پنجشنبه, ۹ بهمن , ۱۴۰۴
برشی از جنایات محمد سادات دربندی – متهم ردیف ۷۸ دادگاه مجاهدین خلق 07 بهمن 1402

برشی از جنایات محمد سادات دربندی – متهم ردیف ۷۸ دادگاه مجاهدین خلق

محمد سادات دربندی یکی از جنایتکاران در فرقه رجوی است. در دوران جنگ او مسئول اُردوگاه های سازمان؛ محلی که اسیران جنگی را نگه داری می کردند، بود. زمانی که من اسیر سازمان شدم هر هفته برای اسیران جنگی در اُردوگاهی بنام سردار نشست می گذاشت و می گفت اگر شما به ایران برگردید همه […]

نامه مرتضی قائدی به برادرش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی 07 بهمن 1402

نامه مرتضی قائدی به برادرش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی

مصطفی جان سلام حالت چطور است؟ می دانی چند سال است که منتظر تماسی از طرفت هستم؟ می دانی تا به حال چند نامه برایت نوشته ام؟ من همچنان منتظر هستم که جواب برادر نگران و چشم انتظارت را بدهی. من می دانم و محدودیت هایت را درک می کنم و بابتش خیلی متاسف هستم. […]

نامه محمد رضا فروغی به برادرش مصطفی فروغی در کمپ مجاهدین در آلبانی 03 بهمن 1402

نامه محمد رضا فروغی به برادرش مصطفی فروغی در کمپ مجاهدین در آلبانی

مصطفی جان سلام امیدوارم حالت خوب باشد. زمانی در خارج خاطرات خوبی با هم داشتیم، هیچ وقت خاطرات گذشته را فراموش نمی کنم، ای کاش پیش هم بودیم. در نامه های قبلی نکاتی را قید کردم که از وضعیت تو آگاهم و لازم به تکرار نیست. خواهش می کنم مواظب خودت باش و غصه نخور، […]

نامه یوسف نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی 02 بهمن 1402

نامه یوسف نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی

محمد جعفر برادر عزیزم سلام . حالت خوب است؟ امیدوارم نامه مرا بخوانی، هر چند می دانم که به نامه من به سختی دسترسی پیدا می کنی. نمی دانم چقدر در جریان هستی؟! اما من و کل خانواده بخصوص پدر و مادر خیلی نگرانت هستیم و به تو فکر می کنیم. همیشه این سئوال در […]

به جرم خواندن روزنامه های عراقی مرا بازجویی کردند 01 بهمن 1402

به جرم خواندن روزنامه های عراقی مرا بازجویی کردند

به خاطر می آورم در پادگان اشرف در عراق یک روز مشغول کار بودم که مسئول ارکان به من گفت: ستاد فرماندهی مقر یک سری کارهای تاسیساتی دارد که باید بروی انجام دهی. کارم را تعطیل کردم و جعبه ابزار را گذاشتم در خودروی آیفای تاسیسات و رفتم کارهای به اصطلاح ستاد فرماندهی را انجام […]

خاطرات مادر محمد جعفر نجفی از روزهای تحصن پشت سیاج های کمپ اشرف 01 بهمن 1402

خاطرات مادر محمد جعفر نجفی از روزهای تحصن پشت سیاج های کمپ اشرف

من صدیقه نجفی هستم. روزها و شب های زیادی است که چشم به در دوخته ام به این امید که فرزندم از راه برسد. سالهاست روز و شب گوشم به زنگ تلفن است شاید صدای پسرم، محمد جعرفم، جگرگوشه ام را از آن سوی خط بشنوم. همیشه دعا می کنم هیچ مادری در هیچ کجای […]

دیدار اعضای انجمن نجات اراک با مادر پروانه ربیعی 01 بهمن 1402

دیدار اعضای انجمن نجات اراک با مادر پروانه ربیعی

پنج شنبه 28 دیماه 1402 اعضای انجمن نجات استان مرکزی با مهین حبیبی مادر پروانه ربیعی از اعضای دربند تشکیلات رجوی دیدار و گفتگو کردند. در این دیدار که در منزل ایشان انجام شد، خبر جدایی علی محمد رحیمی به اطلاع ایشان رسید. همچنین مسئول انجمن نجات خبرهای مربوط به کمپ مجاهدین در آلبانی را […]

ماجرای سالن تلویزیون در مقر مجاهدین خلق 27 دی 1402

ماجرای سالن تلویزیون در مقر مجاهدین خلق

قبل از انقلاب من در آوردی مریم رجوی در یکی از نشست های عمومی رجوی در سالن اجتماعات پادگان اشرف چند نفری از اروپا آمده بودند، پشت میکروفن رفتند و به رجوی گفتند: برادر ما تازه از اروپا آمده ایم. در اروپا نفرات شما تبلیغات خیلی خوبی در رابطه با ارتش می کردند و به […]

نامه مرتضی بلالی به برادرش رضا بلالی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق 25 دی 1402

نامه مرتضی بلالی به برادرش رضا بلالی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق

رضا جان سلام اوضاع و احوالت چطور است؟ دلمان هوایت را کرده. هوای آن روزهایی که همگی کنار هم بودیم. نمی داتم تو در تمام این سالها که از ما دور بودی، دلت خواسته که تماسی با خانواده بگیری و احوال ما را جویا بشوی یا نه! حتما تو هم روزهای دلتنگی داشته ای و […]

نامه ابوالفضل اشتری به برادرش حمید اشتری در کمپ آلبانی 23 دی 1402

نامه ابوالفضل اشتری به برادرش حمید اشتری در کمپ آلبانی

حمید برادرم سلام امیدوارم حال شما خوب باشد. چندین سال است که از خانواده دوری و طی این سالها نه تماسی با خانواده ات گرفتی و نه نامه ای برای آنها ارسال کردی و ما خبری از شما نداریم! فقط می دانیم در کشور آلبانی در یک کمپ زندگی می کنی. زمانی که پیش ما […]

خاطرات فواد بصری از فرشته یگانه متهم ردیف ۴۲ دادگاه مجاهدین 23 دی 1402

خاطرات فواد بصری از فرشته یگانه متهم ردیف ۴۲ دادگاه مجاهدین

من خاطرات خوبی از این زن ندارم و قبلا اشاره ای به شیوه برخورد آن در فرقه رجوی کرده بودم. او تشنه به خون خانواده هاست. سال 1382 در پادگان اشرف خانواده من به ملاقاتم آمدند. در مقر به من اطلاع دادند که خانواده ام آمده اند و الان در محوطه روابط هستند. و گفتند […]

پشت پرده شادی و خنده های زنان در فرقه رجوی 20 دی 1402

پشت پرده شادی و خنده های زنان در فرقه رجوی

فشار بر زنان در فرقه رجوی مضاعف است. آنها حرفهای ناگفته خود یا تناقضات خودشان را نمی توانند مطرح کنند. اگر در نشست جمعی زنان تناقضات خودشان را مطرح می کردند با پرخاشگری جمع و بد و بیراه مواجه می شدند. من در ارکان بودم و بیشتر مواقع در آشپزخانه مقر خودم را مشغول کار […]

blank
blank
blank