از آنجا که تا کنون منابع مالی،تسلیحاتی و تجهیزاتی مجاهدین پنهان مانده بود.اینطور بنظر می رسید که مجاهدین بهای ماندگاری خود در عراق را از جیب خویش پرداخته اند! اما اسناد با قیمانده از حکومت صدام حسین خط بطلانی بر ادعاها و تصاویری است که تا کنون مجاهدین نشان داده و یا منتشر کرده اند.
ضمیمه ای بر "اسناد استقلال و سرفرازی مجاهدین و ارتش آزادی" – قسمت دوم
در ادامه انتشار فصل های 1-3، نقدی بر " اسناد استقلال و سرفرازی مجاهدین وارتش آزادی" معتبر ترین و ذیقیمت ترین سند باقیمانده از روابط پنهانی مجاهدین و صدام حسین، فیلم های مخفی مذاکرات مسعود رجوی و روسای سازمان اطلاعات و امنیت عراق است.
از آنجا که تا کنون منابع مالی،تسلیحاتی و تجهیزاتی مجاهدین پنهان مانده بود.اینطور بنظر می رسید که مجاهدین بهای ماندگاری خود در عراق را از جیب خویش پرداخته اند! اما اسناد با قیمانده از حکومت صدام حسین خط بطلانی بر ادعاها و تصاویری است که تا کنون مجاهدین نشان داده و یا منتشر کرده اند.
در نقد و بررسی "اسناد استقلال و سرفرازی مجاهدین"، نوارهای ویدئویی بجا مانده از حکومت صدام حسین و کتاب وخاطرات افراد منتقد و جدا شده برای روشن شدن حقایق، مورد استفاده قرار گرفته است که در این قسمت بعنوان "گوشه ای از منابع مالی مجاهدین در عراق" منتشر می گردد.
ابواحمد: قربان! این مشکل به دلیل تأخیر بودجه و یکسری تأخیر در پرداخت هزینه بهوجود آمد. اقدامات ما کامل است و نقص ندارد؛ بقیه مسائل با ارتش است. ما به ارتش پیشنهاد دادیم که یک بودجه و حساب جاری در اختیارشان قرار دهیم تا تعمیرات ما تداوم پیدا کند و متوقف نشود.
ابواحمد: ارتش در تعمیرات و تجهیزات ناقص خود، سرش خیلی شلوع بود، قربان!…
رجوی: خواهش میکنم اگر برایتان امکان دارد این بند را کاملاً بخوانید.
حبّوش: در ماه مه سال 2000 آقای رئیسجمهور تصویب کرد که بودجه سازمان [مجاهدین خلق] یک میلیارد و هفتصد و پنجاه و دو میلیون دینار است که برای ساختن نهادهای زیرساختاری سازمان اختصاص مییابد. این یک بحث حسابداری است و من اطلاع ندارم به چه نحوی است. پس میخواهید معوّقه سال 2000 و بودجه اختصاصی برای تعمیرات خودروهای زرهی را به بودجه سال 2001 انتقال بدهیم. این یک اصل حسابداری است؛ مدیرکل حسابداری را دعوت کنید و یا با او تماس تلفنی بگیرید تا من با او صحبت کنم.
حبّوش به فردی که میخواهد با مدیرکل حسابداری تماس بگیرد، میگوید: «چرا خوابآلود و بیرمق هستید؟ اگر خوابت میآید برو بخواب، اینجا در این جلسه مجاهدینخلق آدم خوابآلود نمیخواهیم.»
از مدیرکل حسابداری سؤال کنید که اگر پولی در حساب داریم، تماس بگیرد. بگویید اگر پول داشته باشیم، آیا میتوان آن را به بودجه جدید سال 2001 انتقال داد یا خیر؟
با مدیر کل حسابداری تماس میگیرند و از او سؤال میکنند که بودجه اختصاصی معوّقه برای تعمیر خودروهای زرهی مجاهدین خلق، به بودجه سال 2001 انتقال مییابد یا از دست میرود؟ مدیرکل حسابداری جواب میدهد که از بین میرود! حبّوش میگوید: «به عدنان مدیرکل حسابداری بگو بیاید اینجا.»
