خطاب به مسعود رجوی آزموده را آزمودن، خطاست
رابطه بین فساد سیاسی و فساد اقتصادی در تشکیلات فرقه رجوی
با بردن تشکیلاتش به نزد صدام حسین و دسترسی به اندکی از پول های نفت مردم عراق که توسط صدام بابت خوش خدمتی هایش به او هدیه می شد , این اتحاد قدرت و ثروت در او به بلوغ رسید و منجر به خیانت های بیشتر او به مردم و حتی به نیرو های خودش گردید…
آیا رجوی مرده و یا بریده که خفه خون گرفته است؟
البته مرگ ایدئولوژیک رجوی و مسائل خطی و استراتژیک اش مدتهاست که فرا رسیده بود و همگان ناظر و شاهد آن بودیم ولی چرا در این مقطع خفه خون گرفته و سکوت مرگبار پیشه کرده است؟ رجوی همیشه در مقابل فشار از طرف مقابل عقب نشینی کرده و سعی می کند با سکوت کردن آن موج را از سر بگذراند. وی برای اینکه به انبوهی از سئوالات بوجود آمده در مورد استراتژی و تاکتیک و… علت ترک عراق و رفتن به کشور آلبانی خفه خون گرفته و می خواهد تا اینگونه از پاسخ دادن به سئوالات فرار کند.
آیا رجوی دوباره زنده خواهد شد؟
به مسعود رجوی رهبری فرقه، پر بهاء داده می شد. در سال ۱۳۸۱ در کتاب مبارزه با استبداد و در صفحه ۱۰۷ آوردم که اگر مسعود رجوی قبل از این که به زندان برود و بدل به قهرمان شود، یک زن به تور می زد، قید سیاست را می زد و لذا سه نسل از پرداخت بیهوده هزینه معاف می شدند. او در زندان بود که فهمید با شامورتی بازی و چرندیات دیگر می توان جوانان رمانتیک و انقلابی را فریب داد و سوار شد.
مرحوم همیشه بیدار – قسمت دوم
به اعتقاد من سازمان مجاهدین خلق چه با مسعود رجوی و چه بدون او به بن بست مرگباری رسیده و به هیچ عنوان تحت هیچ شرایطی قابل استفاده برای هیچ کس نیست. اگر این فرقه به هر شکل و طریقی قابل استفاده بود تابحال صد بار آمریکائی ها از آن استفاده کرده بودند. سعودی هم از سر استیصال دارد بی جهت به سازمان مجاهدین خلق مضمحل چوب میزند تا بلکه دوباره سرپا شود.
بهمراه مریم، روزنامه ی قطری هم چیزی از مسعود رجوی مطرح نکرد!
اگر واقعا تغییر راه داده اید،تعارف را کنارگذاشته وموضع جدیدتان را با وجود عدم حضور مسعود رجوی، اعلام کنید وبگویید که چه تحولاتی درشما روی داده که مردمی تر شده و ودرعین حال با حکومت عربستان نرد عشق میبازید؟! آخر دوری ازخشونت با نزدیکی اینهمه شدید به حکومت خشن عربستان، چه ارتباط منطقی میتوانند با هم داشته باشند؟!
مرحوم همیشه بیدار
اخیرا با یک دوست قدیمی انگلیسی صحبت میکردم. در خصوص میتینگ مریم رجوی در بورژه پاریس در 19 تیر امسال توضیح میدادم که مریم رجوی شعار”شیر همیشه بیدار” میداد و کمتر از نیم ساعت بعد ترکی فیصل مسعود رجوی را به”مرحوم” موصوف نمود.
پدیده ی لُمپنیزم و نقش مسعود رجوی در آن
سیستم اطلاعاتی آمریکا با اطلاع از اینکه مسعود رجوی پس از کودتای اپورتونیستی داخل سازمان , شیفته قدرت است , بارز ترین مشخصه ی لمپنیزم سیاسی را در او یافت و روی این شخص انگشت گذاشت. مخصوصاً پس از رفتن مسعود رجوی به نزد امام خمینی و ناامید شدنش از بدست آوردن امکانات و قدرت , مطمئن شدند که به کارشان می آید.
مسعود رجوی دروغ بزرگ قرن!
مسعود رجوی که مظهر وابستگی به حزب بعث و صدام بود و اکنون دیگر همگان میدانند که او تا کجا بابت خوش رقصی هایش برای اربابان عراقی خود پول و امکانات دریافت میکرده٬ پز استقلال میزد و میگفت که ما درعراق فقط از خاک آنها استفاده میکنیم! دروغ شاخ داری که مرغ پخته و حتی خورده شده را هم به گریه و خنده وامیدارد!
مسعود رجوی؛ از ظهور تا سقوط
شکست رجوی در اعمال شعارهای خلقی، به معنی برچیده شدن یا تضعیف شدن سازمانی بود که ضربات آن به نیروی انسانی متعهد و متدین بعد از انقلاب قابل مقایسه با دیگر ضرباتی که گروهک های سیاسی زدند، نبود. حتی از دست رفتن جوانان پرشوری که در جریان مقابله با نظام اسلامی، به سازمان مجاهدین خلق (مشهور به منافقین) پیوسته بودند، برای جامعه ایران خسارت بار بود.
زنده یا مرده بودن مسعود رجوی دردی از خانواده ها دوا نمی کند!
اگر زنده است چرا خودش را نشان نمی دهد تا این تشویش را که بیشتر از همه به ضرر خودشان هست و قطعاً ریزش چشم گیر هواداران فریب خورده را در پی دارد، پایان نمی دهد چرا که پنهان کاری در مرگ رجوی، توهین آشکار به شعور هوادارانیست که این سالها کورکورانه، دلخوش به غیبت رهبری بودند که روزی سوار بر اسب سفید می آید و آزادی فرقه ای تعریف شده توسط مجاهدین را برایشان رقم بزند.
زنده و یا مرده بودن مسعود چه فرقی می کند؟
چرا افراد سازمان که اینک همگی در نیمه دوم عمر خویش بسر می برند وبایستی براساس ابتدایی و بدیهی ترین حقوق اولیه نیمه دوم عمر خویش را به استراحت وبازنشستگی بپردازند،اینک بایستی در لیبرتی بمانند تا موعد سرنوشتشان که یا کشته شدن براثر لجاجت فرقه در ماندن نیروها درعراق و یا انتقال به آلبانی است، بایستی خود را وفادار به رهبری بدانند که دیگر نه وجود سیاسی دارد ونه فیزیکی.
میزد گرد گروهی از جدا شدگان و بررسی خبر مرگ رجوی
مسئله از آنجهت ساده نیست که مرگ فیزیکی یا سیاسی شخصی که حدود 40 سال بر سازمان مجاهدین خلق حکمروانی بلا منازع کرده وبا انجام ترفندهای زیاد، موفق شده یک سازمان سیاسی طرفدار استقلال و آزادی کشور را به ضد خود و به فرقه ای منحط و باندی مافیایی تبدیل کرده و منشآ آثار زیانباری برای کل کشور، اعضای خود وخانواده های ذیربط گردد!

