جمعه, ۱۰ بهمن , ۱۴۰۴
  • محکومیت اقدامات تروریستی عوامل مجاهدین در اتفاقات اخیر 08 بهمن 1404

    بیانیه خانواده های زنجانی
    محکومیت اقدامات تروریستی عوامل مجاهدین در اتفاقات اخیر

    برخی از خانواده های اعضای حاضر در کمپ گروه تروریستی مجاهدین از استان زنجان طی بیانیه ای اقدامات کور و تروریستی گروه مجاهدین که منجر به کشته شدن تعداد زیادی ازهم وطنان عزیز شد را به شدت محکوم کردند. در متن این بیانیه آمده است : ترور همواره یکی از ابزارها و رویکردهای ثابت گروه […]

مشتاقانه در انتظارت هستیم 07 بهمن 1404

برای برادر اسیرم اسماعیل پورحسن مشتاقانه در انتظارت هستیم

گفتگوی فواد بصری با خواهر محمد جعفر نجفی – قسمت اول 07 بهمن 1404

پادگان اشرف یک زندان بود گفتگوی فواد بصری با خواهر محمد جعفر نجفی – قسمت اول

خبر داری در نبودت چه غصه هایی خوردیم؟ 05 بهمن 1404

نامه شهین نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی خبر داری در نبودت چه غصه هایی خوردیم؟

صحبت های خواهری دردمند در دفتر انجمن نجات 07 آبان 1392

صحبت های خواهری دردمند در دفتر انجمن نجات

موضوع بیماری خود را بهش توضیح دادم ولی با کمال تعجب دیدم که این بیماری صعب العلاجی که بدان دچار شدم برایش اهمیتی ندارد و آنقدر بی تفاوت و عادی می گفت کی اینطوری شدی و فکر می کرد من دارم برایش فیلم بازی می کنم. از عکس العمل سرد برادرم فهمیدم رجوی طی این سالیان با آنها به گونه ای برخورد کرده که مساله خانواده و وابستگان برایشان هیچ اهمیتی ندارد.

نامه مادری دردمند به پسرش اسکندر ارجمند 07 آبان 1392

نامه مادری دردمند به پسرش اسکندر ارجمند

خوب میدانم که دوری از خانواده ات چقدر برایت سخت و طاقت فرساست ؛ خوب میدانم که با خواندن این نامه اکنون تو را دلتنگ تر از قبل می کنم اما اگر نگران حال مادر پیرت هستی باید بگویم که چند وقتی است بیمارم. بیماری که علتش دوری از تو است. قلبی که حال به درد آمده بخاطر ندیدن روی ماه توست. سال هایی که گذشت و تو در کنار ما نبودی اتفاقات خوشایندی در زندگی ما افتاد.

خانواده ها و پادگان اشرف 06 آبان 1392

خانواده ها و پادگان اشرف

چند سالی بود که خانواده ها برای دیدار با فرزندانشان با کلی مشکلات مالی و جسمی به عراق سفر می کردند تا شاید بتوانند بعد از چندین سال دوری از فرزندانشان با آنها ملاقات کنند. وقتی خانواده ای به درب پادگان اشرف مراجعه می کرد به مثابه خاری در گلوی رجوی فرو می رفت در مقابل سران فرقه رجوی عناصر دست نشانده خود را توجیه می کردند که با خانواده ها برخورد تند کنند که دیگر خانواده جرات نکند به درب پادگان اشرف مراجعه کند

نامه خانواده های کرمانشاهی به دبیر کل سازمان ملل متحد 05 آبان 1392

نامه خانواده های کرمانشاهی به دبیر کل سازمان ملل متحد

ما عاجزانه از شما می خواهیم اولا کادر و چارچوب تعریف شده و ضرورت اعتصاب غذا را در قانونمندی های ملل متحد تعریف کنید تا دنیا بفهمد که در چه شرایطی فردی یا گروهی مجاز به این کارهستند. و آیا یک نفر می تواند برای برآورده کردن خواسته شخصی اش به تعدادی تحت کنترل اجباری خود دستور چنین کار زجرآوری تا سرحد مرگ را بدهد.

وداعی دیگر در اوج حسرت یک دیدار 04 آبان 1392

وداعی دیگر در اوج حسرت یک دیدار

خانم ربیعی همانند دهها خانواده دیگر از سال 65 تا هنگامی که چشم از جهان فروبست توسط سران فرقه رجوی از شنیدن حتی یکبار صدای فرزندانش محروم شده بود. وی کینه زیادی از رجوی به دل داشت. و در ملاقاتی که درمنزل مسکونی ایشان با اعضای انجمن نجات داشت چنین گفت: من نمی دانم رجوی چه انسانی است که اجازه یک بار تلفن زدن به بچه های ما را نمی دهد؟ دین ندارد؟ آخرت نمی شناسد؟ ازآق مادران نمی ترسد؟

ملاقات با خانواده مهران دژن از اسیران دربند فرقه رجوی 01 آبان 1392

ملاقات با خانواده مهران دژن از اسیران دربند فرقه رجوی

اعضای انجمن ضمن ابراز همدردی با این پدر و مادر، گفتند واقعیت این است که رجوی برای تامین نیروی خود درعراق عواملش را به کشورهای همسایه بخصوص ترکیه می فرستاد تا افراد ایرانی جویای کار و یا خواهان رفتن به کشورهای اروپایی را با ترفند رفتن آسان به اروپا و یا دادن کار فریب دهند و به کمپ اشرف ببرند. تا با انجام ریل مغزشویی آنها را تبدیل به ابزاری برای پیشبرد مقاصد شوم خود کند.

