در سالگرد دستگیری مریم رجوی ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳، تاریخی نامطلوب برای مجاهدین خلق
نزاع در اپوزیسیون گاردین: نبرد میان مجاهدین و سلطنتطلبان در خیابانهای لندن
بسته شدن درب قرارگاه اشرف؛ لابد اینهم پیروزی دیگری برای رجویهاست!
اساسا مسعود رجوی و همسرش مریم عادت دارند که همه چیز را وارونه نشان میدهند. یعنی هرگاه که میگفتند که اتفاقی نمیافتد ما مطمئن میشدیم که این اتفاق رخ خواهد داد و هرگاه هم میگفتند که این اتفاق حتما می افتد ما تقریبا مطمئن میشدیم که هیچ خبری نخواهد شد! برای مثال در سال 81 که بحث اینکه امریکا به عراق حمله خواهد کرد یا خیر تمام تحلیل های و سخنرانی های رجوی حول این موضوع بود که هیچ حمله ای صورت نخواهد گرفت
حبابی که در حال ترکیدن است
با درگیر شدن مجاهدین در موضوع تخلیه قرارگاه اشرف و رسانه ای شدن آن،، بشدت باعث احساس هویت در تشکیلات مجاهدین و بویژه رهبری آن میگردید، بنحویکه رجوی در کال کنفرانس 27 اسفند 1390 نیز، آنرا ارتقاء یک مدار کیفی هم در پهنه تشکیلاتی و هم در عرصه سیاسی و همچنین در سطح بین المللی تجزیه و تحلیل کرده بود. ولی رهبران مجاهدین دیگر به این فکر نکردند که این موفقیت برای مجاهدین با توجه به وضعیتی که در آن قرار دارند گذرا و موقتی است و بمثابه حبابی عمل میکند که اکنون در حال ترکیدن است.
تفاهم احتمالی رجوی با امپریالیست ها!!
مزدوری و مزدورپروری حاصل اش برای رجوی جز لعنت تاریخی از جانب مردم ایران نبوده است، کافی است که به کامنت های هموطنان مان در باره این سازمان که هر از گاهی در فضای مجازی اعلام میشود و پرده از درجه نفرت بی مانند در باره این سازمان مجاهدین وشخص رجوی بر میدارد، توجه کرد تا به این حقیقت اذعان نمود که در کمتر موردی این چنین مردم ایران یک صدا و یک سخن از نفرت خود در باره این سازمان سخن به میان آورده
یک گام بزرگ دیگر به جلو در نابودی مجاهدین
سازمان در یک خود فریبی، مدارای معنا دار مقامات عراقی و سازمان ملل در تخلیه توام با آرامش پادگان اشرف و بها ندادن به فرصت طلبی های آنان برای هر ماجراجویی خونین را یک عقب نشینی برای عراق و یک پیروزی در نبرد صد روزه برای خود عنوان نمودند. قابل ذکر است دولت عراق با تعامل بسیار خوب با جامعه جهانی و نهاد های بین المللی تاثیرگذار ملل متحد اکنون توانسته است خواسته های بحق خود را این بار نه از زبان خود بلکه با خشم و قاطعیت وزیر کلینتون به فرقه مجاهدین تحمیل و براحتی به مورد اجراء گذارد.
انتقال مسالمت آمیز سری ششم اسیران اشرف و دلیل سکوت خفت بار رجوی ها
نکته قابل توجه در این رابطه سکوت مرگبار رجوی ها است که نشان از شدت ضربه وارده و سنگینی و حقارتی است که بر آنان وارد شده است. جالب آنکه سایت مریم قجر نه تنها اخبار مربوط به این جابجایی را درج نکرده بلکه نزدیک به دو هفته است که به روز نشده و آخرین مطلب درج شده در آن مربوط به صحبت های این افسونگر شوم با اسیران اشرف در دهم مرداد ماه (یعنی حدود یک ماه قبل از جابجایی سری ششم) است که سعی نمود بار دیگر با سِحر و جادو اسیران را فریفته و برای مدتی هم شده با هدف « از این ستون به آن ستون فرج است » آنها از فرار و جدا شدن از فرقه منع نماید.
حسن نیت یا به کشتن دادن نفرات اشرف؟
بعد از اینکه لابی های سازمان در غرب نتوانسته اند امتیازی برای رهبران فرقه بدست آورند و از طرف دیگر با پاسخ دندان شکن دولت آمریکا مبنی بر خروج بدون قید و شرط و ایستادگی دولت عراق و نماینده سازمان ملل آقای کوبلر مواجه شدند مریم قجر تنها راه چاره را در این دیده است که با پیش شرط گذاشتن مسخره ای برای آمریکایی ها اعلام کند که با انجام انتقال باقی مانده افراد موافقت نموده است. ولی نه تنها آمریکایی ها هم پاسخی به سران فرقه ندادند بلکه سفیر آمریکا در عراق به همراه سایر مسئولین سازمان ملل به اشرف رفته و آخرین هشدار برای خروج همه نیروها تا نیمه مهر امسال را به آنها داده اند.
