الگوهایی از جنس تروریسم
او از طرفی در زمان جنگ از صدام می خواست بیش از گذشته به ایران حمله کند و در برابر مردم ایران از سلاح های بیشتری استفاده کند، کشتار بیشتری به راه بیندازد و از طرفی گوشه چشمی هم به باند او برای نشان دادن خوش خدمتی و طبیعتا باز کردن جایی برای آنها در اندیشه های ایران آینده داشته باشند. رجوی هیچگاه در برخوردهایش با صدام از خود به عنوان تنها عامل و نجات بخش ایران نام نبرد و همیشه از موضع ضعف درمقابل صدا م ظاهر شد، گویی هیبت و جلال ظاهری” سیدالرئیس” بیش از آن بود که رجوی بخواهد از خود در پیشگاه صدام– حداقل – به عنوان یک آلترناتیو قوی نام ببرد.
خاطرات قلعه اشرف – قسمت شانزدهم
در واکنش و اعتراض به نشست طلاق و دستور مسعود به طلاق اجباری اعضای سازمان، تعداد زیادی از افراد مستقر در قرارگاههای سازمان در عراق که پاسپورت داشتند با زن و فرزندانشان قرارگاههای سازمان را در عراق ترک کردند و به کشورهای اروپایی رفتند و تعداد دیگری نیز بدون همسرانشان رهسپار کشورهای غربی شدند. و عده ای نیز که بحث طلاق را نپذیرفتند و اما مایل نبودند از سازمان جدا بشوند در عراق ماندند و تا سال های 72 – 73 در هر هفته یک روز به پیش زن و فرزندان خود می رفتند اما بعدا تحت فشار رهبران سازمان همسرانشان را برای همیشه طلاق دادند و حتی فرزندانشان را نیز هیچگاه ندیدند زیرا سازمان مسئولیت سرپرستی آنها را بر عهده گرفت و آنها را به کشورهای اروپایی یا امریکا و کانادا فرستاد.
جمع بندی دستاوردهای رجوی از عملیات فروغ جاویدان
شاهسوندی سپس با اشاره به دستگیری خود در این عملیات و انتقال به بیمارستان بقیه الله به نحوه بازجویی از خود در بیمارستان اشاره کرد و توضیح داد سوالاتی که از او شده است بیشتر حول ارتباط او با میتران، اسرائیل و آمریکا بوده است. وی تاکید کرد یاس و سرخورده گی افراد سازمان پس از شکست عملیات فروغ، به کلی روحیه آنها را تخریب کرده بود. به همین دلیل رجوی به دنبال راه کاری برای بازگرداندن آنها می نماید. شاهسوندی سپس به استناد شنیده های خود از قرارگاه اشرف پس از عملیات فروغ پرداخت
داداش تو عضو یک فرقه هستی
آن تجمع تشکیلات نامیده میشد. به علت اینکه نفرات به طور تمام وقت و رایگان وجود خود را در اختیار تشکیلات گذاشته بودند آن ها را تشکیلاتی مینامیدند. هیچ فردی با نام و نشان اصلی خودش برای دیگران شناخته شده نبود. بیشترین وقت افراد تشکیلاتی صرف شرکت در کلاس های آموزش ایدئولژیک و همسو شدن با خواسته های رهبر تشکیلات میشد. رهبر بر آن بود که به شیوه مسلحانه جایگزین رهبر حکومت اسلامی در ایران شود. برای رسیدن به این هدف نیاز به افرادی از جان گذشته داشت.
درام دیکتاتورها و ضرورت عبرت آموزی رجوی
رجوی دیکتاتوری است که طی دو سال گذشته خود را در باد حمله نظامی آمریکا به ایران خوابانده است. کینه او از توده های مردم به حدی است که در معادلات او اساسا مردم هیچ جایگاهی ندارند. این تنظیم رابطه فی النفسه گرایش و میل بیمارگونه او به قدرت را نمایندگی می کند. وجه اشتراک همه دیکتاتورها صرفنظر از اینکه به کدام جبهه از مستبدین چه ایدئولوژیک و چه سیاسی وابسته باشند، نادیده انگاشتن اراده و خواست توده ها و به همان نسبت کینه و نفرت از آنها است. در نقطه مقابل تجارب جهانی و تاریخی نیز نشان داده است که توده ها نیز در مواجهه با دیکتاتورها، وابستگان به بیگانه و دشمنان خود در هر لباس و با هر نقابی رفتاری درخور شان آنها داشته و خواهند داشت.
