رجوی در مانور غرش شیر بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق
این یک دهه بهترین دوران عمرم بوده است پیام جداشده اسماعیل فلاح رنجکش به اسیران رجوی
دوستی در قرنطینه، ملاقات با مادر خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و دوم
به دنبال سراب، خاطرات احسان بیدی ـ قسمت دوم
بعد از یک چرخ به اطراف و یک کافه خوردن در یکی از خیابان های استانبول، محسن به من گفت که از این به بعد اسم من بابک کوروش میباشد و می رویم به یک خانه تیمی و کسی نباید تورا بشناسد این برای من قابل درک بود چون به گفته محسن دراین خانه نفرات مختلفی هستند که میخواهند بروند عراق و وضعیت انها مشخص نیست.
زندگی بر باد رفته ـ خاطرات یکی از اعضای جداشده در آلبانی – قسمت سوم
نمیدانم چه مدتی در فکر بودم، فقط یادم میاید که غرق افکارخودم بودم که دستی روی شانه هایم احساس کردم و یکی ازمسولین گفت محمد باید برویم مقر و من به خودم امدم. وقتی شب با دوستانم صحبت کردم دیدم علی ودیگر دوستانم درشوکی عمیق بودند وبرایشان دیدن این صحنه غیر باور و غیر اخلاقی بود. یادم میاید علی گفت دیدی محمد چطوربه نفر فحش میدادند وچه حرفهای میزدند اخر انقلاب چی هست و ما کجای دنیا امده ایم واین مجاهدین کی هستند و کسی ازمرام اینها خبر ندارد وکسی بداند اینجا چه خبراست هیچ کس نمی اید.
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت بیست ودوم
این مرحله هزار معبر نامیده شد و ایدئولوژی هزار شین (هزار تا شورای رهبری زن) هم آن بود که در این مرحله پی پی اس PPS می آوردند و از مرز عبور می دادند تا از این طریق از داخل کشور نیرو بیاورد.PPS نیروی جدیدی بود که سازمان آنرا از یک جای دیگر آورده بود و چون شک داشتند که امکان دارد نفوذی باشند آنها را اینطور آزمایش می کردند
خاطرات اسیر دیگری از فرقه رجوی
بعد از تسلیم شدن سازمان به آمریکا من درخواست خروج از سازمان را دادم، نشست های زیادی با من گذاشتند و خیلی اسرار داشتند که بمانم ولی زیر بار نمی رفتم. به آنها گفتم یا می گذارید بروم یا فرار می کنم، این درخواست من و پا فشاری آنها حدوداً یک سال طول کشید. در بین این یک سال دو بار مادرم به دیدنم آمد از او شماره تلفن گرفتم و به او گفتم هر لحظه توانستم بیایم بیرون تماس می گیرم، مادرم به ایران باز گشت و پس از مدتی آنها با من موافقت کردند، وقتی آمدم بیرون یک تاکسی گرفتم و به منزل یکی از اقوام که در شهر خالص عراق بود رفتم و مورد استقبال قرار گرفتم.
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت بیست و یک
در این نشستها نرینه های وحشی باید ذهن خود را باز کنند و هر چه مقوله جنسیتی و سکس در ذهنشان موجود است را باید بالا آورده یعنی بیان کرده و جلوی جمع بخوانند. ما مجبور بودیم که تمام جزئیات یک تفکر جنسی خودمان را با تما م ریزه کاریهای ان بطور کتبی نوشته جلوی جمع بخوانیم. باید تمامی لحظات جنسی خود را دستگیر می کردیم و در یک دفترچه کوچک که به همین منظور به تک تک ماها داده شده بود و هدیه خواهر مریم بود یادداشت میکردیم که یادمان نرود. باید تمامی لحظات جنسی خودمان را چه در مورد زنان داخل مناسبات و چه در خارج مناسبات می نوشتیم و می خواندیم. در این نشست ها متاسفانه خیلی حقایق هم از لابلای فاکتها و گزارشات خوانده شده بیرون میزد که بدلایل فشار و سرکوبهای جنسی دردرون این فرقه طی سالیان، افراد زیادی را از مسیر عادی خلقت خارج کرده بود!
