سه شنبه, ۱۶ تیر , ۱۴۰۵
  • تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفایغمایی (قسمت چهارم) 16 تیر 1405

    از اردن تا پاریس
    تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفایغمایی (قسمت چهارم)

    در طول سفر، تنها در انتهای عقب اتوبوس نشسته بودم و از پنجره به بیرون نگاه می‌کردم. بیشتر منظره بیابانی بود؛ خاک قهوه‌ای تا جایی که چشم کار می‌کرد. سفر با اتوبوس نسبتاً طولانی بود و گاهی توقف‌های کوتاهی داشتیم تا کودکان بتوانند بیرون بروند و هوای تازه‌ای تنفس کنند. در یکی از این توقف‌ها، […]

همان کابوس قدیمی اعضای پیشین مجاهدین خلق 13 تیر 1405

دلنوشته‌ای از امیر یغمایی همان کابوس قدیمی اعضای پیشین مجاهدین خلق

برای ایران باید برخاست 13 تیر 1405

در کنار هم برای ایران برای ایران باید برخاست

خاطرات سیاه محمدرضا مبین – قسمت ششم 24 فروردین 1398

خاطرات سیاه محمدرضا مبین – قسمت ششم

از بغداد تا اشرف در بغداد و مقر مجاهدین، نماز دیجیتالی مجاهدین! که هر رفتاری درآن نماز قابل توجیه است، مهم ترین وجه تمایز آنان با هر مسلمانی بود که نظر مرا به خود جلب می کرد! دعای الهم انصرالمجاهدین … مخصوص هر نماز آنان بود، سرعت عمل در نماز خاص مجاهدین است، این یک […]

خاطرات سیاه محمدرضا مبین – قسمت پنجم 20 فروردین 1398

خاطرات سیاه محمدرضا مبین – قسمت پنجم

ورود به عراق و اقامت چند روزه در بغداد تا ساعت 10-9 صبح بدون هیچ تشریفات و بدون پیاده شدن ازماشین سواری و اتوبوس ها، از مرز رد شدیم. به غیر از من 2 اتوبوس پر از نفرات نیز به همین شیوه وارد عراق شدند! هرگز به ذهنم نزد که این ورود غیرقانونی به عراق […]

پیام تبریک به دوستان اسیر در تشکیلات جهنمی رجوی در آلبانی 18 فروردین 1398

پیام تبریک به دوستان اسیر در تشکیلات جهنمی رجوی در آلبانی

من فرا رسیدن سال نو را به شما تبریک می گویم و امیدوارم سال جدید سال نو برای شما باشد و اینکه بتوانید با اراده ای صد چندان از مناسبات فرقه ای رجوی جدا شده و زندگی جدیدی را آغاز نمائید. من ابتدا به دوست خوبم اسماعیل رجایی و بقیه دوستان مانند نعمت اولیایی و […]

خاطرات شهرود بهادری، جدا شده از فرقه ی رجوی – قسمت پنجم 18 فروردین 1398

خاطرات شهرود بهادری، جدا شده از فرقه ی رجوی – قسمت پنجم

روابط نامعقول در سال 92 عده ای از نفرات را برای اعتصاب غذا تشویق کرده و به سالن اجتماعات در لیبرتی بردند که از مقر ما آقای x نیز جزو همین نفرات بود و این نفرات هفته ای یک بار برای کار فردی و شستن لباس به مقرها می توانستند بیایند و X هم جزو […]

خاطرات سیاه محمدرضا مبین – قسمت چهارم 18 فروردین 1398

خاطرات سیاه محمدرضا مبین – قسمت چهارم

خروج از ترکیه و ورود به اردن در قسمت قبل توضیح دادم که چگونه با اعتماد و سرسپاری کامل، خودم را در اختیار سازمان قرار دادم و نکات گفته شده را در ترکیه مو به مو اجراء نمودم. در فرودگاه استانبول به گیشه گفته شده رفته و با ارائه مدارک هویتی، بلیطم را از شرکت […]

