یکشنبه, ۱۴ تیر , ۱۴۰۵
رهبر خودکامه و خودشیفته ی مجاهدین – قسمت اول 28 آذر 1389

رهبر خودکامه و خودشیفته ی مجاهدین – قسمت اول

می توان اذعان نمود که افراد خودکامه همانند مسعود رجوی رهبر عقیدتی مجاهدین از بیماری اختلال شخصیتی خودشیفتگی رنج میبرند. به احتمال زیاد و با توجه به قرائن و شواهد و مستنداتی که کادرها و اعضای مجاهدین در سطوح متفاوت تشکیلاتی درباره ی خصوصیات و ویژگی های مسعود رجوی طرح می کنند ایشان از همان ابتدای پیوستن به مجاهدین خلق در دهه چهل شمسی از بیماری خودشیفتگی رنج میبرده است.

نشست خانواده های آذربایجانغربی با حضور محمود دشتستانی ـ قسمت اول 23 آذر 1389

نشست خانواده های آذربایجانغربی با حضور محمود دشتستانی ـ قسمت اول

آقای محمود دشتستانی عضو با سابقه ی مجاهدین که زمستان سال 1388 به شکلی جسورانه از اسارتگاه اشرف فرار کرد و به میهن عزیزمان ایران بازگشت به دعوت انجمن نجات استان آذربایجانغربی در نشست صمیمانه با خانواده های استان آذربایجانغربی طی دو روز و به مدت دوازده ساعت به طرح دیدگاهها و نقطه نظرات خویش در باره ی روند سیستماتیک شستشوی ذهنی و شیوه های مخرب و ویرانگر قربانی نمودن افراد مستقر در اسارتگاه اشرف و مناسبات تشکیلاتی مجاهدین پرداخت

تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت چهارم 20 آذر 1389

تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت چهارم

باید سازمان را زیر فشار بگذارند تا ما خانواده ها امکان ملاقات با بستگانمان را داشته باشیم اگر نهادهای حقوق بشر بین المللی فقط شعار بدهند و از خانواده های حاضر در اشرف حمایت نکنند که این کار ارزش ندارد. به نظر من صلیب سرخ جهانی یا سازمان هایی که در رابطه با چنین مسائلی فعالیت دارند و با آن مرتبط هستند باید کاری کنند. وقتی که سازمان با آن همه بوق و کرنا همه خانواده ها را خائن خطاب می کند و یا پدر و مادرها را مزدور خطاب میکند باید سازمان های بین المللی به درب ورودی اشرف مراجعه کنند و از نزدیک ببینند که آیا این خانواده ها مزدور هستند؟

احمد رازانی، خودکشی یا قتل؟ 17 آذر 1389

احمد رازانی، خودکشی یا قتل؟

از نظر سازمان احمد رازانی فردی پاسیو و در لاک خود فرو رفته بود ولی از نظر انسانیت احمد مردی بود شوریده بر تمامی هرآنچه که سازمان اسمش را گذاشته بود مجاهدت و مبارزه دروغین. به نظر من این اواخر احمد سعی داشت راه کسانی همچون علی عینکیان و باقر کشاورز و اعضای جدا شده ی سازمان را برود. با توجه به شناختی که از احمد و روحیاتش داشتم به او حق می دهم کارش سخت تر از دیگران بود چون به غیر از نجات خود باید به فکر نجات دو عزیزش نیز می بود

بن بست سیاسی مجاهدین 16 آذر 1389

بن بست سیاسی مجاهدین

گروه موسوم به مجاهدین خلق پس از پیروزی انقلاب ضد استبدادی و ضد امپریالیستی ملت ایران در ورطه ی زیگزاگ های سیاسی افتادند. آنان در تبیین استراتژی مبتنی بر اصول و مبانی عقیدتی دچار تناقض فاحشی شدند. این تناقض اما در فهم و درک اغلب سران کلیدی مجاهدین اهمیتی نداشت. از افتادن در تور لیبرالیسم داخلی و سپس فرو رفتن در چاه بیگانگان اشغالگر و سرانجام پادو شدن برای امپریالیست های جهانی به سرکردگی امریکا!! نمایشی عینی از تفکر اپورتونیستی بود.

