اکنون که قرار شد تفاهم نامه صلح بین آمریکا و ایران امضا شود، مسعود و مریم رجوی طبق معمول عزا گرفتهاند. بر خلاف ظاهر نمایی و ادعاهای صلح جویی رجوی، باید توجه داشت که نبض او همواره با در جنگ و تعارض میان ایران و دیگر کشورها، می زند. آن زمان که ما در عراق […]
اکنون که قرار شد تفاهم نامه صلح بین آمریکا و ایران امضا شود، مسعود و مریم رجوی طبق معمول عزا گرفتهاند. بر خلاف ظاهر نمایی و ادعاهای صلح جویی رجوی، باید توجه داشت که نبض او همواره با در جنگ و تعارض میان ایران و دیگر کشورها، می زند.
آن زمان که ما در عراق حضور داشتیم، فرماندهان در نشستها به ما می گفتند: ما باید با آمریکا خط موازی را در پیش بگیریم و کاری کنیم تا فلش آمریکا به سمت ایران بر گردد و ما هم مانند مهاجران عراقی بتوانیم با سلام و صلوات با اتوبوس به تهران بر گردیم. عمق این اظهارات به این معنا بود که رجوی در پی آن بود که آمریکا در نهایت ایران را مانند حکومت صدام سرنگون کند تا راه برای او و تشکیلاتش باز شده و بتوانند به ایران بازگردند.
جالب این است که مریم رجوی رئیس جمهور مادام العمر شورای به اصطلاح ملی مقاومت، وقتی میبیند بین ایران و آمریکا تفاهم صلح شکل گرفته و روز جمعه در ژنو بین طرفین امضاء خواهد شد، پیام میدهد و مدعی است که مقاومت ایران قریب 5 دهه خواهان آزادی و صلح است و از هرگونه تفاهم برای پایان جنگ و مصیبتهای مردم ایران استقبال می کند!
واقعیت این است که برای طرف حسابهای غربی در عمل ثابت شده است که رجوی در بین مردم ایران جایگاهی ندارد. به همین دلیل رویش هیچ حساب باز نکردند. در شرایط اخیر آمریکا صراحتا رجوی را مثل تفاله کنار گذاشته و به سمت دیگر اپوزیسیونها رفته بود. هرچند که از آنها هم جز خیانت به وطن آبی گرم نشد.
بررسی شرایط رجوی در چند دهه گذشته نشان میدهد که این فرد و همسر ناپدید شدهاش در سالهای اخیر در همه زمینهها باخته است. هم جایگاه خود در میان ایرانیان داخل و خارج کشور را از دست داده است و هم از حمایت دولتهای غربی محروم است. اسراییل و آمریکا تاکنون جز استفاده ابزاری با مجاهدین همکاری دیگری نداشته اند. در آیندهای نزدیک باید منتظر فروپاشی تشکیلات رجوی باشیم. دیر یا زود صلح بین ایران و آمریکا تبدیل به طناب داری برای رجوی خواهد شد.
محمدرضا گلی اسکاردی

