برای برادر اسیرم اسماعیل پورحسن مشتاقانه در انتظارت هستیم
پادگان اشرف یک زندان بود گفتگوی فواد بصری با خواهر محمد جعفر نجفی – قسمت اول
نامه شهین نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی خبر داری در نبودت چه غصه هایی خوردیم؟
صحبت های خواهری دردمند در دفتر انجمن نجات
موضوع بیماری خود را بهش توضیح دادم ولی با کمال تعجب دیدم که این بیماری صعب العلاجی که بدان دچار شدم برایش اهمیتی ندارد و آنقدر بی تفاوت و عادی می گفت کی اینطوری شدی و فکر می کرد من دارم برایش فیلم بازی می کنم. از عکس العمل سرد برادرم فهمیدم رجوی طی این سالیان با آنها به گونه ای برخورد کرده که مساله خانواده و وابستگان برایشان هیچ اهمیتی ندارد.
نامه مادری دردمند به پسرش اسکندر ارجمند
خوب میدانم که دوری از خانواده ات چقدر برایت سخت و طاقت فرساست ؛ خوب میدانم که با خواندن این نامه اکنون تو را دلتنگ تر از قبل می کنم اما اگر نگران حال مادر پیرت هستی باید بگویم که چند وقتی است بیمارم. بیماری که علتش دوری از تو است. قلبی که حال به درد آمده بخاطر ندیدن روی ماه توست. سال هایی که گذشت و تو در کنار ما نبودی اتفاقات خوشایندی در زندگی ما افتاد.
خانواده ها و پادگان اشرف
چند سالی بود که خانواده ها برای دیدار با فرزندانشان با کلی مشکلات مالی و جسمی به عراق سفر می کردند تا شاید بتوانند بعد از چندین سال دوری از فرزندانشان با آنها ملاقات کنند. وقتی خانواده ای به درب پادگان اشرف مراجعه می کرد به مثابه خاری در گلوی رجوی فرو می رفت در مقابل سران فرقه رجوی عناصر دست نشانده خود را توجیه می کردند که با خانواده ها برخورد تند کنند که دیگر خانواده جرات نکند به درب پادگان اشرف مراجعه کند
نامه خانواده های کرمانشاهی به دبیر کل سازمان ملل متحد
ما عاجزانه از شما می خواهیم اولا کادر و چارچوب تعریف شده و ضرورت اعتصاب غذا را در قانونمندی های ملل متحد تعریف کنید تا دنیا بفهمد که در چه شرایطی فردی یا گروهی مجاز به این کارهستند. و آیا یک نفر می تواند برای برآورده کردن خواسته شخصی اش به تعدادی تحت کنترل اجباری خود دستور چنین کار زجرآوری تا سرحد مرگ را بدهد.
وداعی دیگر در اوج حسرت یک دیدار
خانم ربیعی همانند دهها خانواده دیگر از سال 65 تا هنگامی که چشم از جهان فروبست توسط سران فرقه رجوی از شنیدن حتی یکبار صدای فرزندانش محروم شده بود. وی کینه زیادی از رجوی به دل داشت. و در ملاقاتی که درمنزل مسکونی ایشان با اعضای انجمن نجات داشت چنین گفت: من نمی دانم رجوی چه انسانی است که اجازه یک بار تلفن زدن به بچه های ما را نمی دهد؟ دین ندارد؟ آخرت نمی شناسد؟ ازآق مادران نمی ترسد؟
ملاقات با خانواده مهران دژن از اسیران دربند فرقه رجوی
اعضای انجمن ضمن ابراز همدردی با این پدر و مادر، گفتند واقعیت این است که رجوی برای تامین نیروی خود درعراق عواملش را به کشورهای همسایه بخصوص ترکیه می فرستاد تا افراد ایرانی جویای کار و یا خواهان رفتن به کشورهای اروپایی را با ترفند رفتن آسان به اروپا و یا دادن کار فریب دهند و به کمپ اشرف ببرند. تا با انجام ریل مغزشویی آنها را تبدیل به ابزاری برای پیشبرد مقاصد شوم خود کند.
