانی برنامهریزی شدهی گشتاپوی اشرف با آنان که بیشک بهمنظور ارعاب و جلوگیری از مراجعات بعدی آنان و سایر خانوادهها صورت گرفته است، مراحل بعدی این تقابل از خشونت و سبعیت بیشتری بهره خواهد برد تا آنجا که باید یک جنگ تمام عیار را انتظار کشید.
اهالی اُورسورواز بخوانند
حدود ِ 220 روز دیگر به پایان سرکاری کلیشه ای مجاهدین باقی مانده است ؛ قرار است در این مدت ِ باقیمانده قرارگاه اشرف با عزیز دردانه های شورای رهبری تخلیه شود و بقیه نیروها را به باد ؛ تیغ ؛ خار و یا خاکهای ِ عراق تحویل دهند.منطق ِ اپورتونیستهای وطن فروش، در بی منطقی محض خلاصه می شود و این صفت ِ بارز مجاهدین است که سربزنگاههای تاریخی و ایدئولوژیک و در بن بستهای استراتژیک ؛ از نیروهای خودشان قربانی می گیرند، اکنون که اشرف در حال ِ تعیین تکلیف است و صدای شکستن ظرف ِ استراتژی مجاهدین به گوش می رسد، باید منتظر بود تا متناسب با روش شناخته شده همه فرقه ها ؛ بـدنه قربانی سـر شود.
نوروز برای ایرانیان آزاده
سال گذشته در مطلبی با عنوان” نوروز در شب تیره ی اشرف” نوشتم” عید امسال نیز آمد و سازمان و نیروهایش در آرزوهای بر باد رفته خویش ماندند و با سیلی رقص و آوازی بی روح و فرمایشی صورت خود را سرخ نگه داشتند.امسال هم سران سازمان نیروهای خسته و درمانده سازمان را با عنوان های بی رنگ و لعاب فریب خواهد داد:”
دو استراتژی متفاوت
استراتژی مجاهدین با تکیه به خشونت بیش از دو دهه در همکاری تنگاتنگ با سیستم مخوف پلیسی امنیتی صدام حسین تحت نام مبارزه برای مردم ایران جز رسوایی چیز دیگری از خود به یادگار نگذاشته است. در ظرف استراتژی مجاهدین با پشتوانه عظیم مالی، تسلیحاتی و سیاسی از طرف صدام حسین و دولتهای هم پیمان دست به چند رشته عملیات مشترک نظامی به خاک ایران زدند که همگی با پاسخ سخت نظامی متقابل همراه بود. رهبری مجاهدین برای سرپوش گذاشتن شکست های پی در پی نظامی و برای توجیه آن و برای ادامه سرسپردگی خود به سیستم صدام حسین و باقی ماندن در خاک عراق دست به سیستم نوینی از مغزشویی در درون خود زدند که اولین قربانیان این سیستم مغزشویی انسانهای بودند که از بدی روزگار به مجاهدین پیوستند.
گزارشی از سفر به عراق
این سفر در ضمن منجر به ملاقات با خانواده هایی شد که عضو و یا اعضایی را در اسارت فرقه ی رجوی و در زندان اشرف دارند. گرچه برخی از این عزیزان با تحمل رنج سفر و مشقات فراوان خود را به عراق – با شرایط امنیتی و سایر معضلاتی که گریبانگیر این کشور است – رسانده بودند تا بتوانند گمشده ی اسیر خود را ملاقات کنند، اما سازمان بی افتخار رجوی مانع از ملاقات آزادانه ی آنان با اعضای خانواده هایشان گردید. در مجموع فرقه پس از مطلع شدن از حضور اعضای خانواده در کنار درب ورودی زندان اشرف، با معطل نگاهداشتن خانواده ها (مادران و پدران ایرانی) شتابزده اقدام به مغزشویی اسرا می نماید.
