قربانیانِ یک نبردِ نابرابر جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا
به اصل زندگی برگرد نامه اسماعیل فلاح رنجکش به ابراهیم چرم فروش عضو اسیر رجوی
نامه سرگشاده به خانم ها سوزانا کلاین و کارولاین هاوارت، خیریه”زنان در جهان”
خیریه شما کمپینی در فیسبوک شروع کرد که در آن از کاربران خواسته شده است تا یک زن را بعنوان”شاخص حقوق زنان” معرفی کنند. اگر چه تاسف بار ولی غیر منتظره نبود که ببینیم خیریه”زنان در جهان” هدف انبوه پیامها، کامنت ها و معرفی ها و تعریف و تمجید های برنامه ریزی شده از”مریم رجوی” قرار گیرد. نتیجه این عمل عملا و قبل از هر چیز خالی شدن بحث از محتوی و ملوث کردن هدفی بود که این دعوت دنبال می کرد.
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت ۳۰
مریم قجر همراه تعداد زیادی از فرماندهان رده بالا، عراق را ترک کردند ؛ ولی رجوی برای حفظ تماس و هماهنگی با عراق و انسجام تشکیلات در دوران بحرانی حمله ی آمریکا، ماندگار شد. هنوز کسی باور نداشت جنگ شروع بشود، حتی در تاریخ ۲۸/۱۲/۸۲ که همگی برای پراکندگی از قرارگاه اشرف خارج و به مواضع دفاعی رفتند، همه فکر می کردند که جنگ نخواهد شد و بر می گردند.
آقا صمد روحت شاد
وصف حال من وتو ودیگر اعضای گرفتار فرقه, حکایت زنان ومردانی را توصیف میکند که بدون بکار گرفتن عقل , دل پاک خود را بدست معشوقی سپردند که هرزه از آب در آمد. اولین باری که تو را دیدم , به همراه تعدادی از دوستان بر گشتی به خانه ی من آمدی تا تجربه ی چندین ساله ی بودن در تشکیلات مخوف مجاهدین را به من که هنوز دل از معشوق خیالی نکنده بودم انتقال دهی.
زندگینامه و خاطرات من با مجاهدین ولی نه در اشرف و عراق!
عکس را که فرستادم راضی نبود و می گفت دیگر هوادارانشان می روند تظاهرات می کنند، زندان می روند، شکنجه می شوند، اعدام می شوند و هزاران کار برایشان انجام می دهند من نتوانستم ۴ تا عکس خوب از این بادکنک بگیرم. آخه عکسها فقط عکس بادکنک بود و نوشته درست معلوم نبود که چی هست و خوب عکس مریم رجوی کوچیک بود و اون هم دیده نمی شد و به من گفتند که باید دوباره انجام بدهم.
به دنبال سراب، خاطرات احسان بیدی ـ قسمت سوم
نفرهمراهی که گفتم با محسن است ویک نفرترک زبان بود بعدها متوجه شدم که دوستان پلیس ترکی پیدا کرده بود که اگر نفرات به زانودرنمی امدند انها را دستگیر و کتک میزدند تا بترسند که چندین مورد را همین نفری که یکی ازشکارچی های سازمان بود برای من تعریف کرد و به من گفت که نفراتی بودند که توانستند فرار کنند و این امر باعث شده بود که اطلاعات ترکیه دنبال محسن بودن واینها به ناچار تمامی محلها وخانه ها وپانسیونهایی که داشتن را تخلیه کردند ونقل مکان کرده بودند. خلاصه با پول خرج کردن و برپا کردن یک تشکیلات زیر میزی خطرناک و با کمک نفرات پلیس فاسد ترکیه اینها توانسته بودند که نفراتی که به چنگ اوردند را به زانو دربیاورند ویا دست اخر پاسپورت انها را میفرستادند اروپا که مسئولین سازمان استفادهایی را که می خواستند از پاسپورت ها بکنند.
