حال برگردیدم به واژه خائن و خیانت آیا اطلاعات وطن فروشی در اختیار ما جداشدگان بود یا در اختیا شما. طبق اسناد موجود اطلاعات منافع ملی که سرمایه مردم یا همان خلق قهرمان بود را در اختیار صدام حسین قرار می دادید که مورد بمباران قرار گیرد آیا اموال خلق بود یا اموال سران رژیم ایران. اسناد آن موجود است آیا وقتی اخبار تجمع سربازان ایرانی را به دشمن می دادید برای بمبارانهای شیمیایی برای گرفتن تلفات بیشتر از فرزندان ایران زمین آیا آن سربازان کجایی بودند. مگر فرزندان آن خلق قهرمان نبودند همان خلقی که سنگشان را به سینه می زدید. اسناد آن موجود است.
در فرهنگ و ادبیات اکثر مردم دنیا واژه خائن معنی مشخص خود را دارد و بطور مشخص به افرادی این لقب داده می شود که به وطن و مردم خودش پشت و در راستای منافع دشمن و بیگانه قرار می گیرند،برای مطامع خویش، منافع ملی و اسرار مردم و وطن را به بیگانه می فروشد.
مدتهاست که اعضای سازمان مجاهدین خلق بخصوص بعد از سرنگونی صدام حسین در حال جداشدن از این سازمان هستند، رسانه ها و سایت های وابسته به مجاهدین، افراد جداشده را خائن می نامند!! عجبا!!
راستی ما خائن هستیم یا شما سران تشکیلات مجاهدین خلق؟. البته ما هم به سهم خودمان گناهکار هستیم بدلیل همکاری با وطن فروشانی مثل شما. اول اینکه بیایم بررسی خیلی کوچکی بکنیم ما فرض بگیریم که جدا شدن یا فرار از یک آرمان و عقیده و اصول هم یک نوع خیانت است. راستی زمان جنگ چه کسی فرار کرد و حتی به حرفهای خودش نیز طبق معمول پشت کرد؟. ما جدا شدگان یا خانم مریم رجوی و آقای مسعود رجوی؟ ما جداشدگانی که تا آخرین بمبارانها و آخرین تجهیزات در عراق ماندیم و بعد از آن هم به مدت چهار سال در کمپ آمریکاییها در بیابانهای بی آب و علف عراق ماندیم ولی شما قبل از هر اتفاقی از عراق فرار کردید با مسئولین بالا.
میدانم توان قضاوت را ندارید چون برای قضاوت ابتدا وجدان و شرف نیاز است. بگذاریم بقیه بین ما و شما قضاوت کنند.
حال برگردیدم به واژه خائن و خیانت آیا اطلاعات وطن فروشی در اختیار ما جداشدگان بود یا در اختیا شما. طبق اسناد موجود اطلاعات منافع ملی که سرمایه مردم یا همان خلق قهرمان بود را در اختیار صدام حسین قرار می دادید که مورد بمباران قرار گیرد آیا اموال خلق بود یا اموال سران رژیم ایران. اسناد آن موجود است آیا وقتی اخبار تجمع سربازان ایرانی را به دشمن می دادید برای بمبارانهای شیمیایی برای گرفتن تلفات بیشتر از فرزندان ایران زمین آیا آن سربازان کجایی بودند. مگر فرزندان آن خلق قهرمان نبودند همان خلقی که سنگشان را به سینه می زدید. اسناد آن موجود است.
وقتی واحدها برای ماموریت به داخل ایران می رفتند آیا جداشدگان به آنها GPS
برچسب ها
برایم سخت بود به مسعود دروغ بگویم وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن – قسمت دوم
به سوی سرنوشتی نامعلوم وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن – قسمت اول
وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن – قسمت دوم
بالاخره بعد از دو روز پیاده روی و شترسواری به داخل خاک پاکستان وارد شدیم. تعدادی از قاچاقچیان پاکستانی در حالیکه مقداری میوه برایمان آورده بودند، ما را تحویل گرفتند. بهنگام پیاده شدن از شترها به دلیل اینکه ساعاتی طولانی سوار بر شتر بودم پاهایم بشدت متورم شده بود و توان ایستادن نداشتم. بعد از […]
وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن – قسمت اول
روز 5 آذرماه برای آخرین بار شهرم را با هزاران خاطرات تلخ و شیرین و به امید کمک برای ساختن آینده روشن و بهتر برای مردم کشورم، به مقصد شهر کرمان ترک کردم. غم و اندوهی سنگین وجودم را فرا گرفته بود. به سوی سرنوشتی نامعلوم در حرکت بودم، در آخرین ساعت حرکت خبر بستری […]
تاملی بر پیام صمد اسکندری به دوستش هیبت علیشاهی
در تاریخ 18 دی 1403 پیامی تصویری از صمد اسکندری خطاب به دوستش هیبت علیشاهی در سایت انجمن نجات درج شد. پیام صمد اسکندری حاوی چندین نکته مهم و قابل تأمل است که میتوان به شرح زیر به آنها پرداخت: تضاد تجربه زندگی در کمپ اشرف 3 و دنیای آزاد: اسکندری به خوبی به تضاد […]
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

