نامه زهرا قلیزاده به برادرش پیام خواهری دلتنگ در پاییز غم انگیز
پیگیری وضعیت برادر دربند حضور محمدرضا فروغی در دفتر انجمن نجات اراک
با ما ارتباط بگیر! پیام تصویری خانواده مساعدی برای یونس، اسیر در مقر مجاهدین خلق
خانواده های خوزستانی نسبت به سلامت عزیزان خود در کمپ لیبرتی اظهار نگرانی کردند
با توجه به اهمیت وضرورت حفظ جان عزیزانمان درکمپ لیبرتی ازمجامع حقوق بشری می خواهیم که به سکوت خود دراین رابطه پایان داده وبرای آزادی وانتقال هرچه سریعترآنها به خارج ازعراق اقدام نمایند.این کوچکترین وظیفه جامعه جهانی درقبال اولیه ترین حقوق شهروندی است.
حضور برادران ابوالفضل آقایی اصل در دفتر انجمن نجات تبریز
برادران آقایی اظهار میداشتند که آدم باید هزار بار بمیرد وخود را گرفتار این زندگی کثیف تحت هدایت رجوی قرار ندهد و ما با آگاهی ای که ازتوضیحات شما بدست آوردیم، با قطعه قطعه شدن هزار باره حاضر به قبول این زندگی ننگ آلود دردامن رجوی نبوده و تعجب ما دراینجاست که چگونه این اسرا راههای فرار را بررسی نکرده وخود را رها نمیسازند که مسئول انجمن به مشکلات موجود برسر راه فرارها اشاره کرده وآنها را ازوجود موانع سفت وسخت آگاه ساخت.
تقدیم به برادرم حسین عبداللهی سرباز جنگی و اسیر فرقه منحوس رجوی
درست در آخرین روزهای جنگ تحمیلی بعد از دوسال خدمت سربازی و حضور در جبهه ها زمانی که برای خداحافظی از دوستانت رفتی، مستقیم به دست گروه مجاهدین که در اخرین روزهای جنگ تحرک زیادی برای ضربه زدن به نیروهای ایرانی انجام میدانند دستگیر شدی….
رضایت مندی شالیکاران گیلک از استرداد مجاهدین به کشور
متعاقب مذاکرات رئیس قوه قضائیه کشورمان با همتای عراقی خود حول استرداد مجاهدین به کشور, درچند روزگذشته با سیل تماسهای تلفنی شمارقابل توجهی ازخانواده های چشم انتظاراعضای گرفتار در فرقه بدنام رجوی با دفترانجمن نجات مواجه بودیم که ضمن پیگیری از کم وکیف قضیه با صراحت تمام شادمانی و وجد خود را درسایه چنین خبر زندگی بخش برای اعضای نگون بخت لیبرتی و طبعا خانواده های دردمندشان ابرازکردند.
نامه خانواده های انجمن نجات یزد به آقای آنتونیو گوترز
ما نگران و دلواپس سرنوشت فرزندان خود میباشیم ودیدار با فرزندان خویش را حق مسلم و بدیهی خود میدانیم وازاینکه مجامع بین المللی وحقوق بشری تا کنون وقعی به درخواستمان ننهادند متاسفیم.اینجانبان ضمن حمایت کامل از پروسۀ انتقال ساکنان این کمپ از جهنم عراق، که هر روز شاهد کشتار مردم بیگناه خود با اعمال تروریستی و درگیریهای فرقه ای داخلی است
برادرم التماس میکرد تا به هر وسیله ای که امکان دارد اسباب آزادی او را فراهم کنیم
حدود نه سال پیش بود که به همت انجمن نجات گروهی ازخانواده ها برای دیدار فرزندان خود به عراق و نهایتاً به پادگان اشرف اعزام شدند. دراین گروه من به اتفاق برادرم وهمسر برادرم نیز حضورداشتیم ازاینکه چه برما گذشت تا وارد پادگان اشرف شدیم خیلی حرف برای گفتن وجود دارد که می شود بقول معروف یک مثنوی هفتاد منی ازآن نوشت،ازمعطل کردنهای بی مورد در درب ورودی،از بازرسی های تکراری وچند باره
نامه خانواده احمد عبدی؛ اسیر در چنبره فرقه رجوی
احمد جان، من نگرانت هستم. همیشه چشم به راهت بوده ام و هستم. اگر می توانی با ما تماس بگیر. ما دوستت داریم. احمد جان، حرفهایی که در تلویزیون آنها علیه من گفته ای، هیچ تاثیری در محبت ما نگذاشته است. ما همگی تو را چون پاره ای از وجودمان دوست داریم.
نامه خانواده های انجمن نجات قزوین به دبیرکل سازمان ملل جناب آقای بان کی مون
عالیجناب با توجه به شناختی که ما خانواده های قربانیان این فرقه نسبت به این گروه تروریستی داریم، سران این فرقه به این سادگی خاک عراق را ترک و فرزندانمان را آزاد نمی کنند چون موجودیت و بقای آنها با حضور قربانیان در اشرف یا لیبرتی معنی پیدا می کند واز این طریق می توانند اذهان عمومی را فریب دهند و بقای خودشان را تضمین نمایند.
مصاحبه با ناصر شیخ بگلو برادر کوچک ابولفضل شیخ بگلو (اسیر فرقه رجوی)
ما نزدیک ده سال از وضع وموقعیت او اطلاع نداشتیم وفقط درجریان تحصن های سال 88 در مقابل کمپ اشرف، همراه دیگر خانواده های مصیبت دیده، حضور یافتم و ودرمقابل مانع تراشی های بزرگ مسئولان کمپ اشرف، تلاش من برای دیدار وگفتگو با برادرم هیچ نتیجه ای نداد.
پیام خانواده های گیلک: تا رهایی عزیزانمان ازچنگال رجوی کوتاه نخواهیم آمد
تابحال 7 بار با همسر و سایر برادران و خواهرانم بمنظور دیدار ولو یک دقیقه ای با اسماعیل به عراق رفتیم ولی موفق به دیدارش نشدیم ولیکن در ایام عید احساس خاصی داشتم. احساس میکردم که زودی اسماعیل بیاید و درب خانه را بکوبد و با خوشحالی ما را درآغوش بگیرد وما هم اورا غرق بوسه هایمان بکنیم. شبی نبود که خوابش را نبینم
چرا رهبری مجاهدین از تماس و ملاقات خانواده ها با ساکنین لیبرتی ترس و واهمه شدید دارند؟
باید به مسئولین مجاهدین گوشزد کنم بیش از ۲۵ سال است که پدر و مادر چشم انتظار، پیر و بیمارم و نیز خواهران و برادران مظفر برای یک تماس تلفنی و شنیدن صدای وی لحظه شماری می کنند و انصاف نیست شما رهبران مجاهدین به تقاضای ما و سایر خانواده هایی همچون ما که سالهای طولانی است در انتظار تماس و ملاقات با عزیزانشان در قرارگاه اشرف بوده و حال در کمپ لیبرتی هستند
انتظار برای مادری مثل من که سالهاست فرزندش را ندیده خیلی سخت است
خانم حیدریان که بارها برای نجات فرزندش و با تحمل سختی های فراوان راهی عراق شد و هر بار ماه ها شب و روز را در پشت دربهای قلعه مخوف اشرف سپری می کرد که شاید بتواند فرزندش را نجات دهد.این مادر رنج دیده هربار که به سیم خاردارهای اطراف این قلعه نزدیک می شد با فحاشی و سنگ پرانی از طرف گشتاپوی رجوی از وی پذیرایی می شد

