رجوی ها در حسرت شهید دادن در اشرف هستند؟
شرایط گروه مجاهدین در اشرف بگونه ای است که خطر فروپاشی تشکیلات در عراق را بخوبی حس می کنند. آنها می دانند که کمپ لیبرتی(ترانزیت)، اشرف دیگری نیست و این احتمال وجود دارد که مفلوک های گرفتار این فرقه بتوانند راهی برای ارتباط آزادانه با دنیای خارج بیابند و یا به موبایل و رادیو دسترسی پیدا کنند. شرایط ایده آل برای رجوی این است که مناسبات فرقه ای را در لیبرتی سفت و سخت تر نماید تا بتواند جلوی فراری ها و ناراضیان را بگیرد.
باز هم خونریزی در اشرف به خواست رجوی
در سالروز این کشتارها، رجوی که با وجود صرف هزینه های نجومی نتوانست اشرف را «به مثابه شرف خود» حفظ نماید، و جامعه جهانی موفق شد او را وادار به پذیرش تعطیلی این زندان بزرگ نماید، سنگ اندازی در مسیر جابجایی مسالمت آمیز نیروهایش را آغاز نمود و اینک که سری چهارم اسیران قرار است به کمپ ترانزیت (لیبرتی) منتقل می شوند، باز هم هیاهوی دیگری بپا نمود و عده ای دیگر را وادار کرد جلوی پلیس عراق مقاومت و با زخمی کردن خویش خوراک رسانه ای بخش تبلیغات فرقه را به شکلی مفتضح و کریه مهیا سازند
سالگرد نوزدهم فروردین
… اکنون یک سال از فاجعه تلخ و مرگبار می گذرد. سی و پنج نفر به هلاکت رسیدند. نگاهی به وضعیت رجوی طی یک سال گذشته خود گویای همه چیز می باشد. رجوی با شعار «از وجب به وجب خاک اشرف دفاع می کنیم» این نگون بخت ها را جلوی گلوله فرستاد. رجوی می خواست به هر بهای ممکن محیط ایزوله و غیر قابل نفوذ اشرف را حفظ کند، به همین خاطر تن به این درگیری خونین داد. اکنون پس از یک سال اشرف در حال تخلیه است..
جمعبندی رجوی از سال گذشته
او ادعا کرد این پیروزی!! مرهون تلاش ها و ایستادگی های مریم در فرانسه و اشرفی ها در عراق بوده است ؛ که دراین سرفصل آنها را به سرنگونی نزدیک کرده است. یکی دیگر از نکات جمعبندی پیام مسعود رجوی مربوط به سرنگونی دولت لیبی بود. او با پر رویی اعلام کرد که سرنگونی معمر قذافی مرهون تلاش های مجاهدین بوده است. و دلیل این حرف خود را استفاده انقلابیون لیبیایی از نام ارتش آزادی عنوان نمود. و اینکه همه اینها ثمره انقلاب مریم!!؟ بوده است که نام ارتش آزادی بخش را بیرونی و رسانه ای کرده است.
کمپ ترانزیت؛ پل آزادی
نقطه عطف تحولات اخیر را میتوان در سخنرانی آقای مارتین کوبلر دریافت آنجا که برخلاف تمامی ادعاهای مسخره و خنده دار رجوی مبنی برپیروزی خط و خطوط استراتژیک وی بعدازعقب نشینی به کمپ ترانزیت لیبرتی، آقای کوبلر برانجام مصاحبه با کلیه اعضا در یک کمپ مستقل از لیبرتی خبر داده است. واین در حقیقت ضربه ای مهلک بر پیش داوریهای رجویهاست. بی شک مصاحبه با یکایک اعضا در یک محل مستقل و بدور از نظارت مسئولین سازمان و وارد کردن فاکتور خانواده ها قبل ازانجام این مصاحبه ها به لحاظ روحی و روانی تاثیرات عاطفی آن می تواند به منزله شلیک آخر بر تابوت رجویها باشد.
نامه جمعی از خانواده های اعضای مجاهدین به آقای مارتین کوپلر
با توجه به سخنرانی اخیرآقای رجوی که علنا مشخص گردید که ایشان ودیگرسرکردگان این فرقه تروریستی درنظردارند مجددا شرایط اعمال حاکمیت خفقان را به شیوه های شستشوی مغزی وبه اسارت گرفتن ذهن وجسم اعضا را درکمپ ترانزیت بدست گیرند. وازکمپ ترانزیت اسارتگاه اشرف دیگری بسازند.لازم میدانیم که ازشما درخواست نماییم که دراین خصوص برخورد قاطع تری بعمل آورید.
