اعضای انجمن نجات همراه خانواده ها دیدار با خانم جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار مجاهدین
پیام خانواده چشم انتظار مهرورز به محسن مهرورز مقیم آلبانی
امروزمهندس علینقی (مهدی) مهرورز از برادران ایشان با مراجعه به دفترانجمن گیلان ضمن ابراز شادمانی وصف ناپذیرخواستار تسهیلاتی مبنی برمکالمه تلفنی و حتی دیدار حضوری با عزیز رهایی یافته از تشکیلات مافیایی رجوی درعراق و منتقل شده به آلبانی شده است و تاکید داشته که مادر سالمند 90 ساله اش در آرزوی ولو یک تماس تلفنی جگرگوشه اش لحظه شماری میکند.
اسماعیل جان زودی بیا که بی قرار تو هستیم
ازشما خواهش دارم اندک تامل کن و در اولین فرصت با یک” نه” قاطع به رجوی خودت را به نماینده کمیساریای عالی پناهندگان و مسولین عراقی محافظ کمپ لیبرتی معرفی کن و به هتل برو و الباقی راه را به همت وقوه الهی خودم برایت هموار میکنم که بزودی زود خود را دردنیای آزاد و کانون گرم و پرمهر خانواده ات ببینی.
درخواست خانواده های گرفتار فرقه ی رجوی برای انجام ملاقات!
اوضاع عراق بحد کافی نگران کننده و از نقطه نظر خانواده هایی که شخص یا اشخاصی از اعضای آنها گرفتار چنگال های خونریز رجوی ها در کمپ لیبرتی هستند، خطرناک تر تلقی میشود.ازاین روست که انجمن نجات بطور مرتب و مکرر- حضوری یا تلفنی – مورد مراجعه ی این خانواده های نگران بوده وخواستار کسب خبر از اوضاع عزیزان خود بوده ومصرا درخواست دارند که ترتیب ملاقات حضوری یا تلفنی آنها با بستگانشان درعراق داده شود!
ابراز خوشحالی خانواده های مازندرانی بابت رفتن اعضای فرقه به آلبانی
خانواده هایی که بعد از شنیدن رفتن اعضای خانواده شان به آلبانی از خوشحالی در پوست نمی گنجیدند و بعد از کلی تشکر از نفرات انجمن که در این کار یاری کردند درخواست داشتند که چگونه می توان با آنان در آلبانی تماس برقرار نمود و از وضعیت آنان مطلع شد و آنان را امیدوار به بازگشت به نزد خانواده نمائیم که در این رابطه توضیح داده شد.
صمد نظری سرشار از انرژی بود
هیچوقت چهره خندان ومهربان وبا روحیه ایشان درماموریت به عراق ازخاطرم نمیرود. اگراشتباه نکنم سال 1389 بود که خودم به اتفاق همسرم وهمچنین خانم زهرا رجبی که برادرش را دراسارت رجوی دارد قرارشد با اکیپ مازندران با مسولیت زنده یاد برای ملاقات با عزیزانمان به عراق برویم وچنین شد درآن مسافرت با حضورآقای نظری واقعا ما خانواده های گیلانی ومازندرانی قوت قلب می گرفتیم وهیچ احساس کمبود وحتی خستگی نمی کردیم.
آقای علی آلفته: اگرتو بیایی من جان تازه میگیرم
وقتی فرزندم دید دیگراشک مجالم نمیدهد که بیشترازاین با وی صحبت کنم خودش هم به گریه افتاد وبه آرامی گفت” چرا. من دلم به حال شما و زادگاهم تنگ شده است وشما را دوست دارم ولی……. درهمین اثنا بود که دیدم تماس هادی قطع شده است واین اولین وآخرین تماس وی با من بوده است”.
