وابستگی شناختی در ایدئولوژی بسته تمرکز قدرت، انحصار حقیقت و شکلگیری ساختار بسته ایدئولوژیک
اینترنت در تشکیلات مجاهدین چرا اعضای مجاهدین اجازه دسترسی به اینترنت ندارند؟
برگرفته از کتاب فرقه های تروریستی و مخرب فرقه ها و اصول اخلاقی مصوبه نورنبرگ
ترفند سرکرده مجاهدین برای تحقیر و کنترل عناصر این گروه
“محمد حسین سبحانی” یکی از رهبران جدا شده از گروه تروریستی مجاهدین اعلام کرد که از سوی مسعود و مریم رجوی در اردوگاه اشرف بازداشت شده بود زیرا وی از مجبور کردن زوجهای عضو سازمان به طلاق موسوم به”طلاق انقلابی” انتقاد کرده بود. وی افزود: رجوی معتقد بود که طلاق انقلابی، به زنان و مردان عضو سازمان کمک میکند که از قیدوبندها هرگونه وابستگی رهایی یابند و به همین دلیل به همه اعضاء دستور میداد که هر روز گزارشهایی از وضعیت جنسی خود و تمام افکاری که به ذهن آنها خطور میکرد، بنویسند
نگاهی به درگیری خشونت آمیز مجاهدین خلق و نظامیان عراقی
محکومیت این گونه وقایع بدون ریشه یابی آن، صرفا به ابزاری برای یک بازی و یارگیری سیاسی بدل می شود که در آن جان انسان ها و قربانیان بمثابه وسیله برای رسیدن به اهداف سیاسی استفاده می شود. جان کلام این است، قبل از اینکه اعضای مجاهدین در این درگیری ها کشته شوند یا خود را به دست رهبری مجاهدین به کشتن بدهند و حقوقشان پایمال شود، در بی حقوقی کامل می زیسته اند و بسیاری از محکوم کنندگان و روضه خوانان امروز، در اصل، ناقضان حقوق، آزادی و رهایی آنان بوده اند.
مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت چهارم
اگرفردی درفرقه رجوی خودش را با خواسته های رهبران فرقه هم سو نمی کرد حتی غذا را برای او حرام می دانستند به این خاطر افراد ناچار بودند که خود را به هرقیمت به فرقه وابسته نشان دهند تا شکنجه روحی نشوند چون به اندازه کافی هر فرد مشکل داشت. بی خبری از خانواده، نداشت هویت فرد، فرد را ناچار کرده بود تا با رهبران فرقه هم سو شود واین را خود رهبران فرقه سازمان مجاهدین می دانند.
مجاهدین در بن بست فرقه ای گرفتارند
سازمان مجاهدین به سنت دیرینه همه فرقه ها و دیکتاتورها استفاده از کلمات مردم فریب مهارت دارد اما امروز مجاهدین بدلیل خوابهای عمیق، از انتظارات و آگاهی مردم دور مانده است و مهارت و آگاهی مردم را از مطالبات خودشان دست کم گرفته اند. مجاهدین که خود چند دهه به حالت دسته جمعی و فرقه ای زیسته اند و در دیوار بسته فرمان از بالا گوش و دل سپردند، با مردمی که در یک زندگی کاملا نرمال انسانی قرار داشتند و دارند فاصله ای طولانی دارند. به همین دلیل با تمامی ترفندهایی که بکار میگیرند، توان جذب شدن و یا جذب کردن دیگر افراد و گروهها را ندارند.
رهایی حق همه اعضاء مجاهدین است
سه هزار نفر را در اشرف در اسارت نگاه داشته ؛ نه اینترنتی هست که کند باشد و نه خبری و اثری ؛ آنها را به زور وادار به اعتراف میکند و فیلم میگیرد؛ آنها را وادار میکند که به عزیزانشان فحاشی کنند ؛ آنها را بدون دارو و درمان با بیماری رها میکند تا برجسدهایشان مظلوم نمایی کند.
در فرقه رجوی خرابکاری کن، ولی محفل نزن!
وقتی در نشست ها سوژه می شدم زیر تیغ می رفتم و فحش های رکیک می خوردم جرم من این بود که محفل می زدم نباید تناقضاتم را با افراد هم سطحم مطرح می کردم بایستی با سران فرقه مطرح می کردم. خیلی واضح و روشن چه بصورت فردی و چه در نشست ها به من می گفتند!! هر خرابکاری در مناسبات می خواهی انجام بدی انجام بده ولی محفل نزن!!
