شنبه, ۲ آبان , ۱۴۰۵
  • تسلیت انجمن نجات به براتعلی ریگی و خانواده بزرگ ریگی 02 آبان 1405

    تسلیت انجمن نجات به براتعلی ریگی و خانواده بزرگ ریگی

    متاسفانه روز پنج‌شنبه، سی‌ام خرداد ماه ۱۴۰۵، طی تماسی که آقای حسینعلی ریگی با این‌جانب داشتند، خبر دادند که برادر کوچک‌ترشان، مهدی (حمیدرضا) ریگی، به دنبال سانحه تصادف دار فانی را وداع گفته‌اند. از آنجا که مراسم درگذشت آن مرحوم در همان روز پنج‌شنبه در مسجد محل برگزار می‌شد، به دعوت ایشان به سرعت خود […]

احساسات و عواطف سرشار یک خواهر نسبت به خواهر اسیرش در اشرف 13 آبان 1389

احساسات و عواطف سرشار یک خواهر نسبت به خواهر اسیرش در اشرف

مامان! فکر نکنی همون کوه شکست ناپذیره که بعد از فوت پدر 5 تا بچه قد و نیم قد رو یک تنه بزرگ کرد و به غربت فرستاد، نه عزیزم یک چینی ترک خورده ترد که با تلنگری از هم میپاشه. با اسم تو زندگی میکنه با عشق دیدنت از خواب بیدار میشه، با عکس دخترهاش حرف میزنه، روزی چند تا قرص برای تنظیم فشار، چربی و قلب میخوره، لیوان آب تو دستش میلرزه.

پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده محترم محمد زاده 09 آبان 1389

پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده محترم محمد زاده

بی تردید، اشک های این مادر فداکار، بسیار مهربان و چشم براه و مشتاق دیدار فرزند دلبندش، انگیزه ی تلاش های بی پایان انجمن نجات آذربایجانغربی برای رهایی آقای محمد زاده از تاروپود مناسبات تاریک و سیاه فرقه ی مجاهدین بود اما در کمال تاسف بایستی اذعان نمود که هرگز سران بیمار ذهن دارودسته ی رجوی نخواستند احساسات و عواطف مادرانه را درک کنند و به شان، کرامت و خواسته ی پدران و مادران چشم انتظار احترام بگذارند.

خانواده های اسیران اشرف در نهمین ماه تحصن 05 آبان 1389

خانواده های اسیران اشرف در نهمین ماه تحصن

حدود اواخر بهمن ماه یا اوایل اسفند ماه سال گذشته تعدادی از خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای فرقه مخرب رجوی همچون روال چندین ساله اخیر به درب پادگان اشرف مراجعه کرده و خواهان دیدار با عزیزان خود شدند. برخورد زشت مسئولین فرقه و اقدام به ضرب و شتم خانواده ها، آنان را نسبت به سرنوشت عزیزان خود فوق العاده نگران کرد و تعدادی تصمیم گرفتند در برابر دروازه پادگان مزبور دست به تحصن بزنند

رجوی می خواهد به قدرت برسد ولو اینکه همه اشرفیان قربانی شوند 01 آبان 1389

رجوی می خواهد به قدرت برسد ولو اینکه همه اشرفیان قربانی شوند

پدری سالمند گفت که بیخود نیست تلویزیون سازمان به دستور شخص رجوی نمایش اجتماع پارسال اعضای اسیر اشرفی را که متعاقب درگیری خودشان با نیروهای عراقی بود را بازپخش می کردند و سعی داشتند همچنان درگیری را ازسر بگیرند تا رجوی بتواند در بحران ایجاد شده با کشته و مجروح دادن عزیزانمان کماکان در سرزمین غصبی اهالی دیالی یعنی دراسارتگاه اشرف که به کمپ عراق جدید تغییر نام پیدا کرده باقی بماند تا علیه کشورمان توطئه تروریستی درسر بپروراند که زهی خیال باطل.

نامه خانواده ها به نخست وزیر کشور عراق 01 آبان 1389

نامه خانواده ها به نخست وزیر کشور عراق

جناب نخست وزیر، ما خانواده ها از شما که مشکلات زیادی در اداره کشورتان بر دوش می کشید و تحمل می کنید تشکر و قدردانی می کنیم و از تمامی جوامع حقوق بشری که ادعای مبارزه با تروریست را می کنند می خواهیم تا شما را در راه مبارزه با تروریست رجوی و دستگیری و اخراج سران این فرقه از کشورتان حمایت نمایند و از مجامع بین المللی می خواهیم آنگونه که ادعا می کنند به حمایت این خانواده های آسیب دیده از تروریسم رجوی و سران جنایتکار آن در آمده

پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده های گلپایگانی و ابوالفتحی 25 مهر 1389

پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده های گلپایگانی و ابوالفتحی

اخیرا با خبر شدیم مادر احمد گلپایگانی از شهرستان دورود و برادر علی ابوالفتحی از شهرستان بروجرد که هردو بیش از 20 سال است در اسارت فرقه رجوی بسر می برند به رحمت ایزدی پیوسته اند. انجمن نجات مرکز لرستان، ضمن همدردی و عرض تسلیت به این خانواده های محترم، تسلی خاطر بازماندگان را از خدای مهربان خواهان است.