قربانیان نگون بخت عملیات کردکشی موسوم به مروارید 17 فروردین 1398

قربانیان نگون بخت عملیات کردکشی موسوم به مروارید

سال 1370 همین ایام بود که ماموریت یافتم که با 3 دستگاه لودر و بلدوزر و یک دستگاه خودروی اسکانیا به اتفاق 10 تن ازاعضای تحت مسئولیتم در یگان مهندسی از منطقه تفرق نوژول موسوم به قرارگاه حنیف به اشرف مضمحل شده جابجا شوم.بی آنکه از چرایی جابجایی سریع و اورژانس مطلع باشم به مجرد […]

خاطرات سیاه محمدرضا مبین – قسمت سوم 15 فروردین 1398

خاطرات سیاه محمدرضا مبین – قسمت سوم

ورود به ترکیه صبح زود به مرز ترکیه رسیده و پس از طی روال و تشریفات قانونی از مرز رد شدم. سایر مسافرین نیز سوار شدند و اتوبوس راهی آنکارا شد، در طی مسیر، همه مسافران درگیر صحبت های خانوادگی و اقتصادی بودند، اما من فقط به این فکر می کردم که اگر آن شماره […]

خاطرات سیاه محمدرضا مبین – قسمت دوم 10 فروردین 1398

خاطرات سیاه محمدرضا مبین – قسمت دوم

تصمیم به خروج از کشور … در قسمت اول اشاره کردم که برای تعیین تکلیف خودم و فرار از وضعیت سکون و بیکاری، تصمیم به خروج از کشور و پیوستن به فرقه رجوی را گرفتم، احساس می کردم پاسخ تمامی مشکلات جامعه را با پیوستن به مجاهدین و ارتش آنها، خواهم گرفت! دیگر با تصمیم […]

نامه سرگشاده اعضای نجات یافته در آلبانی به آقای فیلیپو گراندی 07 فروردین 1398

نامه سرگشاده اعضای نجات یافته در آلبانی به آقای فیلیپو گراندی

جناب آقای فیلیپو گراندی ریاست محترم کمیساریای عالی پناهندگان ما امضا کنندگان این نامه، جمعی از افراد جداشده از سازمان مجاهدین خلق هستیم که مایل نیستیم دیگر عضو آن سازمان باشیم و قصد داریم در دنیای آزاد و خارج از مناسبات تشکیلاتی سازمان مجاهدین خلق به زندگی، کار و سایر فعالیت های اجتماعی بپردازیم. همانطورکه […]

خاطرات سیاه محمد رضا مبین – قسمت اول 07 فروردین 1398

خاطرات سیاه محمد رضا مبین – قسمت اول

آشنائی با فرقه رجوی … اواخر سال 1375 بود، در یک پروژه عمرانی به عنوان مهندس متره و برآورد، مشغول به کار بودم. همه چیز خوب بود. کارهایم کم کم داشت سرو سامان می گرفت. تجارب کاری هم کمک می کرد که در پروژه بعنوان یک صاحب نظر، اثرات خوبی در پیشبرد کارها داشته باشم. […]

اعتصاب غذای یکی از جدا شده های فرقه رجوی در آلبانی 05 فروردین 1398

اعتصاب غذای یکی از جدا شده های فرقه رجوی در آلبانی

یکی از اعضای جداشده فرقه رجوی در آلبانی ضمن اعتراض به بی تفاوتی کمیساریای سازمان ملل به امور پناهندگان دست به اعتصاب غذای خشک زد. مجید رجبی در گفت و گو با فراق، دلیل این کار خود را عدم توجه سازمان ملل به وعده هایی که هنگام ورود فرقه رجوی داده بود عنوان کرد و […]

پیام آقای محمدرضا شمس به بچه های اسیر در آلبانی 27 اسفند 1397

پیام آقای محمدرضا شمس به بچه های اسیر در آلبانی

پیام آذری ترجمه پیام آذری من خیلی ضروری دانستم، به بچه هائی که در سازمان هستند، علی الخصوص بچه های آذری، به زبان مادری یک سلامی عرض کنم، در جایگاهی نیستم که بخواهم نصیحتتان کنم، فقط می توانم عاجزانه خواهش کنم که، حتما چهره من زمانی که بهمراه خانواده ها به پشت سیاج می آمدم […]

blank
blank
blank