حقوق پایمال شده زنان در سازمان مجاهدین خلق
زنان در تشکیلات سازمان مجاهدین حق انتخاب همسر نداشتند.تا سال 1368 شمسی تشکیلات مجاهدین مشخص می کرد که کدام زن با کدام مرد ازدواج کند.از سال 1368 شمسی تا کنون حق ازدواج از زنان و مردان مجاهدین در عراق و سایر نقاط دنیا سلب شده و آنها حق زندگی خانوادگی و زناشویی ندارند.همانهایی هم که متاهل بودند بواسطه”انقلاب ایدئولوژیک” طلاق گرفته و تحت اجبارات”انقلابی” فرزندانشان را به تشکیلات مجاهدین تحویل دادند تا دور از دسترس پدر و مادر از آنها نگهداری شود.
افکار ارتجاعی و فرقه ای رجوی ها نسبت به زنان
مریم رجوی در دنیای بیرون تشکیلات و در غرب آنچنان از حق و حقوق زنان دم می زند که انگار او تنها منجی زنان عالم است ولی برخورد او و همسر فراریش در قرارگاه اشرف از سال ها قبل هرگز چنین چیزی را نشان نمی دهد که او حتی کوچکترین حقی برای هیچ زنی قائل شود او زن را یک ابزار در تشکیلات فرقه ای و تنها وسیله برای هوس بازی رجوی می بیند.
گریختن کریم غلامی از جهنم رجوی جای تحسین دارد
فرقه با سهیم کردن نفرات در جنایات آنها را در راهی قرار می دهد که بی بازگشت باشند. وحتی به نحوی پایان حیات فرقه را پایان زندگی خود بدانند و این کار از پایه ای ترین کار یعنی گزارش کردن دیگران (جاسوسی) و کارهایشان برای فرمانده شروع می شود و به میزانی که نفر از خود استعداد نشان دهد جلو خواهد رفت و حتی به شغل زندانبانی و شکنجه گری هم ارتقاء می یابد.
نابودی عشق در فرقه رجوی
20 سال قبل در یکی از همین روزها بود که یکی از دیکتاتورهای بدون صاحب نام که همیشه خود را پشت دیکتاتورهای دیگر قایم می کرد و با شعر و شعارهایی که به کار می برد و همه چیز خود را معکوس جلوه می داد، در مقابل چشم همه مردم جهان، ضد والنتاین و روز ضد عشق و عاشقی خلق کرد و به کار برد. او با اهرم های فشار و استبدادی که در دست داشت، بسیاری از انسان های عاشق زندگی و هستی را در درون فرقه اش محکوم به جدایی و فنا کرد و با امکانات و تبلیغاتی که در آن روز در دست داشت و به کار می برد، تا توانست در مذمت عشق سخن راند.
این دو گور موازی در مقر اروپایی فرقه مجاهدین برای کسی است یا برای کاری؟
خبرهای رسیده از مقر اروپایی فرقه مجاهدین (اُورسورواز) حاکی از این است که آنها در گورستان شخصی شان در این مقراقدام به حفر دو گورموازی درکنار هم کرده اند ؛حفر و تزئین و رسیدگی های خاص به این دو قبر تازه کنده شده برای اعضای مجاهدی که آن را دیده اند بسیار سئوال بر انگیز است. ولی مثل مابقی مسائل تشکیلاتی ؛در این مور نیز نه کسی جرأت پرسیدن دارد و نه بعد از مدتی که از این اقدام گذشته, کسی قصد توضیح دادن.
مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت سوم
روزی در نشست مریم بودیم او صحبت می کرد و می گفت شما هنر نکردید که رهبری مسعود را قبول کرده اید همه این را قبول دارند و می دانند که باید رهبری او را قبول کنند چون هم این دنیا و هم آن دنیا را خریده اند اما چرا به اشرف نمی آیند چون راه مسعود را نمی توانند بروند. راه مسعود چه است؟ آزادی انسانها از چه؟ از قید و بند جنسیت. ولی شما به این شک دارید به خاطر آن در برزخ کامل در قرارگاه بسر می برید و بی روح شده اید. همه چیز را به مسعود بدهید و از بی روحی خلاص شوید.