سرانجام فرقه رجوی (مجاهدین خلق) و وظائف ما
رهبری فرقه تروریستی مجاهدین بعد ازمدتها ممانعت از انتقال باقیمانده افراد گرفتار در پادگان اشرف ؛مجددا با شرایط اعلام شده از سوی دولت عراق ونماینده سازمان ملل موافقت کرده است و از پیش شرطهای ششگانه قبلی عقب نشینی کرده ودر اطلاعیه این فرقه،مریم رجوی صرفا به واژه”انتظار” دارد قناعت کرده است که بکار گیری این نوع ادبیات از درماندگی بیش از پیش این فرقه حکایت دارد وجای تبریک به همه کسانی است که رجوی را به سقوط از عرش اقتدار به سنگفرش التماس کشاندند بویژه جای صد تبریک وصد دست مریزاد به خانواده ها دارد که سنگ بنای اضمحلال امروزی فرقه رجوی محسوب میشوند.
سماجت ها، لجاجت ها و رجوی ها
پذیرش ورود جامعه جهانی به مسایل مجاهدین و حضور 25 ساله اش در خاک عراق شکست بزرگ استراتژیکی بود که نشان دهنده این است که هر سرکشی و قلدری مجاهدین سریعا سر از بالاترین مجامع حقوقی جهانی درآورده و این برای مجاهدین خیلی بیش از گذشته سنگین تمام میشود طوری که انسان را به یاد شعار قدیمی می اندازد که « مجاهدین زیر بار زور نمی روند مگر اینکه سمبه خیلی پر زور باشد » این داستان حکایت امروز و فردای مجاهدین و رهبر ورشکسته و در هم شکسته آنان است که هر روز مجبور به اتخاذ موضعی است که با مواضع دیروز اش در تضاد و مقابله است.
فطر رهایی از هر زمان دیگر نزدیکتر می باشد!
اکنون که بیست و یک سال از آن عید فطر میگذرد شاهد هستیم که نه اثری از ارتش خواهر مریم و البته فرمانده کل آن باقی مانده است و نه نوروزی در کام نیروهای رجوی خوش میگذرد! اما شاید فقط فطر رهایی به معنی واقعی کلمه از هرزمان دیگر نزدیکتر باشد! مسئولین سیاسی دولت عراق از ماه ها پیش تاکید کرده بودند که در پایان ماه رمضان مقر اشرف بایستی از هر مجاهدی پاکسازی شود! هرچند که این حرف از طرف مسئولین مجاهدین گرفته نشد و گویا آنها قصد هوا کردن فیل دیگری را دارند!
آزمون انسانی و مردودیت رهبران فرقه گرای مجاهدین
مجاهدین که تلاش میکردند با تکیه بر عواملی همچون نبود آب و انواع و اقسام مشکلات صنفی و زندان سازی از لیبرتی و مقایسه آن با اردوگاههای کار اجباری یک اجماع بین المللی را علیه دولت عراق سازمان دهند ولی آنچه که در عمل اتفاق افتاد بازهم رسوایی بیشتر برای رهبران مجاهدین بود و چندین ماه کار مداوم و از نزدیک مسئولین ملل متحد بویژه آقای مارتین کوبلر و برخی مقامات مسئول در امور اشرف از وزارت خارجه آمریکا باعث شد آنها هم به شناخت عمیق تری از ترفند ها و فریبکاری های مجاهدین برسند.
مسئله اشرف به هر طرف بچرخد به ضرر رجوی ها است
در حالیکه رجوی ها خوب می دانند دوره و زمانه عوض شده است و افکار عمومی نقش مهمتری در این زمینه بازی می کند و ابر قدرت ها در تجاوزات شان از نیروهایی می توانند استفاده نمایند , که بین مردمانشان لُو نرفته باشند.برای همین است که حتی آمریکا نمیخواهد دیگر تنش به تن مجاهدین که خیانت هایش برای مردم ایران رو شده است بخورد و سعی دارد یک جوری از قول و قرار هایی که با هم داشتند طفره برود چون می داند که اگر سلاح به دست رجوی بدهد نه تنها کار بردی ندارد بلکه مردم ایران را منسجم تر بر علیه آمریکا می نماید.
مخالفت فرقه رجوی از انتقال نیروهای باقی مانده به هتلهای بغداد!
اکنون که بیش از دوهزار نفر از نیروهای سازمان البته با رکبی که خانم هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه امریکا مبنی بر اینکه شرط اول خروج این گروه از لیست تروریستی ترک اشرف است به آنها زد قرارگاه اشرف را ترک کرده اند و سازمان هم دید که ای بابا هم اشرف را از دست دادند هم کما کان در لیست باقی ماندند و از همه مهمتر اینکه مکان جدید آنها هم از طرف سازمان ملل یا کمیساریای عالی پناهندگان ثبت و برسمیت شناخته نشد باین فکر افتادند که دوباره از پوست و خون و جان نیروهای بخت برگشته مایه گذاشته