ما به او خواهیم گفت لیستی از پرداختهای گذشته را تهیه کند تا ببینیم کجا معوّقه بوده است، چرا پرداخت نشده و بقیه پول نزد او باقی مانده است؛ و چرا خودروهای زرهی را تعمیر نکردند؛ و چهقدر از آن خرج هزینه شده و چهقدر باقی مانده است. به او بگویید حتماً با لیست بیاید تا مورد محاسبه قرار گیرد.
حبّوش (خطاب به ابواحمد): این مسئله بودجه را باید قبلاً حل میکردید، نه اینکه در این جلسه مطرح شود. برویم سراغ بند دیگر.
رجوی: پس جنابعالی بر اجرای این بند موافقید؟
حبّوش: بگذارید مدیرکل حسابداری حاضر شود تا بررسی کنیم. یکسری مسائلی هست که همانطوری که شما از آن رنج میبرید، من هم رنج میبرم. قانون دستوپای ما را بسته است. مدیر حسابداری که آمد، من طبق قانون با او صحبت خواهم کرد تا این اشتباه و اشکال در سال 2001 تکرار نشود.
(رو به همراهان) مدیر کل حسابداری آمد؟
رأفت: بله قربان! آمد. بگذارید قبل از اینکه پاسخهای برادر مسعود را بشنویم. مدیرکل حسابداری داخل بیاید.
فرد موصوف (موسوم به «رأفت») وارد میشود؛ رجوی از جا بلند میشود، به سراغ او میرود و ضمن روبوسی با او میگوید: «تمام زحمات ما بر گردن شماست». سپس ابریشمچی جای خود را به مدیر کل حسابداری (عدنان) میدهد.
حبّوش: از بودجه سازمان مجاهدین برایم بگو؛ چه مبلغی برای آنها اختصاص داده شده است؟
عدنان: قربان! مبلغ یک میلیارد و هفتصد و پنجاه و دو میلیون دینار بودجه ماهانه به اضافه بودجههای دیگر…
حبّوش: چقدر از این بودجه هزینه شده است؟
عدنان: فقط سیصد و پنجاه میلیون (000/000/350) دینار برایشان باقی مانده است.
حبّوش: اینها یک کمبود بودجه در تأمین هزینه تعمیر خودروهای زرهی دارند؛ آن هم به دلیل اینکه ارتش به تعهّدات خود عمل نکرده است. این سیصدو پنجاه میلیون دینار باقی مانده به خزانه دولت بازگردانده خواهد شد؟
عدنان: این مبلغ را به عنوان ذخیره در حساب بانکی نگهداشتهایم تا چنانچه تا تاریخ 31 دسامبر 2000 / 10 دی 1379 چکهایی آمد، آن را از حساب بکشیم.
حبّوش: بابت تعمیر خودروهای زرهی آنان چهقدر به حساب ارتش واریز کردهایم؟
عدنان: فقط برای تعمیرات، یک میلیارد و بیست و هشت میلیون (000/000/028/1) دینار واریز کردیم.
حبّوش: همه تعمیرات را انجام دادند؟
عدنان: خیر قربان! مورد به مورد تعمیر میکردند و ما پول را واریز میکردیم. البته یکسری تعمیراتی را انجام دادهاند که منتظریم تا فاکتورهای آن را برایمان ارسال نمایند تا هزینه آن را پرداخت کنیم. یک هفته پیش یکسری فاکتور هزینه تعمیرات به مبلغ چهارصد میلیون (000/000/400) دینار برایمان آمد که ما آن را به بودجه سال 2001 میلادی اضافه میکنیم.
حبّوش: وقتی که فاکتورهای هزینه تعمیرات برایتان میآید، آیا از جایی تأیید میشود که این خودروها واقعاً تعمیر شده یا خیر؟
عدنان: بله قربان! تشکیلاتی وجود دارد که این را تأیید میکنند.
حبّوش: آیا آمار دادهایم که ارتش چهقدر تعمیرات انجام داده است؟
رأفت: بله قربان! آمار داریم ولی بنا به دستور آقای رئیسجمهور به ارتش، چهار مرحله بسیج تعمیرات خودروها و تجهیزات ارتش انجام شد و به دلیل این ترافیک بود که تعمیرات اینها به تعویق افتاد.
حبّوش: حرف من این است که آیا ما پول را واریز کردهایم ولی تعمیر صورت نگرفته است؟
عدنان: بله قربان! ما پیشاپیش پول را واریز کردهایم و فاکتورهای آن پس از تعمیر برایمان ارسال میشود؛ چون ترسیدیم بودجه تمام شود.
