پیام تسلیت انجمن نجات خوزستان به خانواده انصاریان
انالله واناالیه راجعون در منتهای تاسف و تاثر مطلع شدیم که آقای دکتر رشید انصاریان برادر آقایان جمال و خلیل انصاریان، بعد از تحمل یک دوره طولانی بیماری، دار فانی را وداع گفت و به رفیق اعلی پیوست. مرحوم دکتر رشید انصاریان از اساتید برجسته بازنشسته دانشگاه چمران اهواز وعضو هیئت علمی دانشکده حقوق وعلوم […]
به یاد پدران و مادرانی که بعد از بازگشت از اشرف آسمانی شدند – قسمت دوم
در قسمت قبل اشاره شد که بخش تراژدی و تاسف باری که در این فیلم به آن کمتر پرداخته شده سرگذشت پدران ومادرانی است که بدون اینکه عزیزانشان را ملاقات کنند با یک دنیا امید و آرزو و حسرت به دل چشم از جهان فروبستند و آسمانی شدند.سپس از حضور خانواده ها در جلو درب […]
حضور اعضای انجمن نجات خوزستان در منزل خانواده باوی برای عرض تسلیت
روز یکشنبه 28 آبان 1402 اعضای انجمن نجات خوزستان به همراه تعدادی از خانواده های مرتبط با این انجمن و اعضای جدا شده از شهرهای اهواز، آبادان و خرمشهر به منظور عرض تسلیت بمناسبت درگذشت حبیب باوی برادر سعید باوی از اعضای گرفتار در تشکیلات مجاهدین خلق در منزل آقای فهیم باوی برادر آن مرحوم […]
روایت زندان مخوف ابوغریب زخم وخیانت دیگر رجوی بر پیکر اعضا – قسمت پنجم
در قسمت قبل از برخوردم با یکی از افرادی گفتم که مدتی با هم در کمپ اشرف هم مقر بودیم. اسم او اشرف بود و داستان اسارتش را برایم نقل کرد. تقریبا حدود 10 روزاز زندانی شدنم در ابوغریب می گذشت. صبح بعد از بیدار باش وقتی برای آمارگیری رفتیم بیرون متوجه شدم کاغذی پشت […]
به یاد پدران و مادرانی که بعد از بازگشت از اشرف آسمانی شدند – قسمت اول
روز پنجشنبه 11 آبانماه 1402 مراسم افتتاحیه نمایش فیلم سرهنگ ثریا، با حضور عوامل این فیلم از جمله لیلی عاج نویسنده وکارگردان و ژاله صامتی بازیگر نقش سرهنگ ثریا در پردیس سینمایی هدیش در تهران برگزار شد. در این مراسم برخی از خانواده های اعضای گرفتار در سازمان مجاهدین خلق شرکت داشتند و خانم ثریا […]
پیام تسلیت انجمن نجات خوزستان به خانواده باوی
انالله وانا الیه راجعون با نهایت تاثر و تالم باخبر شدیم که آقای حبیب باوی از خانواده های فعال مرتبط با انجمن نجات خوزستان براثرعارضه قلبی دارفانی را وداع وبه رحمت ایزدی پیوست. انجمن نجات خوزستان این مصیبت وارده را به خانواده وی ، برادرانش فهیم باوی و همچنین آقای سعید باوی که سالهاست در […]
کمپ موسوم به تیف اولین دریچه آزادی – قسمت پایانی
در قسمت قبل از صحبتهایم برای حاضرین اینطور گفتم که شاید برای بسیاری از شما و بخصوص خانواده عزیزم این سوال مطرح باشد چرا طی این سالها آنها را فراموش کردم وهیچ تماسی با آنها نگرفتم؟! در ادامه راه و بخصوص با حضور در پادگان اشرف در عراق متوجه تناقض عجیب شکل و محتوا شدم. […]
روایت زندان مخوف ابوغریب زخم و خیانت دیگر رجوی بر پیکر اعضا – قسمت چهارم
در قسمت قبل از هم صحبتی با علی گروهبان گفتم. به نوعی با هم دوست شدیم و گاهی اوقات مرا برای بازی تخت نرد صدا می زد. او همیشه برنده بازی بود چون تجربه زیادی داشت. شب قبل از خاموشی بعد از صحبت با علی گروهبان به سلول خودم برگشتم ، مصطفی دیگر با من […]
کمپ موسوم به تیف اولین دریچه آزادی – قسمت یازدهم
در قسمت قبل از حضورم در ایران گفتم. در تاریخ 1/7/84 به شهر زادگاهم ماهشهر در 120 کیلومتری اهواز رسیدیم. تمامی ذهنم درگیر این سوال بود که ساعاتی بعد با کدامیک از اعضای خانواده دیدار خواهم داشت و آنها را در آغوش خواهم فشرد! ما در اتاق انتظار منتظر اعلام اسامی مان جهت حضور در […]
پیام تبریک خانواده های خوزستانی به مناسبت آزادی مهدی سلیمانی و حسن شهباز
خانواده های خوزستانی اعضای گرفتار در مقر اشرف 3، در منتهای مسرت آزادی آقایان مهدی سلیمانی و حسن شهباز، بعد از تحمل حدود یکسال زندان در اردوگاه کارچ را به ایشان و خانواده هایشان وهمچنین خانواده بزرگ انجمن نجات تبریک می گویند. ایستادگی و پایداری آنها در طول یکسال زندان که با توطئه و زد […]
روایت زندان مخوف ابوغریب زخم و خیانت دیگر رجوی بر پیکر اعضا – قسمت سوم
در قسمت قبل درباره نحوه ارتباطم با دیگر افراد جدا شده در زندان ابوغریب مطالبی بیان کردم. فرهاد یکی از آنها بود که در بند دیگری بود. او پس از کمی صحبت با من گفت من می روم بعد از ظهر دوباره همدیگر را می بینیم و قصه جدایی خودم را برایت تعریف می کنم. […]
کمپ موسوم به تیف اولین دریچه آزادی – قسمت دهم
در قسمت قبل گفتم که وقتی به ایران رسیدم خود را در خواب و رویا می دیدیم. اصلا چنین تصوری از شهر تهران نداشتم. رهبران مجاهدین خلق با سیاه نمایی چنین در اذهان ما القاء می کردند که ایران به دوران چرخ و چاه و قبل از حکومت قاجار برگشته است. مجتمع های سر به […]