خاطرات قادر رحمانی عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ قسمت هفتم 14 آذر 1389

خاطرات قادر رحمانی عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ قسمت هفتم

خون و نفس ما متعلق شد به مسعود و تناقضات ما به مریم رسید پس باید هر کس که همسر داشت او را طلاق میداد!! و افرادی که زن نداشتند در ذهن خود همسر نگرفته را طلاق میدادند؟!! تا لایق مسعود و مریم باشند؟ جالب است مسعود و مریم به دروغ و فریبکارانه می گفتند: طلاق اصلاً اجباری نیست هر کس دوست دارد طلاق بدهد و هر کس که طلاق نمی دهد کوله بار خود را بسته و از اشرف برود.

سیم های خاردار و درب های آهنین اسارتگاه اشرف 10 آذر 1389

سیم های خاردار و درب های آهنین اسارتگاه اشرف

براستی پاشنه ی آشیل دارودسته ی رجوی در تاکید خانواده ها بر خواسته های قانونی و مشروع و از طرق مسالمت آمیز است. نامه ی آقای محمد نژاد که حکایت تلخ و گزنده ای ست از رویارویی بیمارگونه سران مجاهدین با خانواده های چشم انتظار و خواهان ملاقات با عزیزانشان در اشرف، در واقع حاکی از ذهن بیمار سران مجاهدین و حماقت رهبر عقیدتی مجاهدین است.

میزگرد بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و نهم 06 آذر 1389

میزگرد بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و نهم

اگر از مسئولین سازمان در باره ی بچه هایی که از پدر و مادرشان جدا کردند و به خارج فرستادند توضیح بخواهیم استدلال خیلی جالبی را طرح می کنند و ادعا می کنند سال هفتاد جنگ آمریکا با عراق شروع شد شرایط جنگی و بمباران بود به خاطر اینکه بچه ها را از خطر نجات بدهیم آنها را به خارج از عراق فرستادیم. حال با این ادعا و استدلال به نظر شما منطقی است که بچه ها زیر بمباران نباشند و به خارج از عراق منتقل گردند؟

تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت سوم 03 آذر 1389

تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت سوم

ما قصدمان فقط دیدار عزیزانمان در اشرف بود ولی متاسفانه رهبران سازمان از فهم و شعور و خردمندی نصیبی نبرده اند آنها عاطفه ها را در بچه ها کشته اند علیرغم این مسائل اگر برادر من می توانست دو دقیقه با من صحبت کند صد در صد یقین داشتم که برادرم ایوب هرگز در بیابان اشرف نخواهد ماند. من همینجا اعلام می کنم اگر برادرم ایوب فقط چند دقیقه با من اجازه ملاقات داشته باشد و با هم صحبت کنیم در اشرف نخواهد ماند.

تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت دوم 29 آبان 1389

تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت دوم

ما در طی مدت دو هفته شب و روز یعنی از صبح تا شب درب ورودی اشرف بودیم بعضی از این افراد مجاهدین که به درمانگاه اشرف تردد داشتند ما سعی می کردیم از کنار سیم خاردارهایی که کشیده بودند از فرصت استفاده کرده و اسامی بستگان و برادران و خواهرهای خود را صدا بزنیم تا به آنها خبر بدهند که ما در درب اشرف منتظر ملاقات با آنها هستیم.

تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت اول 23 آبان 1389

تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت اول

چند روز پس از بازگشت خانواده های آذربایجانغربی از اشرف که سران مجاهدین آنان را از دیدار و ملاقات با عزیزانشان محروم کردند و کمترین اهمیتی به درخواست آنان ندادند، در دفتر انجمن نجات آذربایجانغربی نشستی برای بررسی پیامدها، تجربه های بدست آمده و نتایج این سفر ترتیب داده شد.اعضای خانواده ها در گفتگوی صمیمانه و روشنگرانه به جمعبندی نقطه نظرات خویش پرداختند.

گفتگوی اعضای جدا شده مجاهدین درباره ی ترفندهای سران مجاهدین ـ قسمت هفتم 20 آبان 1389

گفتگوی اعضای جدا شده مجاهدین درباره ی ترفندهای سران مجاهدین ـ قسمت هفتم

چرا مسعود خود در سوراخ موش پنهان شده است و اما نفرات و افراد را به ماندن در بیابان اشرف تشویق می کند و در واقع آنها را به اجبار در بیابان اشرف زندانی کرده اند؟ آیا جز این است که مسعود درصدد است تا نفرات حاضر در اشرف را قربانی کند و از آنها برای حفظ خودش و مریم رجوی سپر انسانی درست کرده است؟ مریم رجوی در غرب شعار میدهد و ژست می گیرد که من در قرارگاه اشرف نیروی پیشتاز دارم اما آیا آنها با میل خودشان در آنجا مانده اند؟

blank
blank
blank