حبّوش: من پیشنهاد دارم که یک مقدار پول برای ارتش واریز کنیم.
عدنان: اگر بخواهید 300 میلیون یا 250 میلیون دینار به عنوان احتیاط ذخیره باقی بماند.
حبّوش: شما 250 میلیون دینار واریز کنید و بعد از 31 دسامبر 2000 فاکتورهای آن را بیاورید. ما با این صورت به خزانه دولت یا ارتش کلک میزنیم. البته این کار قانونی است!
رجوی (با خنده): واقعاً قانونی است؟!
حبّوش: و این، اضافه بر یک میلیارد و بیست و هشت میلیون (000/000/028/1) دینار است که برای تعمیرات شما اختصاص داده میشود.
رجوی: اجازه میدهید یک جمله بگویم؛ هفتصد و پنجاه و دو میلیون (000/000/752) دینار که پرداخت شده است، معوّقه سالهای گذشته بوده است؛ سیصد و پنجاه زرهی ما در سالهای قبل تعمیر شده است. وقتی که از ارتش سؤال میکنیم، میگویند: سرویس اطلاعاتی به ما پول نداده است…
حبّوش (خطاب به ابواحمد): آیا آنها تانک دارند؟
ابواحمد: بله قربان! تانک چیفتن و تی 53…
رجوی: در ماه مه آقای رئیس سرویس گفتند که یک میلیارد و هفتصد و پنجاه و دو میلیون
(000/000/752/1) دینار نزد شماست.
عدنان: اختصاص داده شده است.
رجوی: هفتصد و سی و دو میلیون (000/000/732) دینار معوّقه سالهای گذشته 1999 به قبل است؛ پس یک میلیارد و بیست میلیون (000/000/020/1) باقی میماند. من الآن از آقای رئیس سرویس این را خواستهام؛ شما هم به من جواب بدهید. (مسعود رجوی متن عربی سند درخواست را میخواند):
نرجو تطبیق السّیاق الذی اتّبع الصّرف المخصّصات الخاصّ بالبنی التحیّ نفسه بشأن صرف المخصّصات المصدسق علیها لعملیات التّصلیح ایضاج؛ و ذلک یعنی حال المخصّصات المتبقیّ من عام 2000 و المخصّصات المصدسق علیها لعام 2001 الی حساب المنظّمه حتّی بحری ما یلی: اوّلاً انجاز التّصلیحات المدرّع1 منجّز1 خلال عام 2000 خلال شهری کانون الثّانی [ژانویه] و شباط [فوریه] عام 2001 تصلیح. ثانیاً تحدید حصّ المدرّعات فی کلّ معسکرات «الخاص»، «الکوت» و «ابوغریب»؛ و الّتی یبلغ مجملها 20 مدرّع شهریاً اضاف الی تصلیح 5 مدرّعات فی کلّ المعسکرات الاثخری؛ و ذلک حسب السّیاق الّذی کان ساریاً خلال السّنوات السّابق.
خواهشمند است همانگونه که برای تأسیسات زیربنایی سازمان بودجهای اختصاص یافته بود، از بودجه کلی تصویب شده، بودجهای جهت تعمیرات موردنیاز سازمان نیز اختصاص یابد؛ و این بدان معناست که پول باقی مانده از بودجه سال 2000 به علاوه کل بودجه سال 2001 به حساب سازمان واریز گردد تا اقدامات ذیل انجام شود: اوّل انجام تعمیرات زرهی که قرار بود در سال 2000 میلادی انجام شود، در ماههای ژانویه و فوریه سال 2001 صورت گیرد. دوّم اختصاص دادن سهمیه تعمیرات زرهی برای پادگانهای «خالص»، «کوت» و «ابوغریب»، ماهانه 20 دستگاه زرهی و برای سایر پادگانها تعمیر 5 دستگاه زرهی در ماه، آن هم طبق روالی که در سالهای گذشته عمل میشد باشد.