رجوی خدایگانی که درغباری ازحقیقت فروریخت
خودپنهانی وخودگم کردن شاید آخرین راه حل تنها حربه ای بود که به ذهنیت این شیادمذهبی قرن بیست ویکم خطورنمود چراکه وجود او دراین شرایط فوق بحرانی درکنارچند هزارانسانی که همه هستی واعتماد وعشق وخانواده خودرا به پای اوریخته بودند نه تنها دیگرمعنی نداشت بلکه می توانست منشا بحث ها وزمزمه ها و اعتراض کسانی گردد که درنهانگاه مناسبات فرقه به عقلانیت او شک وتصمیمات نابخردانه اورا مورد کنکاش قراردهند
فـریب نوروزی
بعنوان نمونه، رجوی در قسمت چهارم پیام نوروزی سال جاری تلاش دارد که گزارش مجامع بین المللی و جامعه اطلاعاتی آمریکا دایر بر صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای ایران را غلط دانسته و جاسوسی و خیانت خود را اثبات و خود را منبع خبری موثق بداند.
مفهوم شرایط عینی در پیام نوروزی رجوی
تبیین این بخش از پیام رجوی را به زبان اختصاصی و ایدئولوژیکی مجاهدین می توان معادل این مفاهیم تلقی کرد. شرایط عینی را به مثابه آمادگی برای سرنگونی یا همان نقطه کیفی انفجار و در ادامه خیز دمکراتیک را معادل محقق شدن تغییر کیفی یعنی سرنگونی تعبیر و تفسیر کرد. اما اینکه این ادعا تا چه میزان بر زمینه های عینی و مبتنی است، دقیقا همان پاشنه آشیل ای است که مجاهدین بیش از دو دهه کماکان بر سر اثبات درستی و علمی بودن آن در تئوری بافی چانه می زنند ولی عملا مقهور واقعیت زمخت بیرون از ذهن خود شده اند.
پیام نوروزی برادرمسعود و داستان حسن کرد شبستری
حذف فیزیکی رجوی از مناسبات مجاهدین چه بدلیل مرگ چه بدلیل زندانی شدن و همکاری با سازمانهای اطلاعاتی موساد و سیا اثرات مخربی بر تشکیلات دارد زیرا در تمامی دوره ها مریم رجوی علیرغم تعارفات همسرش مسعود، به این دلیل از طرف اعضا مورد پذیرش قرار می گرفت زیرا در ارتباط با مسعودر جوی قرار داشت و حضور و ریاستش متکی به حضور و تایید مدام مسعود رجوی بود.
مثالهایی از انقلاب خواهر مریم
نفر اول برادر مسئولی بود که به گفته خودش 20 سال سابقه مبارزه و فارغ التحصیل رشته مهندسی، گفت: خواهر به خدا اگر از خودم بگویم، من تازه فهمیدم که واقعا گاوی بیش نبودم، واقعا خواهر مریم وقتی مثالی و یا نمونه ای میگوید خیلی راه گشا است. من هم واقعا در مسیر انقلاب مریم مثل گاو وسط خیابان ایستاده بودم و هرچه ماشین انقلاب بوق می زد توجه نمیکردم و همینطور راه انقلاب را بسته بودم.
اهالی اُورسورواز بخوانند
حدود ِ 220 روز دیگر به پایان سرکاری کلیشه ای مجاهدین باقی مانده است ؛ قرار است در این مدت ِ باقیمانده قرارگاه اشرف با عزیز دردانه های شورای رهبری تخلیه شود و بقیه نیروها را به باد ؛ تیغ ؛ خار و یا خاکهای ِ عراق تحویل دهند.منطق ِ اپورتونیستهای وطن فروش، در بی منطقی محض خلاصه می شود و این صفت ِ بارز مجاهدین است که سربزنگاههای تاریخی و ایدئولوژیک و در بن بستهای استراتژیک ؛ از نیروهای خودشان قربانی می گیرند، اکنون که اشرف در حال ِ تعیین تکلیف است و صدای شکستن ظرف ِ استراتژی مجاهدین به گوش می رسد، باید منتظر بود تا متناسب با روش شناخته شده همه فرقه ها ؛ بـدنه قربانی سـر شود.
خانم رجوی ؛ مسعود رجوی چگونه مرد
رجوی و همراهان در دست نیروهای اسرائیلی هستند. با توجه به شیوه مطبوعات آمریکا تقریبا محال است که رجوی در دست آمریکائی ها باشد و خبر آن درز نکرده باشد. رئیس قبلی سازمان امنیت فرانسه می گوید که ما به آمریکائیها د رمورد مخفی ماندن عملیات ها اعتمادی نداریم. بنابر این ترجیح می دهیم عملیات در اروپارا بدون اطلاع آمریکائی ها انجام بدهیم.