گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت دوم
برادرم در مقر پذیرش دو نوبت می ماند و به ارتش منتقلش نمی کنند چون او مقاومت می کرد و حاضر نبود به ارتش آزادیبخش منتقل شود. من در نامه های خویش به مقامات صلیب سرخ و رهبران مجاهدین اشاره به خودکشی برادرم کردم و اینکه او و خیلی از افراد دیگر را به زور در اشرف نگه داشته اند
آرمان یا حماقت، شکنجه در قرارگاه اشرف – قسمت ششم
کمی شوکه شدم خواستم از فریده سوال کنم مگر من دوباره به یگان بر می گردم اما فریده فرصت سوال کردن را از من گرفت و گفت دیگر وقت ندارد و از اتاق بازجویی خارج شد. بعد از نیم ساعت برگشت و پرسید: اعتراف نامه را نوشتی؟ به او گفتم من این اعتراف نامه را تایید نمی کنم چون واقعیت ندارد و شما دارید مواردی را به من تحمیل می کنید که حتی تصورش برام مشکل است بنابراین اعتراف دروغ نخواهم کرد و چیزی هم نمی نویسم.
پرسش های بنیادین خانواده ها از رهبران مجاهدین
اعضای خانواده ی آقای علیرضا امیری با مراجعه به دفتر انجمن نجات ارومیه و تقاضای انعکاس دیدگاههایشان در واقع در جستجوی راهکارهایی برای نجات و رهایی علیرضا امیری از حصارهای ذهنی و فیزیکی رهبری عقیدتی مجاهدین هستند.تامل در سخنان خانم فاطمه امیری که برادرش مدت ده سال است با فریبکاری به اشرف منتقل شده است، می تواند ذهنیت، نگاه و بینش خانواده ها را نسبت به رویدادهای تلخ اخیر و بیزاری آنان را از رهبران مجاهدین بوضوح به تصویر کشد.
خاطرات مرضیه قرصی – قسمت بیست و سوم
بعد از ورود به کمپ آمریکاییها در حین بیرون آوردن وسایلم از ماشین، عبدالله که مترجم کمپ امریکا بود با ماشین امریکائیها به استقبالم آمد و وسایلم را داخل ماشین برد و با هم به کمپ امریکا رفتیم.در راه عبدالله به من گفت: شما هیچ نگرانی نداشته باش. همه چیز حل می شود. حرف های امید بخش عبدالله خوشحالی و شادی مرا دوچندان کرد. وقتی به پشت سرم نگاه کردم و فهمیدم از قرارگاه اشرف فاصله گرفتم نفس راحتی کشیدم…
گفتگو با آقای ناصر سید بابایی عضو سابق مجاهدین – قسمت چهارم
نشست شرم بعد از گذشت 8 ماه از آزادی مریم و درست 8 روز مانده به عید نوروز 83 برگزار شد. هدف از این نشست این بود تا به ما بگویند شما مسئولیت خودتان را در قبال مریم و آزادی او به خوبی انجام ندادید!! و اینکه چرا نفرات در موقع دستگیری مریم شرم نکردند و شرمنده نشدند که وی دستگیر شده است!! این دیگر شاهکار سران سازمان بود. به نظرم موضوع نشست یکی از افتضاحات تاریخی سازمان است که در کلیه ی سطوح برگزار کردند.
اعتصاب غذا، رفتار نابخردانه یا واکنش منفی
تحمیل اعتصاب غذا به نیروهای تحت سیطره اشرف یک واقعیت است آنچه وجود دارد و هم اکنون در اسارتگاه اشرف خودنمائی می کند اما حقیقی نیست. شاید این عبارت در دیدگاه ما در نگاهی سطحی تحریک آمیز و نابخردانه جلوه کند نظیر مفهوم مخالف آن که با گزافه گوئی بیشتر بیان شده است که” آنچه واقعیت دارد، خردمندانه است”. بدین ترتیب شیوه ی تفکر رهبری عقیدتی مجاهدین این عقیده و دیدگاه را به صورت فرمول کوتاه و بر انگیزاننده ای تبیین کرده است، این است منطق مبتنی بر لاپوشانی واقعیت ها.