رجوی (به زبان عربی از عدنان مدیرکل حسابداری سؤال میکند): از جنابعالی سؤال میکنم: آیا میشود در رابطه با تحویل گرفتن بودجه اختصاصی تعمیرات زرهی به همان نحوی عمل کنید که در تحویل دادن بودجه تأسیسات زیربنایی عمل کردید؟
عدنان: منظورتان این است که کل بودجه را درجا تحویل بگیرید؟
رجوی: بله…
حبّوش: به شما میگویم که یکسری پول معوّقه از سال 1999 دارید. بودجه سال 2000 تنها توانست بدهی قبلی ما را پر کند. آنچه باقی مانده، برای تعمیرات زرهی کافی نیست!
عدنان: قربان! الآن لیست هزینه چهارصد میلیون (000/000/400) دیناری بهدستمان رسید.
رأفت: هنوز ارتش خیلی به ما بدهکار است. خیلی از پولهای تعمیر را پیشاپیش دادهایم ولی هنوز تعمیرات لازم را انجام نداده است.
داوری (به زبان عربی): همانگونه که مطّلع هستید، امسال بسیج تعمیراتی نبوده است؛ فقط تعمیرات جاری بود که بر اساس همان سهمیه ماهانه است. 5/4 میلیون دینار برای تعمیرات پادگان «اشرف» اختصاص یافته بود و چهار پادگان دیگر هر کدام یک میلیون دینار در ماه بودجه تعمیراتی دارند؛ یعنی جمعاً 5/8 میلیون دینار برای کل پادگانها در ماه؛ که اگر ضربدر 12 ماه بکنیم، کمتر از 100 میلیون دینار میشود.
حبّوش: من خلاصه کلام شما چند نفر سمیر، عدنان و علیرضا (داوری) را متوجه شدم. همین الآن وزیر دفاع را برایم بگیرید. این مطلبی است که آقای رئیسجمهور از من سؤال میکند و من باید پاسخ دقیق داشته باشم. شما سه نفر نزد آقای وزیر دفاع بروید و موارد خودتان را هم دقیقاً از قبل آماده کنید. او [وزیر دفاع] نیز متخصصین ذیربط خود را آماده میکند و [شما با آنها] درباره لیستهای تعمیرات بحث و بررسی کنید؛ تا باقی مانده هزینهها مشخص شود و حساب برای بودجه سال 2001 دستمان باشد.
عدنان: قربان! برای سال 2001 یک بودجه یک میلیاد و هفتصد و پنجاه و دو میلیون (000/000/752/1) دیناری اختصاص دادیم؛ به علاوه، 400 میلیون دینار هم که لیستهای آن به دستمان رسیده بر بودجه سال 2001 اضافه کردیم.
تلفن زنگ میزند؛ ظاهراً وزیر دفاع پشت خط است. حبّوش بلند میشود و همه به تبع او بلند میشوند.
حبّوش: سلام قربان! خسته نباشید. بابت رژه به شما تبریک عرض میکنم. در حقیقت من مشغول رسیدگی به موضوع مجاهدین هستم؛ بخصوص بحث تعمیرات. چیزی که از جنابعالی میخواهم، این است که اشکالاتی در مسئله تعمیرات و محاسبات مالی مربوط به آن وجود دارد که با کمیته سه نفرهای که من تعیین کردهام و افراد ذیربط در وزارت دفاع جلسهای تشکیل دهید و این مسئله را حل و فصل کنید. موضوع، تعمیرات و مقدار تعمیرات است؛ آخر در پایان امسال تعمیرات در سطوح مطلوب نبوده است. وقتی که بنده وارد جزئیات میشوم، مشاهده میکنم که یکسری اشکالات در مسئله پرداخت هزینه و انجام تعمیرات وجود دارد. برخی از پولها قبل از انجام تعمیرات به حساب شما واریز شده است و با همه اینها نتایج تعمیرات در سطح مطلوب نبوده است. اعتراض روی کیفیت تعمیرات نیست بلکه روی تعداد دستگاههایی است که باید تعمیر میشد. در این مسئله بهترین فرد شخص شما هستید که مسئله را یکسره کنید. چه وقتی را برای فردا مناسب تشخیص میدهید تا دوستان نزد شما بیایند؟… خیلی خوب است. من از شما تشکر میکنم. فردا سه نفر میآیند؛ رفیق سمیر، عدنان مدیر کلّ حسابداری و دو نفر از گروه ما. فردا برادر مسعود چه ساعتی بیایند؟ میخواهم مسعود مطمئن بشود که فردا شما نیز در آن جلسه حضور دارید…
حبّوش: خیر؛ من جواب میدهم که بله یا خیر. مورد درخواست دهم تجارت است که سهمیه 18 میلیون بشکه نفت برای هر 6 ماه جهت فروش میباشد برای من نامه و دستور استاد عزّت ابراهیم را مشخص کنید.
