در جهت به بند کشیدن افراد باز هم رجوی تاریخ داد
مجاهدین و خیانت رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت اول
پرواز تاریخساز یا خزیدن به آغوش دشمن ۱۷ خرداد ۱۳۶۵، نقطه عطف سیر خیانت های رجوی
پاچه خواری ابریشمچی از مسعود رجوی
چند روز پیش مهدی ابریشمچی گماشته و چاپلوس رجوی در مصاحبه ای در سیمای رجوی به تعریف و تمجید از مسعود بر آمده بود. نکته اول را باید به این مردک هزار چهره و بی عاطفه گفت که تو هم در جرم و جنایت علیه مردم ایران دست کمی از رئیس خود یعنی همان مسعود نداری و در تمام جلسات و کارهای پشت پرده رجوی در خیانت کردن شریک هستی وهم چنین در شکنجه و فشارهای روحی بر افراد در بند و اسیر در تشکیلات.تو اگر غیرت داشتی که همسرت را دو دستی تقدیم رجوی شیاد نمی کردی.درست است در بده وبستان یکی دادی یکی بهترشو گرفتی الحق که رنگ و بویی از انسانیت نداری.
کاظم مصطفوی وماه کنعانی اش، مسعود رجوی!
برای کاظم مصطفوی این ارزش ها که من نقدش کردم مهم نبوده ویاغیر قابل درک وبعدا فهمیده که با چه رهبر عظیم الشانی طرف حساب است:” اما واقعیت این است که هیچگاه نمیتوانستیم این ارزشهای والا و انسانی را تا حد یک مقوله مشخص ایدئولوژیک بالغ کنیم. و تنها بعد از سال64 و انقلابی که خواهر مریم پرچمداریش را بهعهده گرفت بود که ما نیز این سعادت را یافتیم که در مداری قرار بگیریم که «ماه کنعانی»مان را بیشتر و بهتر بشناسیم”.
نگاهی به اراجیف مهدی ابریشم چی در باره مسعود رجوی
آقای ابریشم چی اندیشه فرقه گرایانه شما و آن رهبر عقیدتی مادام العمر تان و آن رییس جمهور مادام العمر برگزیده شوهر فراری اش ؛ صد بار خطر ناکتر از گروه تروریستی داعش موسوم به حکومت اسلامی است و این واقعیت را نمی توان با یک مصاحبه تلویزیونی لاپوشانی کرده و با تمجید و تعریف از رجوی نمی توانید جنایات و خیانت هایش را بپوشانید و مردم ایران و همه دنیا می دانند که شما و آن رهبری تان چه جنایاتی علیه مردم ایران مرتکب شده اید.
مسعود رجوی، بحران بزرگ امنیتی مجاهدین خلق
این که تشکیلات مجاهدین به مسعود رجوی بند است، ادعایی است که قبل از دشمنان، دوستان مجاهدین و کادرها و ایدئولوژی این گروه بر آن صحه گذاشته اند و پروایی هم از بیان آن ندارند. گزاره فوق یعنی این که اگر رجوی به هر دلیلی از صحنه حذف شود از مجاهدین چیزی باقی نمی ماند!
رجوی باخت
رجوی ثروت مند ترین رهبر باند و فرقه ای بود که در کره زمین وجود داشت حتی فراتر از القائده وداعش کنونی (اکنون داعش به لحاظ مالی و نظامی همان الگوی رجوی را اعمال می کند). رجوی تمامی داشته های سیاسی –نظامی و مالی را داشت درواقع در اوج بود وعربده کشان تهدید می کرد وبه پیش می تاخت.
رجوی؛ دزد بزرگ قرن
در عالم واقع همه این مصادیق را مسعود از رهبری کره شمالی گرفته بود هیچ چیزی از خودش نبود. در مقایسه با بحث رهبر شمالی باید بگویم مسعود رجوی از وی به اسم انقلاب ایدئولوژی کپی برداری نموده و فقط با کمی تغییر به جای جوچه مریم را قرار داد، در مقایسه به این نتیجه رسیدم در طول سالیان ما اعضای فرقه با خام خیالی فکر می کردیم این بحث ها ایده شخص رجوی است فارغ از این که رجوی هیچی از خودش نداشت
مسعود رجوی رفوزه ای هم ارقه هم عجوز!
اما مشکل مسعود رجوی با عاطفه اقبال در کجاست؟ آیا مشکل اینست که عاطفه اقبال رفوزه شده است؟ آیا مشکل اینست که او فردی با مشکلات روانی است؟ آیا مشکل اینست که او پیر و ناتوان گردیده است؟ نخیر، مشکل در اینست که خانم عاطفه اقبال فعالانه خواهان انتقال فوری ساکنان لیبرتی به کشوری امن قبل از اینکه رجوی بازهم از آنان قربانی بگیرد است که البته این موضوع از نظر مسعود رجوی که نیاز مبرم به خون دارد گناهی نابخشودنی است.
خاطره ای از اربعین در فرقه رجوی
رجوی که در دجالگری یکی از نابغه های قرن است٬از هر وسیله ای و هر بحثی برای قفل کردن نیروها در عراق استفاده میکرد! تمام داستان این نشست هم این بود که بحث سوگند جلاله را مطرح کند و بگوید که هرکس این سوگند را بخورد٬شکستنش مانند گناه کبیره و نابخشودنی است! بچه ها هم که عملا مجبور بودند که تن بدهند چون اختیار دیگری بطور واقعی نداشتند
اصطلاحات خاص رجوی
در نظر مسعود رجوی انتخابات یعنی آنچه او در تعیین مریم رجوی بعنوان رییس جمهور یک عده انسان بی اختیار و بی اراده انجام داده است، یعنی نمایشی و از پیش تعیین شده.
رجوی ماهیتأ و ذاتأ تروریست و ضد بشر است
درمجموعه ای بنام فرقه مجاهدین که تحت دیکتاتوری مطلق رجوی کنترل می شود اصول اولیه و تئوری پایه ای آن با الفبای کشتار- خشونت –ترورفیزیکی و شخصیتی و… بنیاد نهاده شده و بعد از سالهای اولیه این تئوری وارد فاز عملی و کشتار وگرفتن راندمان کار خود شده است و این استراتژی خشونت و کشتار به بیش از سه دهه انجامیده است.
جیش المختار وسیله است، مسبب کشتارها مسعود رجوی می باشد
مسعود رجوی برای بقای گروهش هنوز خون می خواهد و این خون ها بهانه ای برای حضور مجاهدین در محافل بین المللی و برانگیختن حس ترحم برای آن ها می باشد و الا دیگر نه خودشان حرفی دارند و نه حرفشان برای کسی خریدار ندارد چرا که به هر لحاظ به بن بست رسیده اند.
وعده های سرنگونی مسعود رجوی پیش زمینه جلب اعتماد سرویس های خارجی
هدف رجوی از این وعده ها از سویی امید بخشیدن به اعضاء دربندش و از سویی بیگاری و استفاده ابزاری از آن ها بود تا بتواند وقت بیشتری برای بقاء اش کسب کند و الا خودش هم می دانست راه به جایی نمی برد، از طرفی هم با برگرداندن انگشت تقصیر به سمت اعضاء آن ها را مقصر عدم تحقق سرنگونی معرفی می کرد فلذا اعضاء ملزم به تلاش بیشتر می شدند.