خانواده گلی اسکاردی: مجاهدین که نسبت به نفرات خودشان این قدر بی رحمند….. 25 مهر 1389

خانواده گلی اسکاردی: مجاهدین که نسبت به نفرات خودشان این قدر بی رحمند…..

برادران اسیر فرقه رجوی محمدرضا گلی با تماس تلفنی و حضور در دفتر انجمن استان ضمن پرس و جو از آخرین وضعیت برادرشان در اشرف خواهان اعزام و پیوستن به جمع خانواده های مستقر در جلوی درب اشرف شدند.آنان در ادامه اظهار داشتند مجاهدین که نسبت به نفرات خودشان این قدر بی رحمند پس با مردم بیرون از مناسبات چه خواهند کرد.

مادر اسماعیل ونک: درد خودم را به چه کسی بگویم! 25 مهر 1389

مادر اسماعیل ونک: درد خودم را به چه کسی بگویم!

هر چه فریاد زدم حنجره خودم را پاره کردم که من بعد از چندین سال می خواهم فرزندم را ملاقات کنم کسی جواب مرا نمی داد. آیا سران سازمان خودشان را جزء انسان می شمارند؟ چگونه اینها دم از آزادی و دفاع از حقوق بشر می زنند؟ به چه کسی درد خودم را بگویم؟ به حقوق بشر، به صلیب سرخ و یا سازمان ملل؟

هرگز یقه رجوی را رها نمی کنم 22 مهر 1389

هرگز یقه رجوی را رها نمی کنم

آقای حاج علی اصغر امیدی پدر اسیر فرقه رجوی با حضور در دفتر انجمن نجات با همراه داشتن پاسپورتش خواهان اعزام و پیوستن به جمع خانواده جلوی درب اشرف بود.آقای امیدی در پاسخ به توضیحات مسئول انجمن در رابطه با چگونگی ریل اعزام و شرایط سخت مسیر و امکانات کم محل استقرار افراد خانواده در جلوی اشرف بیان داشتند: من هرگز یقه رجوی خیانت کار را رها نمی کنم حتی اگر در جلوی قرارگاه بمیرم این بار می رویم تا تکلیف شان را یکسره کنیم.

خانواده هایی که فریاد هایشان بی پاسخ مانده است – قسمت دوم 22 مهر 1389

خانواده هایی که فریاد هایشان بی پاسخ مانده است – قسمت دوم

… بیش از سه هزار نفر هنوز در قرارگاه اشرف زندگی می کنند. خانواده های عده ای از آنان و همچنین شماری از کسانی که موفق به ترک این اردوگاه شده اند می گویند مسئولان مجاهدین، افراد را بزور در اردوگاه نگه داشته اند و حتی به آنها اجازه دیدار به خانواده هایشان را نمی دهند…

نامه خانم ثریا عبدالهی (عراق) به خانم بتول سلطانی (اروپا) 21 مهر 1389

نامه خانم ثریا عبدالهی (عراق) به خانم بتول سلطانی (اروپا)

پیام چهارم شما را دریافت کردیم و پشت بلند گوهای مستقر در مقابل دروازده اصلی پادگان اشرف پخش نمودیم. به شهادت کسانی که اخیرا توانسته اند از فرقه فرار کنند این پیام ها بسیار تاثیرگذار هستند هر چند مسئولین فرقه تلاش می کنند از رسیدن صدای شما به نفرات گرفتار در داخل فرقه مخصوصا خانم ها جلوگیری نمایند چرا که از آگاه شدن آنان نسبت به اخبار خارج از فرقه بشدت وحشت دارند.

برخورد خانم عبدالهی با تانک های آمریکائی 21 مهر 1389

برخورد خانم عبدالهی با تانک های آمریکائی

روز شنبه 10 مهر 1389 (2 اکتبر 2010) مجددا سه تانک آمریکائی وارد پادگان اشرف شدند. آنان هنگام عبور از مقابل خانواده های متحصن در برابر دروازه پادگان که خواسته ای به غیر از دیدار با عزیزانشان ندارند به تحریک آنان پرداختند که با اعتراض خانواده ها روبرو گردیدند. در این میان خانم عبدالهی شروع به اعتراض به آنان نمود و سعی کرد جلوی آنان را بگیرد و متأسفانه باز حال ایشان بهم خورد و راهی بیمارستان گردید.

blank
blank
blank