رجوی: استاد طه خودش به من گفت و دستور سید الرئیس نیز هست.
حبّوش: ما در سال چهقدر برای مجاهدین نفت در نظر گرفته بودیم؟
رجوی: 5 میلیون بشکه در سال بوده است.
حبّوش (خطاب به افسران مخابرات): به سید الرئیس نامه بنویسید، مبنی بر اینکه برادر مسعود رجوی درخواست سهمیه بیشتری دارد.
رجوی: ما برای هر بشکه 30 سنت میگیریم که 10 سنت آن هزینه جاری میشود و از این 18 میلیون ببینید چه چیزی عاید ما میشود…
حبّوش: در نامه توضیح دهید که از فروش 5 میلیون چهقدر عاید مجاهدین میشود و این گروه نیاز به فلان مبلغ دارند که اگر 18 میلیون داده شود، فلان مبلغ عاید آنها خواهد شد.
رجوی: از وزارت نفت و توافقات آنها ذکر شود.
حبّوش: دو درخواست دیگر داریم که تهیه امکانات پتروشیمی و صدور آنها به خارج از عراق و فروش آنهاست.
رجوی: گفتند دستور مخابرات باشد.
حبّوش: چه کسی گفته است؟
افسر مخابرات: قربان! این مورد محصولات پتروشیمی و صدور آنها به خارج از عراق…
حبّوش: من قانون این را میخواهم.
یکی از افسران مخابرات: قربان! این موضوع مربوط به دفتر عزّت ابراهیم میشود که با وزیر نفت دارند.
حبّوش: یعنی دستور و قانون آنهاست.
افسر مخابرات: بله قربان! عزّت ابراهیم و دفتر رئیس جمهور اجازه صدور مواد پتروشیمی را توسط شرکت «العنقاظ» به خارج دادهاند؛ طی نامه 518 مورخه 22 آوریل 2001؛ و صدور این مواد توسط وزارت صناعت و نفت است؛ و وزارت صناعت هم موافق است.
حبّوش (خطاب به افسران مخابرات): درخواست استعلام از دفتر رئیس جمهور مبنی بر این مورد تهیه و ارسال شود.
رجوی: خود شما قبلاً موافقت کرده بودید…
حبّوش: بله؛ اما استعلام شود بهتر است، احتیاطی است که باید انجام شود. یک مورد قبلاً به دستور عزّت ابراهیم [الدّوری] انجام شد و شکایت نامه برای سید الرئیس رفت و به دست ایشان رسید. برای احتیاط استعلام شود بهتر است.
رجوی: آخر شما قبلاً گفته بودید…
حبّوش: بله؛ من در این خصوص اطلاعی ندارم؛ استعلام شود بهتر است.

برچسب ها
همکاری نزدیک مجاهدین با دشمنان بررسی حقوقی خیانت عوامل مجاهدین خلق به کشور در زمان جنگ
مواضع مجاهدین در تنشهای بین المللی مجاهدین خلق از ضدیت با امپریالیسم تا همسویی با آمریکا و اسرائیل
بیوطنی یا وطنفروشی بازخوانی تاریخی مسئله خیانت به وطن در گفتوگو با مسعود خدابنده
بررسی حقوقی خیانت عوامل مجاهدین خلق به کشور در زمان جنگ
خیانت به کشور از اصطلاحات علم حقوق بوده و به معنای توسل به جنگ علیه کشور یا پیوستن به دشمنان و کمک رساندن و تسهیل کار دشمن است. مصادیق این جرم عبارتند از : دارا بودن ملیّت یا تابعیت یک کشور؛ خدمت آگاهانه و عمدی به نفع یک دولت خارجی و به زیان کشور؛ ارتکاب […]
مجاهدین خلق از ضدیت با امپریالیسم تا همسویی با آمریکا و اسرائیل
مجاهدین خلق در طول دهههای گذشته مواضع متغیری در قبال تنشهای بینالمللی و منطقهای، بهویژه در رابطه با ایالات متحده و اسرائیل، اتخاذ کرده است. این تغییرات اغلب ناشی از راهبرد سیاسی آنها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران بوده است. در اینجا به بررسی تحول این مواضع میپردازیم: ۱. دوران پیش از انقلاب و […]
بازخوانی تاریخی مسئله خیانت به وطن در گفتوگو با مسعود خدابنده
