برادری محروم از آزادی گفتگو با مجتبی نوری برادر حمید رضا نوری اسیر در کمپ آلبانی
مادری در فراق درگذشت تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار
به یاد مادر فرزان پورعابد مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام
پیام تسلیت به سید جواد حسینی
انا لله و انا الیه راجعون بار دیگر خبری جان سوز و این بار از طرف خانواده گرامی سید جواد حسینی عضو در بند فرقه رجوی، به انجمن نجات دفتر استان گیلان رسید و ما را بی نهایت متأثر کرد. خبر چیزی نبود جز درگذشت مرحومه سیده زهرا خیرخواه حسینی مادری مهربان که با چشمان […]
نامه سید محمد تقی کاظمی به برادرش سید اکبر کاظمی
برادر عزیزم آقای سید اکبر کاظمی با عرض سلام.انشاا… هر کجا هستی در پناه ایزد منان صحیح و سالم باشید. اکبر جان مدتی طولانی از شما خبر نداریم.حدود 2 سال پیش که با موبایل من تماس گرفتی و کمی با هم صحبت کردیم دیگر هیچگونه تماسی با ما نداشتی و خبری از شما نداریم و […]
پیام تسلیت به خانواده وهابی
ما اعضای سابق مجاهدین خلق و عضو انجمن نجات استان مازندران به همراهی و راهنمائی همشهریتان برادران عزیز جناب آقای هادی شبانی و خصوصا علی لشکر پناهی که سالها در اسارت فرقه رجوی در عراق بوده واخیرا از سوئد به ایران بازگشته است، جهت عرض تسلیت به خانواده های وهابی و اعلام همدردی با شما و همه کسانی که چون شما سالها داغ دوری از وطن را دارند، در این مراسم که در مسجد جامع خرم آباد تنکابن منعقد بود، شرکت نمودیم.
پیام تسلیت به خانواده دهقان
بله. خانم طیبه حامی مادرِ محمود دهقان پس از ماه ها تحمل درد جان سوز سرطان و در اشتیاق به آغوش کشیدن جگر گوشه اسیرش در فرقه رجوی بالاخره جان به جان آفرین تسلیم نمود.
پیام تسلیت محمود دهقان
انا لله و انا الیه راجعون وقتی خبر رسید بسیار بسیار متأثر شدم و گریستم. چرا که اولین و آخرین آرزوی لحظات پایانی عمرش فقط دیدار و به آغوش کشیدن فرزند دلبندش یعنی محمود بود که بارها و بارها از تلفن همین آرزویش را شنیدم. بله. خانم طیبه حامی مادرِ محمود دهقان پس از ماه […]
نامه به محمد تقی محمدی از اسیران فرقه رجوی
به: محمدتقی محمدی (اهل گیلان) از: برادر بسمه تعالی خدمت برادر عزیزم جناب آقای محمد تقی محمدی سلام پس ا ز عرض سلام امیدوارم حالت خوب با شد و مثل سالهای گذشته که اینجا بودی وزندگی میکردی سالم وسرحال باشی ومن، برادر کو چک شما، از خداوند قادرو منان خواستار آن هستم که همیشه ودرهمه […]
نامه به خرم رمضانی یکی از اسیران فرقه رجوی
به: خرم رمضانی (خوزستان- خرمشهر) از: برادرش رضا بنام خدا داداش عزیزم خرم جان سلام سالها گذشت و این گذشت زمان اثر خود را بر چهره همه ما نهاده ولی دلهایمان در این مدت 26 سال کماکان منتظر عزیز خود می باشد. من خوب می دانم که از سال 1367 تا کنون مکاتبه ای بین […]
خانواده ات برای دیدن روی تو لحظه شماری میکنند
حضور مهربان فرزند دلبندمان پسر خوب و عزیزمان اسماعیل رضائیان سلام علیکم نورچشم عزیزمان اسماعیل جان، خداوند رحمان و رحیم را هزاران بار شکر گذاریم که آنقدر به ما طول عمر و سلامتی عنایت فرمود تا خبر بسیار شادمان زنده بودن و تندرستی تو را بشنویم و نمیدانی که ما علی الخصوص مادر پیر و چشم به انتظار نشسته ات با شنیدن این خبر چه حالی پیدا کردیم،
پیام تسلیت به خانواده غلامپور
در منتهای تأسف و تأثر مطلع شدیم خانم سکینه ابراهیم نژاد، مادر دو اسیر در بند فرقه رجوی، به نام های حسن و منوچهر غلام پور، بعد از سالیان انتظار و دوری و بی خبری از فرزندان دلبندش، دار فانی را وداع گفت. بدین مناسبت به تمامی اعضای گرامی خانواده غلام پور و همچنین به اسیران فوق الذکر، تسلیت گفته و برایشان طول عمر آرزو مند هستیم.
پیام تسلیت به خانواده غلام پور
انا لله و انا الیه راجعون در منتهای تأسف و تأثر مطلع شدیم خانم سکینه ابراهیم نژاد، مادر دو اسیر در بند فرقه رجوی، به نام های حسن و منوچهر غلام پور، بعد از سالیان انتظار و دوری و بی خبری از فرزندان دلبندش، دار فانی را وداع گفت. بدین مناسبت به تمامی اعضای گرامی […]
آمدنت یعنی دوباره متولد شدن
سلام علی جان، منم زهرا، خواهر کوچک تو که حالا بزرگ شده، علی جان در این چندین و چند سال که تو از ما دور بودی یک لحظه از یادت غافل نبودیم لحظه به لحظه و در هرجا که بودیم و هستیم به یاد تو لحظه ها را سر می کردیم دلمان برای نگاه و صدایت خیلی دلتنگ است. غم نبود تو، انتظار دوری تو، خیلی سنگین است.
گفتگوی شبکه پارس با فرزند خانم الهه
خیلی طبیعی است هم خود من و هم مامان زمانی که می خواستیم به ایران برویم،دلهره داشتیم و تصمیم گرفتیم یک روز برویم. خوب صحبت شد که برویم حرفمان را بزنیم، یا می گویند می توانید بروید یا می گویند نمی توانید که خوشبختانه رفتیم و با خوشرویی تمام از ایشان استقبال شد و دلگرمی خیلی بالایی مادر گرفت و پاسپورت و شناسنامه و کارت ملی را آن جا درست کردند و شش ماه طول کشید