از شر رجوی این شیطان بزرگ به چه کسی و کجا پناه ببریم
خانواده های زحمتکش و شالیکار گیلک که بعضا به خاطر مشارکت در اجتماع حاضراز کارکشاورزی خود زده بودند ؛ به تماشای تصاویری ازعزیزانشان درزندان لیبرتی ودرحین اعتصاب غذای اجباری نشستند وبا دیدن چهره های گرسنه و تشنه و درهم شکسته و البته پیر و سالمند عزیزان خود بشدت متاثرشدند وضمن لعن ونفرین بر رجوی بعنوان مسبب به وجود آورنده چنین صحنه های ضدانسانی از خدا خواستند که به فرزندانشان کمک کند تا بتوانند از جهنم رجوی رهایی یافته و به آغوش خانواده هایشان بازگردند.
ملاقات انجمن نجات یزد با خانواده غفوری
با توجه به وضعیت فعلی محل جدید استقرار مجاهدین در پایگاه حریه یا همان لیبرتی وتغییر شرایطی که در اشرف حاکم بوده و تسلط و اشراف کامل بر نیروهای خود داشته وهم اینک در این اردوگاه جدید قادر به اداره نیروهای خود با این لحاظ نمی باشد وهمین امر باعث ریزش و فرارنیروها و از طرفی ایجاد اختلافات و دو ویا چند دستگی ها شده بنابراین برای جلوگیری ازاین وضعیت که اگر به همین صورت ادامه پیدا کند نتیجه آن ازهم پاشیدگی بیشتر خواهد بود
ملاقات صمیمی اعضای انجمن نجات اراک با خانواده طیبه نوری
. دختر من شناختی از اینها نداشت خودم هم نمی دانم چرا در دام اینها افتاد و الان خودش را اسیر آنها کرده است برای چی و چه هدفی نمی دانم فقط این را می دانم که زندگی خودش را نابود کرد. مادر طیبه چندین سال از نبود دخترش حصرت می خورد یکی دو ساعتی در منزل آنها بودیم فقط رجوی و سرانش را نفرین می کرد در ادامه می گفت اگر اینها انسان بودند این بلا را بر سر فرزندان ما نمی آوردند و ما مادران را داغدار نمی کردند خدا رجوی را لعنت کند
ذهن بیمار رهبری عقیدتی مجاهدین
خانواده های افراد ساکن کمپ لیبرتی سالها و چندمین بار است در رابطه با خواسته قانونی شان مبنی بر تماس تلفنی با فرزندان و بستگان، خواهران و برادران، پدران و مادرانشان که بیش از دو دهه است در حصارهای ذهنی و فیزیکی مجاهدین بسر می برند، نامه نگاری می کنند و از رهبران بیرحم مجاهدین می خواهند تا امکان تماس و یا ملاقات آنها را با عزیزانشان فراهم سازند اما متاسفانه واکنش مثبتی از سوی رهبرعقیدتی مجاهدین مشاهده نمی گردد.
نامه پدر و مادری منتظر به فرزندشان علی عسگر جعفرنژاد ساکن در لیبرتی
همان روزی که شما را از اشرف به لیبرتی نقل مکان کردند من و مادرت همان جا بودیم و خیلی دوست داشتیم شما را ببینیم اما سران و رهبران سازمان مانع از دیدار شدند و چشمان ما بار دیگر شاهد دوری شما از ما شد و چه دلتنگ و غصه آور بود آن لحظات ؛ اتوبوس شما از کنار ما رد می شد و جگر گوشه ما ؛ دلبند ما در آن بود و ما را توان دیداری و یا دمی در کنار هم بودند نبود و این هجران باز تمدید گردید
پیام تسلیت انجمن نجات خوزستان به خانواده ربیعی
این مادر رنج کشیده که ازچند سال پیش بر اثر بیماری خانه نشین شده بود این اواخر مرتب اسم فرزندان اسیرش را به زبان می آورد و رجوی را باعث و بانی فراق عزیزانش می دانست و به همین خاطر هر بار او را لعن و نفرین می کرد، و آرزو داشت که هر چه زودتر فرزندانش را ببیند. اما دست تقدیر به او مهلت نداد تا به این آرزوی دیرینه اش برسد و با کوله باری از درد و رنج دیده از جهان فروبست.

