به یاد مادر فرزان پورعابد مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام
خودت به گذشته نگاه کن و قضاوت کن نامه عزیز الله رستمی به برادرش داریوش اسیر در کمپ مجاهدین
تجدید عهد با انجمن نجات دیدار با برادر محمد مهابادی در دفتر انجمن نجات اصفهان
پیام مادر مهدی حمیدفر از بستر بیماری برای فرزند اسیرش در کمپ مانز
مهدی پسرم، منم مادرت. عزیزم مدت کوتاهی دیگر من را برای انجام عمل جراحی به اتاق عمل می برند. تصمیم گرفتم تا قبل از این که به اتاق عمل بروم برایت یک پیام آماده کنم و بفرستم. می خواهم اگر از عمل برنگشتم، قبلش چند کلمه ای با تو صحبت کنم. تو جگرگوشه من هستی. […]
دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده محمدرضا والی زاده
روز چهارشنبه مورخه 1 اسفندماه 1403 اعضای انجمن نجات خوزستان در ادامه دیدار با خانواده های اعضای مستقر در مقر اشرف سه آلبانی با محمود والی زاده برادر محمدرضا والی زاده در شهر اندیمشک و در منزل شخصی ایشان دیدار کردند. در مقدمه این دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان ضمن ابراز خوشنودی از دیدار با […]
درخواست مادر غلامعلی ساجدی فر از مقامات آلبانی
غلامعلی ساجدی فر از اعضای گرفتار در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق است که اجازه دیدار و تماس با خانواده را ندارد. مادر دردمند غلامعلی ساجدی فر که سالهاست چشم انتظار دیدار دوباره فرزندش هست ملتمسانه و با همان لهجه شیرین دزفولی از دولت آلبانی خواست تا به او اجازه دهند برای دیدار با فرزندش به […]
برادر عزیزم تولد ۶۰ سالگی ات مبارک
تولدت مبارک، هر چند در اسارتی که ۳۷ سال است ادامه دارد، این کلمات تلخ و سنگین میشوند. محمدجواد عزیز، برادر نازنینم نمیدانم چگونه برایت تولد ۶۰ سالگیات را تبریک بگویم، وقتی این سالها برای تو چیزی جز غربت، اسارت، حسرت و دلتنگی نبوده است. وقتی هر سال که گذشت، بدون حضور تو، برای ما […]
گفتگو با برادر سهراب بلوچ کلگانی اسیر در کمپ مانز
سهراب بلوچ 20 ساله بود که توسط عناصر فرقه رجوی فریب خورد و سر از عراق درآورد و تا به الان 20 سال است که دیگر هیچ تماسی با خانواده اش نداشته است. برادرش رستم بلوچ و مادرش چندین بار به عراق رفتند تا شاید بتوانند با سهراب ملاقات کنند اما هیچ وقت این ملاقات […]
درخواست خانواده براتعلی ریگی از دولتمردان آلبانی
براتعلی ریگی از افراد گرفتار در کمپ آلبانی سازمان مجاهدین خلق است. او چهار دهه است که گرفتار تشکیلات مجاهدین خلق شده است و ارتباطی با خانواده و دنیای بیرون ندارد. حسینعلی ریگی برادر براتعلی ریگی که از همراهان قدیمی انجمن نجات میباشد با آگاه شدن از خیانت های سران فرقه رجوی و با توجه […]
چند کلامی با برادرم مهدی سرایی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
خانواده سرایی از جمله خانواده های قربانی سازمان مجاهدین خلق هستند که دو تن از اعضایشان توسط عوامل آدم ربای سازمان، به اسارت درآمدند. مجاهدین خلق ابتدا جمشید سرایی را که برای کاریابی به ترکیه رفته بود فریب دادند و با ترفندهای مختلف به عراق منتقل کردند. سپس مهدی سرایی را نیز فریب دادند و […]
گفتگو با پسر خلیل احمد حسین زهی اسیر در کمپ آلبانی مجاهدین
ابراهیم حسین زهی، 4 ساله بود که پدرش به امید پیدا کردن شغل و درآمد بالاتر خانه را ترک کرد. آن زمان خلیل احمد حسین زهی در عسلویه کار می کرد و با فریب عوامل آدم ربای مجاهدین خلق با وعده کار بهتر و درآمد بالاتر به عراق و کمپ اشرف کشانده می شود. ابراهیم […]
درخواست خواهر نصار شیخ منصوری از مقامات دولت آلبانی
سمیره منصوری خواهر چشم انتظار نصار شیخ منصوری رامهرمزی در این پیام ویدئویی از مقامات دولت آلبانی درخواست می کند تا به او اجازه دهند برای دیدار برادرش که سالهاست با او ارتباطی نداشته به آلبانی سفر کند. وی همچنین در پیام خود از زحمات و تلاش های اعضای انجمن نجات آلبانی تشکر کرد. لازم […]
چند خطی برای برادر عزیزم هوشنگ گودرزی
برادر همدم و همراه همیشگی است برای خواهر. و هر خاطره ای با او یک خاطره شیرین می باشد که در ذهن باقی و همیشگی است. هر روز که می گذرد بیشتر میفهمم چقدر خوش شانسم که تو برادرم هستی و چقدر دوستت دارم، اگر چه در کنارمان نیستی . در روزهای گذشته دوباره با […]
پیام حسینعلی ریگی به برادرش براتعلی ریگی در کمپ مانز مجاهدین
خانواده یکی از ارکان اصلی زندگی بشری است. همدلی و همراهی و حمایت اعضای خانواده از هم، جایگاه خانواده را به عنوان کانون اصلی آرامش و مرکز ثقل زندگی بشر تثبیت کرده است و اصلیست که در تمام جوامع بشری پذیرفته شده است. سران سازمان ضد انسانی مجاهدین یکی از گروه هایی است که کانون […]
بیا صبح رهاییت را در کنار هم جشن بگیریم
با سلام به برادر عزیزم محمد آقا نمیدانم از کجا برایت بنویسم از دوری ات، از هجران جانسوزت ، از فراق بی پایانت و یا از آغوش گرمت آن گاه که مرا می فشردی و پشتوانه ام در میان محله بودی . مدت مدیدی است که در رویا ، خود را رها و در کنارت […]