از “صدام و رجوی” تا “نتانیاهو و پهلوی” مسعود خدابنده، مسئول پیشین تیم حفاظت مسعود رجوی گفت: بحث تقابل با ایران بعد از انقلاب همیشه بر پاشنه تجزیه ایران و نه جابجائی قدرت بوده و هست. تئوری غالب در پنج دهه گذشته همیشه بر این اساس بوده که مجموعهای از فشار نظامی از خارج و […]
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
سقوط از منجلاب رجوی به گنداب سلطنت
نگاهی به وضعیت اسفبار برخی از دستاندرکاران سابق مجاهدین که سالهاست در خارج کشور سرگردان ماندهاند، درس عبرتی برای همه کسانی است که به کشور و ملت خود پشت کردهاند و دل به بیگانه سپردهاند. پس از کودتای نافرجام 18-19 دیماه گذشته که باید آنرا بازتولید کاریکاتوری کودتای ننگین 28 مرداد 1332 برای بازگردانیدن سلطنت […]
قصه پرغصه کاظم نعمت اللهی در قرارگاه مجاهدین خلق
کاظم نعمت الهی یکی از کسانی بود که بخاطر خونخواری رجوی به کام مرگ رفت. کاظم از جمله کسانی بود که از اردوگاه های اسرای جنگی عراق به مجاهدین خلق پیوسته بود. کاظم در دوران حضورش در تشکیلات مجاهدین عمدتاً به شغل رانندگی مشغول بود، به جز زمانی که دچار مریضی از ناحیه کلیه هایش […]
سرنوشت مهدی افتخاری، کسی که رجوی را از تهران فرار داد
مهدی افتخاری که در تشکیلات مجاهدین خلق به او ناصر و فرمانده فتح الله هم می گفتند، تا قبل از آن که رجوی ترفند انقلاب طلاق (انقلاب ایدئولوژیک) را برای کنترل بر تشکیلات بکار بگیرد، یکی از بالاترین مسئولین مجاهدین خلق بود. او عضو دفتر سیاسی، از فرماندهان مهم و عضو ستاد فرماندهی به اصطلاح […]
خلاصه ای از نشست های یکی از سران مجاهدین به نام نسرین
اولین بار بعد از آزادی از زندان و پس از نشست آ-77 مسعود رجوی ، قبل از اینکه به پادگان بدآب و هوای العماره در داخل فیلق (پادگان) عراقی ها در نزدیکی شهر العماره واقع در جنوب عراق اعزام شوم، یک روز صبح در پادگان اشرف گفتند همه لباس فرم سبز بپوشید ، برای یک […]
در وصف خوی خشونت بار یکی از فرماندهان مجاهدین خلق
در مشاهدات و خاطرات اعضای پیشین مجاهدین خلق، نام شماری از فرماندهان خشن و ترسناکی که در سلسله مراتب تشکیلاتی اعضا را به شدت سرکوب میکنند، بارها تکرار شده است. یکی از این نامها، سمیرا شمس است. سمیرا شمس یکی از فرماندهان مجاهدین بود که در عملیات کردکشی موسوم به مروارید – که سازمان در […]
چرا ایرانیها از مجاهدین خلق متنفرند؟
این یادداشت بر اساس تحلیل و بسط موضوع با رویکردی جامعتر و دقیقتر نگارش و تلاش شده است زوایای مختلف تاریخی، اجتماعی و سیاسی بررسی شود و دیدگاههای متنوع با جزئیات آنالیز و تحلیل گردد. سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK)، گروهی که در دهه ۱۹۶۰ با هدف مبارزه با رژیم پهلوی تأسیس شد، در انقلاب […]
رجوی به بهانه آزادی خلق، آزادی را از اعضایش سلب کرد – قسمت پایانی
بعد از ورود به کمپ اشرف در تیپ 200 به فرماندهی حسین ابریشمچی سازماندهی شدم. چیزی نگذشت که آموزش های رزمی جدید و مانورهایی که بوی انجام عملیات جدیدی می داد، شروع شد. نوروز سال 67 فرا رسید و روز اول عید همه ما را در زمین صبحگاه مرکزی جمع کردند. لحظاتی بعد مسعود و […]