آزادی و دیدار با مادر، تار و پود خانه عنکبوتی رجوی را بار دیگر به هم ریخت
دراسفند ماه 1393 مطلع شدیم آقای علی ابراهیمی بعد از 15 سال اسارت در فرقۀ رجوی خائن، خودش را به مقر سازمان ملل در کمپ لیبرتی رسانده و تقاضای نجات نموده. وی از همآنجا با خانواده اش در استان البرز ارتباط تلفنی برقرار می نماید سپس به کشور ترکیه عزیمت نموده و موفق دیدار با مادر و خانواده اش در ترکیه میشود
از یادداشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت۲۹
رجوی در این نشست برای روحیه دادن به نیروها گفت که” نباید عراق از نیت ما در حمله به جمهوری اسلامی در صورت قطعی شدن اسقاط صدام و حکومت بویی ببرد” و در ادامه جلسه، از فرماندهان ارتش خواسته بود گزارشی از آمادگی نیروها بدهند، که همه ی آنها به اتفاق بر آمادگی سازمان صحه گذاشته بودند! در حالی که هر گونه حمله به ایران هم به جهت مخالفت شدید صدام با انگیزه ی عدم تحرک ایران و هم مخالفت شدید آمریکا و انگلیس آن هم باز به انگیزه ی…
خاطراتی از عمر هدر رفته در فرقه رجوی – قسمت هفتم
در اوایل تیر ماه 83 بعد از اینکه مریم رجوی از زندان در فرانسه آزاد شد تمامی نفرات اشرف در سالن اجتماعات گرد هم آمدیم. من در آنجا علی رضا خوشنویس را دیدم و چون قبلا از او خواهش کرده بودم در مورد 2 نفر از رفقایم اطلاعاتی کسب کند، سرصحبت را با وی باز کردم. او تلویحا به من گفت: آنها خیلی وقت پیش سازمان را ترک و الان نزد آمریکائی ها هستند. پرسیدم چرا این خبر را شش ماه پیش به من ندادید و او در جواب گفت که: سادات به من گفته بود که تو اگر متوجه این مسئله بشوی دیگر در سازمان نخواهی ماند
افشاگری جوانترین و جدیدترین عضو جدا شده و بازگشتی به وطن(قسمت پایانی)
من نیز چون سالها بود از خانواده ام هیچ اطلاعی نداشتم با فراگیری و دسترسی به شبکه های اجتماعی موفق شدم در فیس بوک فعالیت نمایم و با جوانان ایرانی چت نمایم و وقتی برای آنها نوشتم که سالها است از خانواده ام خبری و ردی ندارم و درخواست کردم که به نشانی آنها مراجعه کنند،وضعیت من را باور نمیکردند و ارتباط را قطع می نمودند و من نیز به آنها حق میدادم چون بلایی که فرقۀ رجوی بر سر ما آورده بود درذهن و حتی تخیلات کسی نمی گنجید تا اینکه بعد از روزها و ساعت ها سعی و تلاش و ارتباط الکترونیکی موفق شدم جوانی ازاهالی فردیس…
رجوی ها از جسم بی جان صمد نظری هم وحشت دارند
فرقه ها وقتی به بن بست می رسند از همه روزنه ها برای پاک کردن صورت مسئله جرم و جنایت خود استفاده ابزاری کرده و سعی می کنند به گونه ای روی آن را سرپوش بگذارند.در این زمینه می توان به فرقه رجوی اشاره نمود که چگونه از این شیوه استفاده می کند. به طور نمونه می توان به فوت دوست عزیز و خوب مان آقای صمد نظری اشاره نمود که اکنون نزدیک به یک سال که از فوت آن مرحوم می گذرد به خاطر کینه رجوی ها از وی سعی دارند چهره او را خراب کنند.
فرقه رجوی از هرموضوعی برای سوء استفاده و بهره برداری بسود خود استفاده میکند!
جناب احمد شهید! اینکه شما مدافع حقوق بشر هستید بسیار پسندیده و خوب است اما سوالی که بنده از حضور شما دارم اینست که چرا یکبار بعنوان دیده بان حقوق بشر٬ سردوربین هایتان را بسوی مقرهای استقرار افراد فرقه رجوی نمیچرخانید و آنها را رصد نمیکنید؟! آیا اینکه در قرن 21 کسانی هستند که از دسترسی به کامپیوتر واینترنت و رادیو و تلوزیون محروم هستند و مجبورند فقط به اخباری که از سوی سران فرقه اجازه پخش داده میشود گوش دهند
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت ۲۸
واکنش بیمارگونه دارودسته تروریست رجوی در قرارگاه باقرزاده و شادمانی و رقص و پایکوبی به جهت فروریختن برج های دو قلوی تجارت جهانی و کشته شدن هزاران نفر شهروند بیگناه امریکائی رخدادی ست که باید منحصر به فرد بودن آن را کشف و بدون تشبیه آن به رویدادی در گذشته در پی دریافت و واکاوی آن به شیوه ای نو و تاملی عمیق بود. آنچه که می توان در رابطه با رفتار شادمانه تروریست های رجوی در واکنش به حادثه یازده سپتامبر از آن یاد نمود، نوعی وقاحت و ابتذال بشری است

