یکشنبه, ۳ آبان , ۱۴۰۵
دوگانه‌اندیشی در ۱۹۸۴ و تجربهٔ من در تشکیلات مجاهدین 20 مهر 1405
روایت امیر یغمایی

دوگانه‌اندیشی در ۱۹۸۴ و تجربهٔ من در تشکیلات مجاهدین

هرچه بیشتر رمان ۱۹۸۴ جورج اورول را می‌خوانم، شباهت‌های بیشتری میان جهان آن و مناسبات سازمان مجاهدین خلق می‌بینم. زندگی من از بدو تولد با این سازمان گره خورده و بخش بزرگی از کودکی و جوانی‌ام در تشکیلات آن گذشته است. برای همین، هنگام خواندن این کتاب، آدم‌ها و صحنه‌هایی از زندگی خودم به یادم […]

مجاهدین خلق به دختران رمادی هم رحم  نکردند 19 مهر 1405
عهدشکنی همیشگی رجوی

مجاهدین خلق به دختران رمادی هم رحم  نکردند

درنشست برنامه ریزی ارکان بودم. مسئول ارکان زنی بنام اکرم  بود. او در نشست مطرح کرد: “به زودی نیروی جدید به سازمان تزریق خواهد شد. به احتمال زیاد چند نفری به مقر ما می‌آیند. تنظیم رابطه با نیروی جدید برای سازمان خیلی مهم است. طوری رفتار کنید که با سازمان زاویه نگیرند.” من هم پرسیدم: […]

وقاحت بی حد و مرز مجاهدین خلق در باب کودک سربازی 19 مهر 1405
فرافکنی رجوی

وقاحت بی حد و مرز مجاهدین خلق در باب کودک سربازی

در سایت مجاهدین خلق مطلبی خواندم به نقل از گزارش وزارت امور خارجه آمریکا که ادعا کرده است ایران حداقل سن جذب برای نیروی نظامی بسیج را 12 سال اعلام کرده است. اگرچه این خبر تایید نشده و نامعتبر است اما تشکیلات رجوی فارغ از سوابق گسترده و فجیع خود در استفاده از کودک سربازان […]

روایت خواندنی ژینا حسین نژاد از سانسور در مجاهدین خلق 12 مهر 1405
اندر باب سانسور

روایت خواندنی ژینا حسین نژاد از سانسور در مجاهدین خلق

در هفته ای که گذشت، موضوع حمله به خانم مرضیه حسینی خبرنگار ایران اینترنشنال پیش آمد. جدا از حملات افراطی اما از نظرم در خشم عمومی جامعه همیشه یک حرف حقی وجود داره  که باید آنرا شنید و نباید آن خشم را فقط به یک گروه خاص تقلیل داد. البته خود ایشان بهتر از بسیاری […]

چرا امیر سکوت نمی‌کند و برخی دیگر سکوت می‌کنند؟ 17 مرداد 1405
از حقیقت مجاهدین گفتن

چرا امیر سکوت نمی‌کند و برخی دیگر سکوت می‌کنند؟

در یادداشتی که امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق به تازگی در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی X منتشر کرده است، تلاش کرده است که به پرسشی که ذهن بسیاری از مخاطبان را درگیر کرده است، پاسخ بدهد. اینکه چرا خود اصرار دارد که حتی پس از انتشار زندگی‌نامه‌اش، هنوز درباره مجاهدین خلق […]

تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفایغمایی – قسمت پنجم 23 تیر 1405

تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفایغمایی – قسمت پنجم

زندگی در “انجمن” در این زمان، خانواده‌ هواداری که من پیش آنها بودم، ارتباط نزدیکی با مجاهدین داشتند. مجاهدین در آن زمان یک دفتر داشتند که ما به آن “انجمن” می‌گفتیم. این یک خانه بزرگ سبز رنگ در موربی بود که ما به‌طور مرتب آنجا می‌رفتیم. این خانه خیلی بزرگ و مرموز بود به‌طوری که […]