از شر رجوی این شیطان بزرگ به چه کسی و کجا پناه ببریم 01 آبان 1392

از شر رجوی این شیطان بزرگ به چه کسی و کجا پناه ببریم

خانواده های زحمتکش و شالیکار گیلک که بعضا به خاطر مشارکت در اجتماع حاضراز کارکشاورزی خود زده بودند ؛ به تماشای تصاویری ازعزیزانشان درزندان لیبرتی ودرحین اعتصاب غذای اجباری نشستند وبا دیدن چهره های گرسنه و تشنه و درهم شکسته و البته پیر و سالمند عزیزان خود بشدت متاثرشدند وضمن لعن ونفرین بر رجوی بعنوان مسبب به وجود آورنده چنین صحنه های ضدانسانی از خدا خواستند که به فرزندانشان کمک کند تا بتوانند از جهنم رجوی رهایی یافته و به آغوش خانواده هایشان بازگردند.

ملاقات انجمن نجات یزد با خانواده غفوری 30 مهر 1392

ملاقات انجمن نجات یزد با خانواده غفوری

با توجه به وضعیت فعلی محل جدید استقرار مجاهدین در پایگاه حریه یا همان لیبرتی وتغییر شرایطی که در اشرف حاکم بوده و تسلط و اشراف کامل بر نیروهای خود داشته وهم اینک در این اردوگاه جدید قادر به اداره نیروهای خود با این لحاظ نمی باشد وهمین امر باعث ریزش و فرارنیروها و از طرفی ایجاد اختلافات و دو ویا چند دستگی ها شده بنابراین برای جلوگیری ازاین وضعیت که اگر به همین صورت ادامه پیدا کند نتیجه آن ازهم پاشیدگی بیشتر خواهد بود

ملاقات صمیمی اعضای انجمن نجات اراک با خانواده طیبه نوری 29 مهر 1392

ملاقات صمیمی اعضای انجمن نجات اراک با خانواده طیبه نوری

. دختر من شناختی از اینها نداشت خودم هم نمی دانم چرا در دام اینها افتاد و الان خودش را اسیر آنها کرده است برای چی و چه هدفی نمی دانم فقط این را می دانم که زندگی خودش را نابود کرد. مادر طیبه چندین سال از نبود دخترش حصرت می خورد یکی دو ساعتی در منزل آنها بودیم فقط رجوی و سرانش را نفرین می کرد در ادامه می گفت اگر اینها انسان بودند این بلا را بر سر فرزندان ما نمی آوردند و ما مادران را داغدار نمی کردند خدا رجوی را لعنت کند

ذهن بیمار رهبری عقیدتی مجاهدین 23 مهر 1392

ذهن بیمار رهبری عقیدتی مجاهدین

خانواده های افراد ساکن کمپ لیبرتی سالها و چندمین بار است در رابطه با خواسته قانونی شان مبنی بر تماس تلفنی با فرزندان و بستگان، خواهران و برادران، پدران و مادرانشان که بیش از دو دهه است در حصارهای ذهنی و فیزیکی مجاهدین بسر می برند، نامه نگاری می کنند و از رهبران بیرحم مجاهدین می خواهند تا امکان تماس و یا ملاقات آنها را با عزیزانشان فراهم سازند اما متاسفانه واکنش مثبتی از سوی رهبرعقیدتی مجاهدین مشاهده نمی گردد.

نامه پدر و مادری منتظر به فرزندشان علی عسگر جعفرنژاد ساکن در لیبرتی 20 مهر 1392

نامه پدر و مادری منتظر به فرزندشان علی عسگر جعفرنژاد ساکن در لیبرتی

همان روزی که شما را از اشرف به لیبرتی نقل مکان کردند من و مادرت همان جا بودیم و خیلی دوست داشتیم شما را ببینیم اما سران و رهبران سازمان مانع از دیدار شدند و چشمان ما بار دیگر شاهد دوری شما از ما شد و چه دلتنگ و غصه آور بود آن لحظات ؛ اتوبوس شما از کنار ما رد می شد و جگر گوشه ما ؛ دلبند ما در آن بود و ما را توان دیداری و یا دمی در کنار هم بودند نبود و این هجران باز تمدید گردید

پیام تسلیت انجمن نجات خوزستان به خانواده ربیعی 18 مهر 1392

پیام تسلیت انجمن نجات خوزستان به خانواده ربیعی

این مادر رنج کشیده که ازچند سال پیش بر اثر بیماری خانه نشین شده بود این اواخر مرتب اسم فرزندان اسیرش را به زبان می آورد و رجوی را باعث و بانی فراق عزیزانش می دانست و به همین خاطر هر بار او را لعن و نفرین می کرد، و آرزو داشت که هر چه زودتر فرزندانش را ببیند. اما دست تقدیر به او مهلت نداد تا به این آرزوی دیرینه اش برسد و با کوله باری از درد و رنج دیده از جهان فروبست.

blank
blank
blank