سیانور، ترور، انفجار ... خوانش مفهومی عملکرد سازمان تروریستی مجاهدین خلق در جامعه ایران دهه ۶۰
یادداشت هایی از درون مناسبات مجاهدین ۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت دوم
افشاگری جدا شده ها تأثیرگذار بوده سازمان مسعود هر روز رسواتر از قبل
وابستگی به قدرت ها و دولت ها، آن روی سکه مبارزه خشونت طلبانه
مجاهدین در کارنامه خود بیش از ۲۰ سال وابستگی نزدیک به دیکتاتور عراق را که در خوشبینانه ترین شکل از (۱۳۶۲ تا ۱۳۸۲)به مدت بیست سال به درازا کشیده شده است
شادی باند رجوی از تعرضات ضدانقلابیون اروپایی اصل در ونزوئلا!
این فرقه ی منحط و مرتجع و قرار گرفته در مدار ارتجاع منطقه و امپریالیزم و جناح هارتر صهیونیستی آن، درهمسویی تام و تمام بااین دشمنان بشریت، هراتفاقی را که برعلیه این سلطه گران میافتد، غمگین شده و هر حادثه ی بنفع آنها را با خوشحالی غیر قابل وصفی منعکس مینماید.
شما سرنوشت خود را با قرائت رجوی بوالهوس می نویسید!
محمود نیشابوری که از پرنویسان فرقه ی رجوی است، این بار – البته مثل همیشه – حرف حسابی برای گفتن نداشته که برای تامین معاش هم که شده، مجبور بوده ترهاتی با عنوان” ما سرنوشت را با دستان خودمان می نویسیم” بنویسد وسایت های رجوی هم که این روزها واقعا حرف کم آورده اند، این نوشته را که خطاب به جان باختگان کمپ با ذلت تخلیه شده ی لیبرتی است، با سرعت تمام منتشر کند!
چرا خواب های امپراطوری و کاخ نشینی رجوی محقق نشد؟
رجوی گور به گور شده که هرچه توان داشت در ضربه زدن به ایران و ایرانی به کار برد و هر کجا دشمن ایران را می یافت نوکر و سر سپرده می شد و هنوز هم درس عبرت نگرفته و هر روز قلاده اش دست کسی و درب منزل کسی پارس می کند، چطور انتظار داشت که به امپراطوری برسد.
دلایل اصلی وضعیت فلاکت بار فرقه رجوی
عدم برخورداری این سازمان از یک ایدئولوژی منسجم و پایدار و به خاطر ما شاهد هستیم که رجوی با افکار فرقه گرایانه اش سازمان را به صورت التقاطی اداره می کند و در این رابطه ما شاهد هستیم که رجوی از هر کجا نکته ای که نفع پیشبرد اهداف شوم و مقاصد سیاسی خاص خودش بوده برداشته و با ذهن بیمار خودش تجزیه و تحلیل و تفسیر نموده
ذات بد نیکو نگردد آن که بنیادش بد است
بعد از سی سال الان هم سایت های فرقه را باز می کنم خبرهایی که منعکس می کند با سی سال پیش اش هیچ تفاوتی ندارد و دستگاه تبلیغاتی فرقه همچنان در طی این سالیان هیچ پیشرفتی نداشته است. به راستی اگر کسی برای اولین بار خبرهای فرقه را بخواند و گوش کند فکر می کند همین روزها است که این نظام ایران واژگون گردد چرا که در سایت های فرقه همواره از تجمعات اعتراضی و تحصن ها، اعتصابها از سوی اقشار مختلف علیه جمهوری اسلامی را انعکاس می دهد واقعاً اگر کسی این فرقه را نشناسد فکر می کند همین روزها است که نظام از سوی مردم ایران زیر و رو شود.
پیروزی های خیالی فرقه رجوی در مقاطع مختلف!!!
بعد از اخراج از اشرف، این سران فرقه بودند که گلوهایشان را پاره می نمودند که دیدید به جای یک اشرف هزار اشرف درست کردیم!!! شعار مسخره ای که بیشتر سرکاری بوده تا بتوانند باز هم با عوامفریبی جلوی ریزش نیرو در مناسبات بگیرند. و همچنین با اخراج کامل از عراق و رفتن به کشور آلبانی، سران فرقه در بوق و کرنا کردند که دیدید ما پیروز شدیم
سکوت فرقه رجوی در مورد کشتار مردم بی گناه و بیدفاع یمن
چقدر در نوکری و غلام حلقه بگوشی فرو رفتید که حتی حاضر هستید شرافت نداشته خودتان را هم بفروشید؟ چقدر مریم قجر باید بدبخت و ذلیل باشد که دیگر جان انسانهای بی گناه هم برایش ارزش ندارد؟ چقدر باید بی غیرت تشریف داشته باشید که این گونه خودتان را بفروشید؟ البته از ماهیت جنایت کارانه رجوی جز این هم متصور نیست
ناهید همت آبادی، مسعود رجوی را عزل کرد!
این فرار مذبوحانه که شما آنرا غرور آمیز وققنوس بار معرفی کرده اید، اگر برنده وقهرمانی داشته باشد، کسی جز خانواده های این اسرا و نجات یافتگان از اسارت رجوی نبوده و بنابراین نمی شود هم آنها را که قهرمان واقعی این نبرد 13ساله هستند، قهرمان نامید وهم خانم مریم رجوی را که با شرکت موثر خود درقلع وقمع خانواده ها به دشمن خونخوار انها تبدیل شد!
تسلیم و انهدام تشکیلات فرقه رجوی در صحنه بورژوازی
بعد از اخراج از عراق دیگر شعار مبارزه با بورژوازی به پایان کار خود رسید و اکنون اعضای نگون بخت فرقه باید در کنار بورژوازی به زندگی خود ادامه دهند و رجوی گور به گور شده به جای انتقاد از خود و نقد گذشته فرقه به دستور مریم قجر باز هم بعد از اخراج از عراق نعره پیروزی سر می دهد.
آیا با اخراج از عراق و اعلام پیروزی، ماهیت فرقه ای رجوی عوض می شود؟
اگر اخراج از عراق و رفتن به کشور آلبانی پیروزی بزرگ محسوب می شود پس چرا طی این 14 سال وقتی نفراتی که خواهان انتقال هر چه سریعتر افراد از عراق می شدند مورد حمله قرار داده و به آنان مزدور و انگ اطلاعاتی می زدید؟
سرلوحه مکتب مجاهدین بی اعتمادی است و بی اعتمادی
در تشکیلات فرقه رجوی برخی موارد وفاکت هایی که بی اعتمادی از بالا به پایین را عملی میکرد بطور خلاصه به شرح زیر می باشد البته این بی اعتمادی ها واجرای آنها راندمان منفی و پنهان از پایین به بالا داشته که در تقابل ها و نهایت در اعتراض علنی و جدایی ها و ریزش نیرو و خلاصه شکست استراتژی های رهبری فرقه بوده است.