گفتگو با آقای سیروس غضنفری در باره سازمان مجاهدین – قسمت شانزدهم
این دسته نفرات فکر می کردند بعد از فرار و آزادی در خارج هرچه سازمان در آن کشورها از آنان خواسته بدون چون و چرا انجام داده اند ولی برعکس چه فکر می کردند و چه شد , بعد از مارک زدن های رجوی به اعضای باسابقه تازه سازمان به آنان فهماند که زمان حضور در خارجه وابسته به بورژوازی بوده و غرق در آن شده اند
گفتگو با آقای سیروس غضنفری در باره سازمان مجاهدین – قسمت پانزدهم
رجوی در ادامه اجرای انقلاب درون سازمانی ؛ بعد از مدتی بند”ه” را عنوان نمود. به گفته خود مسعود بند”ه” عبارت بود از اینکه مسئولین از زنها انتخاب شوند تا آببندی انقلاب مریم تحقق یابد. به زبان ساده رجوی برای ماندن در مناسبات شگرد تازه ای ایجاد نمود. او می خواست نفرات را غرق فساد کند. نفرات را در تنظیم رابطه تشکیلاتی با زنها به فساد سوق می داد و بعد مچ گیری می کرد
خانم قجر عدم تخلیه اشرف دیگر توجیه پذیر نیست!!
اگر وی در باره برچیدن دوربین ها و نبودن نفرات پلیس عراق در داخل کمپ و کمبود امکانات و آب و برق حرف می زند کمپ موقت ترانزیت باز هم به همان شیوه قبلی توسط نیروهای عراقی هدایت می شود پس مریم چگونه دم از دست یافتن به اطمینانهای حداقل حرف می زند اگر این کمپ تبدیل به زندان برای نفرات اشرف شده است پس چرا مریم باز هم راضی شده که تعدادی دیگر را به این زندان روانه کند؟
بیانیه اعضای جدا شده از فرقه رجوی در پاسخ به نامه مریم رجوی به خانم کلینتون
. فرقه رجوی ازهمان روز اول انتقال 400 نفر از نیروها که اکثر آنها از میان فرماندهان رده بالا وسرسپرده انتخاب شده بودند به کمپ ترانزیت لیبرتی تبلیغات شدیدی را درخصوص شرایط مناسب کمپ وبرخوردهای نامناسب نیروهای ناظر ملل متحد و ارتش عراق آغاز کرده است. تا تلاش نماید با براه انداختن هو و جنجال که هنر ماهوی این فرقه تروریستی است از انتقال ما بقی نیروها به کمپ موقت ترانزیت (لیبرتی) جلوگیری نماید. به جزموارد یاد شده فرقه رجوی اهداف سیاسی و تشکیلاتی زیر را دنبال میکند.
آغاز و پایان توتالیتاریسم مجاهدین
انتقال افراد از اشرف به کمپ موقت ترانزیت و از بین رفتن حصارهای تشکیلاتی که عناصر مجاهدین بیش از سه دهه تحت شستشوی مغزی سیستماتیک قرار داشتند چه تاثیر و پیامدهایی خواهد داشت؟ تجربه ی تاریخی حاکی از این است که توتالیتاریسم در رویارویی با عقلانیت انتقادی و دنیای دموکراتیک محو و کمرنگ خواهد شد پس بزودی شاهد جدایی تعداد زیادی از عناصر و کادرهای تشکیلاتی مجاهدین و بازگشت آنان به دنیای آزاد خواهیم بود.
چشم در چشم اختاپوس اشرف!
آقای رجوی عطش قدرت و هوسهای شیطانی تو سیری ناپذیر است و قربانی های جدید می طلبد. اما دیگر شرایط اجازه نمی دهد بیش از این خون بریزی و اکنون نوبت خودت است که قربانی شوی، اما این بار یک فرقی میان قربانیانی که گرفتی و خودت وجود دارد، همه بچه ها اسیر روابط فرقه ای بودند که تو ایجاد کرده بودی و داوطلبانه مرگ را در آغوش می کشیدند اما تو هیچ وقت به استقبال مرگ نرفتی و این مرگ به تو تحمیل خواهد شد!