همراهی با خانواده ها ملاقات با صبورا شعبانی خواهر محسن شعبانی در آمل
او تنها یک پیشوا نبود پیام مشترک کفایت و زهرا قلیزاده از خواهران چشم انتظار علی قلیزاده
نقطه مقابل رجوی شیاد یادداشت معصومه فرحناک از خانوادههای چشم براه گیلک
کی کابوس رجوی برای ما تمام می شود!؟
. ابتدا مادرغلامعلی که با پای شکسته جلوی درب منزل نشسته و منتظر رسیدن اعضای انجمن بود از جای خود بلند شد و گفت خوش آمدید منتظر رسیدن شما بودم، چون با دیدن شما روحیه می گیرم، وامیدوار می شوم که روزی پسر من هم مثل شما نجات پیداکند تا یکبار دیگر او را درآغوش بگیرم.مادرغلامعلی ادامه داد؛ هر بار سر نماز دعا می کنم و از خداوند می خواهم که بگذارد قبل از مرگم غلامعلی را ببینم و به رجوی نفرین می فرستم و از خدا می خواهم که هرچه زودتر اورا به جهنم بفرستد
خانم معصومه بازرگانی گلشن در حسرت دیدار دخترش در گذشت
مصیبت وارده برای دست اندرکاران انجمن نجات گیلان و خانواده های مرتبط با آن بسیار سخت و جانکاه بود چرا که عزیزی محترم وگرامی ازاعضای بسیارفعال انجمن را ازدست دادیم وبه سوگ نشستیم. طی سالیان گذشته مرحومه بازرگانی گلشن به همراه دخترش صدیقه (سوری) بمنظور دیدار و رهایی فرزندش از چنگال رجوی با دفتر انجمن ارتباط مستمر و لاینقطع داشت و بارها نامه نوشت شاید که بدست طاهره عضواسیرتشکیلات مافیایی رجوی برسد.
پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده گنج آور
به نمایندگی از انجمن نجات و خانواده های مرتبط با این انجمن، درگذشت اندوهبار و مصیبت وارده را به خانواده داغدار گنج آور و میروی تسلیت عرض نموده و برای آن مرحومه رحمت واسعه و برای تمامی اعضای آن خانواده محترم صبر و شکیبایی مسئلت داریم.باشد که رهایی محمد حسن گنج آوراز بند تشکیلات فریبنده فرقه رجوی، تا حدودی درد خانواده عزادار و منتظرالتیام یابد.
درخواست همیاری خواهر شهاب فروزنده از نهادهای حقوق بشری
شهاب شهاب کردیم ولی شهاب جواب نداد آخر او اسیر بود نه میزبان – از این قبیل مادر و خواهر و برادرآنجا کم نبودند. من وقتی پدرهای پیر را می دیدم که با التماس بچه ها را صدا می زدند من هم برای چند دقیقه خود را فراموش می کردم. این مادرها تنها جرمشان مادربودنشان بود و بس. آیا سازمان حقوق بشر عراق پاسخی برای این زجه زدنها دارد؟ آیا برای این خانواده ها کاری انجام داده اند.
ملاقات اعضای دفتر انجمن نجات یزد با خانواده حائری
مطالب فوق مقدمه ی است براینکه هم اینبار میهمان خانواده عزیزی هستیم که دخترشان در دام فرقه گرفتار شده وسالیان سال است که از آغوش خانواده خویش به دوراست آنچه را در ادامه می خوانید صحبتهای پدری است که عمری ایست چشم به در دوخته تا بلکه دخترش از در وارد شود وپایانی برسالهای جدایی وفراق باشد.ابتدا بایستی از آقای حائری و خانواده محترمشان که ما را در جمع خویش به گرمی پذیرفته تشکر کرد
ملاقات با خانم فاطمه صالح در دفتر انجمن نجات گیلان
خانم فاطمه صالح تنها خواهر مریم صالح عضو اسیر دستگاه مافیایی و دروغپرداز رجوی ضمن دیدار با مسول انجمن در پی کسب خبر از وضعیت اسفبار اسارت مریم آنهم در تشکیلات خارج کشوری رجوی گفت: من درحیرتم که خواهرم درخارج کشور و مشخصا اروپا با وجود امکانات ارتباطی فراوان نتواند دست کم ماهانه یکبار با من تماس داشته باشد و صرفا خبرسلامتی اش را به من بدهد.