مصاحبه ایران ستارگان با محمد حسین سبحانی در مورد آخرین وضعیت سازمان مجاهدین
این گردهمایی و به تعبیری خیمه شب بازی هر بار که برگزار می شود، جامعه ایرانی بیشتر به ماهیت سازمان مجاهدین پی می برد. طبیعی است که حتی برای نیروهایی که تحت عنوان” شورای ملی مقاومت” هم این پرسش پیش بیاید که چرا یک ایرانی در این خیمه شب بازی سخنرانی نمی کند؟ چرا حتی یکنفر از اپوزیسیون ایران در این گردهمایی ها وجود ندارد؟ طبق گزارش خود سازمان مجاهدین لیست شرکت کنندگان و سخنرانان خارجی تا دلتان بخواهد هر سال دراز تر می شود، زیرا پول سازمان مجاهدین هم هر سال بیشتر می شود و بیشتر می تواند رسیدگی به این بازنشسته های جنگ طلب بکند.
مریم قجر و تکرار حرفهای پوچ و بی محتوا در ویلپنت پاریس – قسمت اول
بعد از سخنرانی مریم قجر و تکرار اراجیف سالهای گذشته تعدادی از نفرات جدا شده های استان از فرقه رجوی در دفتر انجمن حضور یافته تا به تحلیل حرفهای مریم قجر و شیوه جمع کردن سیاهی لشگر در این مراسم بپردازند هر کدام از نفرات به واقع در تحلیل هایشان خیلی خوب توانستند سران فرقه را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و به اهمیت این مراسم و شیوه جمع آوری افراد که نمونه های آنرا در اشرف زیاد به چشم دیده بودند مورد برسی قرار دهند.
دیدار و گفتگوی اعضای انجمن زنان با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر
همزمان با برنامه تبلیغاتی مافیای رجوی در ویلپنت پاریس اعضای انجمن زنان خانم ها بتول سلطانی، زهرا معینی و حمیرا محمد نژاد با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر در پاریس دیدار کردند در این دیدار خانم ها در باره مسئله انحرافی و قدرت طلبانه رجوی و تفسیر به رأی رجوی سوالهائی را مطرح و در خصوص وابستگی به صدام حسین و وجه المصالحه شدن و و همچنین وضعیت کنونی فرقه رجوی به بحث و تبادل نظر پرداختند.
آقای عباس محمد پور به وطن و آغوش خانواده بازگشت
آقای عباس محمد پور از اعضاء جدا شده فرقه رجوی بعد از حدود 27 سال اسارت به آغوش خانواده بازگشت. آقای محمد پور در بحبوحه جنگ بین ایران و عراق در سال 1367 به اسارت گروه تروریستی مجاهدین درآمد. ایشان در سال 1393 از کمپ لیبرتی عراق به کشور آلبانی منتقل شد و توانست پس از سالها تحمل مناسبات فرقه ای رجوی خود را از بند آنها نجات دهد.
تبریک به عباس محمدپور
بازگشت شما به آغوش خانواده ات را صمیمانه تبریک میگویم و امیدوارم که در زندگی جدید که شروع کرده ای٬ شاد، موفق و سربلند باشی! خداراشکر که توانستی به خواسته ات برسی و به آغوش گرم خانواده ات٬ خانواده ای که عاشقانه دوستت دارند و حاضرند که هرفداکاری برای اینکه تو بتوانی زودتر سر و سامان بگیری انجام دهند!
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت بیستم
در سال 72 سازمان برای اینکه بتواند به لحاظ سیاسی با دولت جمهوری اسلامی تضاد ایجاد کند و قانون اساسی جمهوری اسلامی را زیر علامت سوال ببرد. مریم را به عنوان رئیس جمهور اعلام کرد (براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی زن نمی تواند رئیس جمهور باشد) به همین دلیل، اگرچه در شورا مخالف هم داشت ولی بعد از 4 روز نشست، مریم را به عنوان رئیس جمهور اعلام کرد
بازگشت عباس محمد پور به آغوش خانواده
آقای عباس محمد پور از اعضاء جدا شده فرقه رجوی بعد از حدود 27 سال اسارت به آغوش خانواده بازگشت. آقای محمد پور در بحبوحه جنگ بین ایران و عراق در سال 1367 به اسارت گروه تروریستی مجاهدین درآمد. ایشان در سال 1393 از کمپ لیبرتی عراق به کشور آلبانی منتقل شد و توانست پس از سالها تحمل مناسبات فرقه ای رجوی خود را از بند آنها نجات دهد.