خاطراتی از فعالیت خانواده ها برای رهایی فرزندانشان در جلوی کمپ اشرف
نفرات اسیردر فرقه (زندان اشرف) پیغامهای خود را به صورت نوشته و در بطری آب های کوچک جا می دادند و مقداری هم شن و یا سنگ ریزه می ریختند که بتوانند راحتر با فاصله زیاد پرتاب کنند تا به دست خانواده ها برسد، البته ناگفته نماند این اتفاق بیشتر در مکان استقرار دائمی خانواده ها از جمله درب اسد و درب جنوب و درب شرق می افتاد و خانواده ها هم ساعتهای پرتاب بطری که در ساعات اولیه صبح که زمان تعویض نگهبانی بود،منتظر پیغام بودند،خانواده ها بیشتر اتفاقات درون فرقه رابه همین ترتیب از اسیران دریافت می کردند
نامه خانواده های استان قزوین درمحکومیت اقدامات بازدارنده ومرگ های مشکوک در لیبرتی
رهبری و سران مجاهدین خلق سالهاست که فرزندان ما را درعراق تحت اسارت گرفته اند. آنان از هر گونه تماس و ارتباط با دنیای خارج و حتی اعضای خانواده هایشان منع شده اند که مغایر با مفاد منشور جهانی حقوق بشر است. ما اطمینان داریم سران مجاهدین از اینکه فرزندان ما با دنیای خارج از تشکیلات مخوف رجوی در تماس باشند و از سیر تحولات و رویدادهای مربوط به ایران و جهان آگاهی یابند سخت وحشت دارند.
ناله های پدرانه در دوری پسرانش
آقای متکی که چهار پسرش بنامهای محمدحسین – علی حسین و بهنام و غلامحسین (حجر) متکی در اردوگاه سازمان مجاهدین گرفتار می باشند و اسیر ایدئولوژیهای بی هدف و پوچ مسعود و مریم رجوی خائن برای رسیدن به امیال و آرزوهای پوشالی آنها شده اند و چندین سال است که نتوانسته با فرزندانش صحبت کند و صبح گاهان با آرزوی دیدار آنها سپیده دم را آغاز می کند ولی این جنایتکاران فرقه رجوی هستند که این آرزوی پدران و مادران را به هدفی دست نیافتنی تبدیل کرده اند.
غم نامه خواهری چشم انتظار
نور چشمانم به اندازه تمام دنیا غم نبودنت بر دلم سنگینی می کند؛ می دانم خیلی دیر نامه نوشتم ولی بعد از 29 سال دوری، 24 سال بی خبری، انتظار، نگرانی، دلواپسی، فکر و خیال، بهترین خبر عمرم را به من دادند که تو هنوز زنده ای؛ باور کن تمام این مدت به دعا، نذر و نیاز و با یادت گذشت. رنج و درد زیادی را متحمل شدم فقط به امید یک لحظه دیدن دوباره ات.
نامه سرگشاده خانواده های کرمانشاه به آقای حیدر العبادی
آقای نخست وزیر محترم به عرض شما می رسانیم فرزندان و عزیزان ما به هیچ وجه به دلخواه و خواسته خود و انتخاب آزاد در فرقه تروریستی مجاهدین به رهبری رجوی تروریست نیستند بلکه همه ی آنها به استثنای عده ای از سران ارشدشان که در واقع اکنون زندان بانان بقیه هستند همگی تحت فشارهای مخوفی گرفتار شده اند.ما عاجزانه از شما تقاضای استمداد داریم.
سید خلیل پورشافع دریک قدمی مرگ قرار دارد
آقای دولت پوردرادامه توضیحات خودافزودند” دلم میخواهد ازاین فرصت استفاده کنم وبرای نجات جان عزیزمان ازمجامع حقوق بشری و وجدان های بیداربشری ودولتین ایران وعراق استمداد بجویم ومشخصا بگویم که سید خلیل که گروگان رجوی است را تحویل ما بدهید تا با هزینه خودمان درهرکجا که ضروری باشد به مداوایش بپردازیم واورا به زندگی برگردانیم. درغیراینصورت چنانچه بلایی سرش بیاید وبسان سایرقربانیان رجوی درزندان ساخته وپرداخته رجوی درلیبرتی جان بدهد؛ پیشاپیش شخص رجوی را مسول چنین حادثه دردناک میدانیم ونسبت بدان دردادگاه عراق علیه رجوی خائن اقامه دعوی خواهیم کرد.”