نامه ای به خانم ثریا عبداللهی؛ مادری چشم انتظار
مادر گرامی میبینید که آینده تاریک نیست. باید خدا را شکرگزار باشید پسرتان سالم هست و دعا کنید خدا صبرتان را هر چه بیشتر کند. دعا کنید از یک طرف زمینه ازادی انها فراهم گردد و از طرف دیگر صبر پسرتان را در روابط و مناسبات فرقهای هر چه بیشتر کند و بتواند در برابر سختیها، در نشستها، زیر بار توهینها و فشار نشستهای عملیات جاری و غسل هفتگی پابرجا بماند و خرد نشود
درهمسویی با”فراخوان سازمان حقوقدانان آزاد به آنتونیو گوترز کمیسر عالی پناهندگان ملل متحد”
ما اعضای خانواده اسرای رجوی، آمادگی کامل خود رادر رساندن خدمات پزشکی و… به این عزیزان اعلام کرده وباردیگر متذکر میشویم که کشور عراق برای یک تشکیلات اجنبی وحتی شهروندان خودش، جای امنی نیست ومصرانه خواستار انتقال این افراد به کشورهای ثالث بوده و کارشکنی های رجوی وشرکا را در ایجاد موانع درراه این نقل وانتقالات بشدت محکوم کرده و ازهم اکنون هرجنایت وحادثه ی آتی برعلیه این اسرا را ناشی از تعلل رهبران این فرقه دانسته و پیشاپیش آنهارا مجرم میدانیم.
مونا حسین نژاد: نامه سرگشاده دیگری خطاب به خانم مریم رجوی
در حسرت دیدن مادرم سالها گریستم و چشم انتظار آغوش مادرانه اش، که تنها ده روز تجربه اش کرده بودم، ماندم و سوختم و ساختم تا اینکه وقتی ۱۸ ساله بودم تازه فهمیدم که مادرم را سال ها پیش از دست داده ام و انتظارم پایانی نخواهد داشت. و اما از خود سئوال میکنم که آیا انتظار برای دیدن تنها خواهرم که هیچ گاه او را ندیدم، پایانی خواهد داشت!
افشای شیوههای کثیف مجاهدین برای جذب نیرو
مادر فریدون ندایی افزود: گویا پسرم مدتی را نیز در اختیار نیروهای عراقی بوده و در این مدت به شدت شکنجه شده که همین موضوع سبب افسردگی شدید وی شده است. وی سپس به اشرف بازگردانده میشود و من پس از این هیچ خبری از فریدون ندارم. تنها اخبار من مربوط به جداشدگان از سازمان است که اطلاعاتی از زنده بودن وی به من دادهاند.
نامه ام را به دست فرزندم برسانید
آقای زاداسماعیلی درملاقات اخیرشان دردفترانجمن نجات گیلان ضمن یادآوری آن خاطرات تلخ عنوان کردند که به هرحال ما خدایی داریم که بالای سرمان هست وبه قطع و یقین با گرفتن جان بی مقدار رجوی و سربه نیست کردن فرقه تبهکارش موجبات رهایی فرزندانمان را فراهم خواهد ساخت وما درآرزوی تحقق همین امرزنده ایم وبس.آقای زاداسماعیلی درادامه ملاقات با مسول انجمن نجات درخواست کردند که درصورت امکان نامه هایش به دبیرکل سازمان ملل و همچنین به فرزندش برسد
نسل جدید به رجوی ها چه می گویند؟
آقای رضا محمد نژاد خواهر زاده اسیر فرقه پرویز حیدر زاده می باشد. وی که از یاد آوری فراق دایی و مرگ پدر بزرگش متاثر شده بود گفت: لعنت به رجوی ها که باعث مرگ خانواده ها شدند ؛ لعنت به آنها که اعضاء را در بند کشیدند و همچنان اصرار بر اسارت آنها دارند. او با خشم و ناراحتی ادامه داد: به رجوی بگوئید اگر مادران و پدران دار دنیا را وداع کردند بداند نسل جدید او را رها نمی کند