همان کابوس قدیمی اعضای پیشین مجاهدین خلق 13 تیر 1405
دلنوشته‌ای از امیر یغمایی

همان کابوس قدیمی اعضای پیشین مجاهدین خلق

دیشب دوباره همان کابوس قدیمی برگشت. این‌بار نه اشرف عراق؛ اشرف ۳ در آلبانی. در خواب، همراه یک عضو سابق زن و پسرش وارد قرارگاه شده بودم. حضورشان به من یک حس امنیت می‌داد. با خودم فکر می‌کردم: “اگر با هم باشیم، نمی‌توانند به ما آسیبی بزنند یا ما را نگه دارند.” اما خواب، خواب […]

امیر یغمایی، از کودک ‌سربازی تا افشای مناسبات فرقه‌ای مجاهدین خلق 02 تیر 1405

امیر یغمایی، از کودک ‌سربازی تا افشای مناسبات فرقه‌ای مجاهدین خلق

مقدمه سازمان مجاهدین خلق به عنوان یکی از گروه‌های سیاسی-نظامی ایرانی، همواره به دلیل روش‌های جنجالی و ساختار سلسله‌مراتبی آهنین و استبدادی خود مورد انتقاد قرار گرفته است. یکی از افرادی که به انتقاد از این سازمان پرداخته، امیر یغمایی، کودک سرباز سابق این گروه است. یغمایی که اکنون از سازمان جدا شده، خاطرات خود […]

تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفا یغمایی – قسمت دوم 30 خرداد 1405

تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفا یغمایی – قسمت دوم

پرواز کودکانه به عراق من دقیقاً به یاد نمی‌آورم که چگونه به عراق آمدم، زیرا در آن زمان بسیار کوچک بودم، اما وقتی به آنجا رسیدم، خاطرات زیادی دارم. به طور کلی، دوران کودکی‌ام در عراق را می‌توانم دوره‌ای خوب توصیف کنم که با احساس دلتنگی برای والدینم همراه بود. یادم می‌آید که مجاهدین در […]

تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفایغمایی 24 خرداد 1405

تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفایغمایی

مقدمه امیر وفایغمایی یکی از هزاران ایرانی است که دوران کودکی، نوجوانی و گوشه‌ای از جوانی خود را در تشکیلات مجاهدین خلق از دست داد و با حوادثی تلخ، دردناک و آسیب‌های غیرقابل جبران مواجه گشت. از منظری دیگر: بخشی از زندگی امیر، به‌خاطر جاه‌طلبی رهبران سازمان، در “کودک‌سربازی” طی شد و بسیاری از نزدیک‌ترین […]

سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت اول 16 خرداد 1405

سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت اول

آقای محمودآسمان پناه در خاطره نویسی خود، نوشته است: چند ماهی قبل از رژه سازمان که در سال ۱۳۷۰ برگزار شد یک جوان که اسم او را نمی توانم ذکر کنم از آلمان به سازمان پیوسته بود که او را به یک فرمانده به نام اسد حداد که اصالتاً لُر بود ولی ساکن کرمان بود […]

نگاهی به خاطرات ژینا حسین‌نژاد از درون مناسبات مجاهدین خلق 10 خرداد 1405
کودک‌ سربازان اسیر

نگاهی به خاطرات ژینا حسین‌نژاد از درون مناسبات مجاهدین خلق

در ماه‌های اخیر، خاطره‌نویسی برخی از “کودک ‌سربازان” رهاشده از فرقه تروریستی مجاهدین خلق، ابعاد تازه‌ای از جنایات این تشکیلات مافیایی را به نمایش گذاشته که خواندن آن برای نسل جوان بسیار باارزش و پندآموز است. امید است که مسئولین ذیربط و سازمان‌های مردم‌نهاد که وظایف حقوق‌بشری و بازسازی روانی جامعه و نسل جوان را […]

blank
blank
blank