گفتگوی با آقای هادی شمس حائری – دلایل شکست مجاهدین
همانطور که فعالان سیاسی اطلاع دارند آقای هادی شمس حائری بیش از چهار دهه در صحنه سیاسی همراه با فعالان سیاسی حضور داشتند وهمچنین ایشان زندانی سیاسی دوران شاه بوده و بعدا در مناسبات مجاهدین در خاک عراق حضور داشته و در حقیقت از پیش کسوتان در امر مبارزه برای دمکراسی در ایران بوده و در حال حاضر هم بیش از یک دهه هست که از مناسبات سازمان مجاهدین جدا شده و به عنوان یکی از کسانی که تلاشهای زیادی جهت روشنگری مناسبات این جریان داشته
تأکید مجدد دولت عراق بر اخراج مجاهدین
هیچ قانون بینالمللی وجود ندارد که ما را مجبور سازد که حضور نیروهای سازمان مجاهدین خلق در عراق حضوری قانونی باشد. در حال حاضر هم دلیل حضور آنها در این کشور یک دلیل انسانی است و البته در حال حاضر وجود نیروهای سازمان مجاهدین خلق در عراق مسالهای است که وجود دارد و ما با این مساله به صورت یک امر موقت برخورد میکنیم و خواهان استمرار حضور آنها نیستیم.
ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان
بدون در نظر گرفتن این شرط هرنوع مداخله ای در پرونده و کار این ایرانیان ؛تلاشی برای به قید و بند کشیدن مجدد آنها یا در اسارت نگه داشتن آنهاست، تلاش مخفی سازمان برای خروج بعضی از این افراد شک را به یقین بدل میکند که توطئه ای در کار است،نباید تصور کرد که مقرهای سازمان در اروپا و یا خانه های تیمی آنها در اروپا و بخصوص اورسورواز جدای از کمپ اشرف است و احیانا این تصور غلط را داشت که این مقرها در جهان آزاد قرار دارند،
دزد پر رو یقه صاحب خانه را می گیرد
رهبران فرقه و تحلیل گران آنان که موشکافانه در رسانه های غربی به دنبال مسائل حقوق بشری و هسته ای و سیاسی ایران و عراق و…. می باشند تا مبادا حقی به حساب ملت ایران و کشورهای منطقه رود، این بار چشم خود را به روی جنایت های اسرائیل در غزه بسته است که تا کنون حتی یکبار در اخبار و موضعگیریهایشان هنوز نامی از مردم مظلوم فلسطین به میان نیاورده وجالبتر اینکه مقاومت مردمی آنان و رهبران شان را از اقدامات تروریستی می داند حتی دوستان خارجه نشین آنها هم چشم خود را به روی این جنایت اسرائیل بستند.
سرنوشت مبهم فرقه مجاهدین در عراق
اما نه گذشت زمان و نه اتفاقاتی که دراطراف این فرقه در حال وقوع است آنها را به فکر چاره نمی اندازد هرچند که هیچ چاره ای بجز از بین رفتن تور اختناق و بساط برده داری نوین وجود ندارد و مطمئنا فرقه مجاهدین تا آخر خط در مسیر خیانت پیش خواهد رفت و در پیام مسعود رجوی از مخفیگاه در مورد جاسوسی بی شرمانه حتی ذکر شده است که: بجای انتظاراز سپاسگزای بین المللی مجاهدین بهتراست به آزاد سازی نیروهایی بپردازند که سالهاست آنها را به بیگاری کشیده ودر سراب سرنگونی و سوار بر تانک ها! برای بردن مهر تابان! به میدان آزادی!…. در بیابانهای عراق سرگردان کرده است.
نامه شماره هفت – سری دوم – به دکتر مسعود بنی صدر
صحبت های این فرمانده با پیروانش در مقاطع مختلف فیلم بسیار جالب بود و از روی همان حرفهایی که رهبران فرقه ها به مریدانشان میگویند الگو برداری شده بود:”ما برترین و بهترین هستیم، ما خوشبختی و رهایی واقعی را بدست آورده ایم، دنیای بیرون پر از تباهی و فساد است
انفجار در شرایط بن بست کامل و فروپاشی از داخل
بعد ازمسافرت آقای مسعود خدابنده به عراق وبا پیام اُمیدی که این مسافرت به اشرف حمل نمود، درب دکان عراق، برای رجوی وباندش میرود تا گل گرفته شود و همچنین با توجه به خط”تام” و”جری” جمهوری اسلامی در برخورد با مسئله حضور منافقین در این دیار که بمدت پنج سال است دنبال میشود