پیام تسلیت به خانواده جوانپور
مطلع شدیم آقای لطیف جوانپور برادر خانم الماس جوانپور (ساکن قرارگاه اشرف) دار فانی را وداع گفته است که مایه تاسف شدید اینجانب و همه اعضای خانواده بزرگ انجمن نجات شد. مرحوم لطیف جوانپور طی سه سال اخیر با انجمن نجات آذربایجانغربی ارتباط تنگاتنگ داشت و برای رهایی خواهرش از حصارهای ذهنی و فیزیکی فرقه ی مجاهدین تلاش وافری انجام داد.
نامه انجمن نجات آذربایجانغربی به رئیس کمیته صلیب سرخ تهران
غوغاسالاری رهبران مجاهدین در طی روزهای اخیر و ممانعت از ورود پلیس عراق به قرارگاه اشرف جهت اعمال نظارت قانونی و نیز تحریک برخی از اعضای مستقر در قرارگاه اشرف برای مقابله و ستیزه جویی علیه مقامات دولت و پلیس عراق که منجر به کشته و زخمی شدن نیروهای مجاهدین و پلیس عراق گردید موجی از اعتراض را در میان خانواده های عضو انجمن نجات علیه رهبران مجاهدین موجب گردید.
گفتگو با آقای ناصر سید بابایی عضو سابق مجاهدین – قسمت سوم
دستگیری مریم باعث شد در همه سطوح و لایه ها در اشرف ریزش ذهنی بیشتری صورت بگیرد و ضدیت های زیادی با تشکیلات، ایدئولوژی و اصول سازمانی مجاهدین روی بدهد. به طوری که حاصل این اتفاق به بروز مشکلات درون تشکیلاتی عمده ای از جمله: عدم تشکیلات پذیری، عدم اجرای دستور مسئول، عدم اجرای کار و کار به عنوان یک عمل تشکیلاتی، برخوردهای فیزیکی و زد و خورد با مسئولین، محفل های گسترده درون تشکیلاتی که سرانجام به تناقضات اساسی و ریشه دار نفرات و به طور کلی به از هم پاشیدگی مناسبات داخلی و درون سازمانی منجر شود.
محکومیت رهبران مجاهدین توسط خانواده های انجمن نجات آذربایجانغربی
در پی تحولات اخیر در رابطه با قرارگاه اشرف و اقدامات تنش زای رهبران مجاهدین که در نهایت به قربانی شدن تعدادی از افراد مستقر در اشرف منجر شد خانواده های عضو انجمن نجات ساکن استان آذربایجانغربی با حضور مستمر و یا تماس های تلفنی مراتب انزجار خویش را به جهت شانتاژ و پروپاگاندای رهبران مجاهدین اعلام کرده و مواضع ستیزه جویانه دارودسته ی رجوی و مغایر با میثاق های بین المللی و قوانین داخلی کشور عراق را بشدت محکوم نمودند.
آرمان یا حماقت، شکنجه در قرارگاه اشرف – قسمت پنجم
دوازده روز بعد از بازجوئی وحشیانه و شکنجه های غیر انسانی اجازه استحمام دادند. به هر کدام از ما پنج دقیقه برای حمام کردن و دوش گرفتن وقت داده شد. زمان استحمام مثل باد برای من گذشت ولی ای کاش حمام نمی رفتم چون خونهای روی بدنم که بر اثر شکنجه خشک شده بودند تازه خیس می شد. لباس تازه هم به ما ندادند تا لباس هاس کثیف و خونین شده را عوض کنیم
رهبران مجاهدین، ضرورت بازنگری در گرایشهای خودکامگی
حماقت در ذهنیت رهبران مجاهدین موج میزند چرا که آنان هنوز از تناقض های بیمارگونه رهایی نیافته اند و به روشنایی حقیقت شک و تردید دارند. آن چه که مسلم است قرارگاه اشرف به مثابه ی عینیت تفکر ستیزه جویانه ی مجاهدین در قرن بیست و یکم و در تحولات و معادلات سیاسی دوران اخیر موضوعیت خود را از دست داده و مورد طرد و انکار قرار می گیرد. دارودسته ی رجوی با از دست دادن قرارگاه اشرف به نهایت انحطاط و ویرانی تشکیلات سیاسی رسیده اند.