رجوی به بهانه آزادی خلق، آزادی را از اعضایش سلب کرد – قسمت اول
سال 65 رجوی به عراق رفت و با تاسیس ارتش آزادی بخش عملا همکاری خود با صدام متجاوز به خاک کشورمان را اعلام و از هوادارانش در ایران و دیگر کشورها خواست تا به هر طریق برای پیوستن به ارتش او، خود را به عراق برسانند. البته تشکیلات سازمان نفراتی هم را بعنوان پیک نیرویی […]
خاطره بازی رجوی چه سودی برای تشکیلاتش دارد؟ – قسمت اول
برای اینکه وضعیت امروز سازمان مجاهدین خلق را روشن کنیم، لازم است ابتدا به گذشته نه چندان دور سر بزنیم تا ضمن مرور گذشته به جمع بندی برسیم که آیا سازمان پیشرفتی در کارش داشته یا خیر؟ سوال اساسیتر و پیش زمینه سوال قبلی این است که چرا این روزها سازمان هر بار، سر هر […]
خلق جهان بداند، مجاهدین به اعضای خود ملاقات نمی دهند
گذشت آن زمانی که می گفتیم: خلق جهان بداند، مسعود معلم ماست! اکنون مسعود دشمن خلق است. مسعود دیکتاتور است. مسعود عزیزان ما را زندانیان بی ملاقات کرده است. امری که در هیچ زندانی در جهان، مرسوم نیست. امروز باید خلق جهان بداند که صدها انسان فریب خورده و غیر مطلع از جهان، در اسارتی […]
اعتراف مسئولین مجاهدین به ترور و کشتار مردم
وقتی به خاطرات گذشته زندگیم فکر می کنم واقعیت هایی برایم روشن می شود که من در چه منجلابی گرفتار شده بودم .واقعیت فرقه گرایی و نابود شدن افکار فریب خورده ها را در ذهنم مرور می کنم، اینکه چگونه جوانی مان را به بازی گرفتند. در لغت و تعاریف، از “فرقه” یک گروه و […]
همکاری مجاهدین خلق با موساد و ترور دانشمندان ایرانی
همکاری مجاهدین با موساد و سرویس های جاسوسی و دشمنان ملت ایران از چند روز بعد از انقلاب اسلامی ایران آغاز شد. واکاوی و بازنگری عملکرد تشکیلات مجاهدین در سه دهه اخیر نشانگر موضوع تکاندهنده ای است، اینکه مجاهدین به اصول و مبانی اعتقادی و سیاسی خود نیز باور ندارند. آنان در جزوه ها و […]
کتاب “ترور در تهران” منتشر شد
کتاب “ترور در تهران” در ۷ فصل با عناوین تطور یک سازمان، گروههای تروریست، سازمان پس از انقلاب اسلامی، سازمان و ترور خلق، سازمان در عراق، سازمان بعد از جنگ و شهدای مردمی منتشر شد. آنچه در این هفت فصل نگاشته شده، دو خط موازی یک جریان است که خط اول به بررسی ریشههای شکلگیری […]
افشاگری جدید از اقدامات گروه تروریستی مجاهدین خلق در اشرف ۳
اقامت گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی، تهدیدی جدی برای امنیت ملی این کشور و همچنین صلح منطقهای محسوب میشود. اسناد و ویدئوهای تازهای از اقدامات گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی فاش شده که نشان میدهد این گروه به منظور جلوگیری از فروپاشی نهایی با بهرهگیری از روشهای مشابه داعش، به جذب کودکان و […]
روزگاری در تهران بمبگذاری میشد
۲۲ اردیبهشت سال ۱۳۶۴ شمسی یک بمب در خیابان ناصرخسرو تهران ترکید و چه واقعه هولناک و غمباری به وجود آورد! ۹ نفر شهید شدند و ۴۵ نفر مجروح. تهرانیها غمگین شدند، ولی چندان حیرت نکردند؛ بمبگذاری آنسالها در تهران، اتفاقی تکراری بود! روزگاری بود که در تهران بمبگذاری، حادثهای عجیب نبود؛ گاهی اتفاق میافتاد. […]
