وضعیت پارادوکسیکال مجاهدین
وحشت و هراس از تفکر فرقه ای و تروریسم به همراه درک شرایط نخستین دموکراسی و معنای راستین آزادی در جوامع انسانی و عصر تحولات دموکراتیک به فراموشی سپرده نشده است، بدین خاطر شعارهای حقوق بشری مجاهدین و هیاهو وغوغاسالاری رهبران آن جدی گرفته نمی شوند زیرا که مجاهدین تاریخی ازخشونت و ترور را طی چهار دهه به تصویر کشیدند و مناسبات فاشیستی و بازدارنده ای را در قرارگاه اشرف پدید آورده اند
گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت سیزدهم
. نشست بازسازی تشکیلات اولین نشست ما بعد از فروردین سال 84 بود. به صورت لایه ای از سراسر سازمان در سالن اجتماعات با مسئولیت خانم پروین صفایی و خانم صدیقه حسینی بمدت یک ماه برگزار شد. ما هفته ای سه یا چهار جلسه صبح یا بعد از ظهر بمدت 4 تا 5 ساعت نشست داشتیم. ادامه نشست ها در FM ها در صبح و بعد از ظهر برگزار می شد. یعنی در پایان یا قبل از نشست، با FM مان که مهناز گرامیان بود، نشست توجیهی داشتیم.
دیدار نماینده صلیب سرخ با خانواده های انجمن نجات آذربایجانغربی – قسمت چهارم
آقای فخر الدین فتاحیه پدر محترم آقای داریوش فتاحیه خطاب به نماینده صلیب سرخ گفت: وقتی با مسئولین مجاهدین و اشرف تماس می گیرید و یا گفتگو می کنید و اگر آنها به درخواست شما اهمیت ندادند به مافوق های خودتان و به مسئولین صلیب سرخ ژنو بگویید که در اشرف کسی به حرف شما اهمیت نمی دهد و من چه کار کنم؟ آیا واقعا دنیا اینقدر ضعیف عمل می کند که نمی تواند به اینها (مجاهدین) بگوید شما کی هستید؟
رهبری عقیدتی مجاهدین، هیاهو برای هیچ
بیانیه ها و خاطرات، مقالات انتقادی و افشاگرانه کادرهای تشکیلاتی مجاهدین که سالها در متن مناسبات مخوف مجاهدین بسر برده اند، حکایت تلخ و درخوری ست از دنیای تاریک و سیاهی که رهبری عقیدتی مجاهدین در اسارتگاهی به نام اشرف ساخته و پرداخته است.
دیدار نماینده صلیب سرخ با خانواده های انجمن نجات آذربایجانغربی – قسمت سوم
نماینده صلیب سرخ که از شنیدن سخنان پدر نابینا و مادر چشم انتظار آقای خسروی و نیز آقای جعفر خسروی (برادر اکبر خسروی)، بشدت تحت تاثیر قرار گرفته بود، گفت: صلیب سرخ از بردن نامه های سیاسی خودداری می کند و اگر محتوای نامه ها سیاسی باشد این وظیفه صلیب سرخ نیست. صلیب سرخ نامه های خانوادگی با شماره تلفن اعضای خانواده ها را سعی دارد به افراد در کمپ اشرف بدهد.
دیدار نماینده صلیب سرخ با خانواده های انجمن نجات آذربایجانغربی- قسمت دوم
در دیدار نماینده کمیته بین المللی صلیب سرخ با اعضای خانواده ها، ایشان در قسمتی از سخنانشان گفتند: روزانه ده یا پانزده خانواده به دفتر صلیب در تهران مراجعه می کنند و با من به تبادل نظر می پردازند. خواسته خانواده ها امکان تماس و ارتباط گیری با فرزندانشان در قرارگاه اشرف است در بین آنها کسانی هستند که پیرمرد هشتاد ساله هستند و خواهان راهی برای تماس با فرزندان دختر یا پسرشان هستند.
گزارش تصویری دیدار نماینده صلیب سرخ با خانواده های انجمن نجات آذربایجانغربی
بنا به دعوت انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی، نماینده محترم کمیته بین المللی صلیب سرخ در مورخه 14/8/1388 و 15/8/1388 در دفتر انجمن نجات ارومیه حضور یافت و طی دو روز با هفتاد نفر از اعضای خانواده هایی که بستگانشان در قرارگاه اشرف تحت سیطره ی رهبران مجاهدین بسر می برند در فضایی صمیمانه و امیدبخش دیدار و به تبادل نظر پرداخت. نماینده صلیب سرخ در دیدار با خانواده ها از نزدیک شاهد رنج و آلام بی پایان خانواده ها بود که تنها خواسته شان امکان تماس یا ملاقات با عزیزانشان در قرارگاه اشرف است.
دیدار نماینده صلیب سرخ با خانواده های انجمن نجات آذربایجانغربی
بنا به دعوت انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی، نماینده محترم کمیته بین المللی صلیب سرخ در مورخه 14/8/1388 و 15/8/1388 در دفتر انجمن نجات ارومیه حضور یافت و طی دو روز با هفتاد نفر از اعضای خانواده هایی که بستگانشان در قرارگاه اشرف تحت سیطره ی رهبران مجاهدین بسر می برند در فضایی صمیمانه و امیدبخش دیدار و به تبادل نظر پرداخت. نماینده صلیب سرخ در دیدار با خانواده ها از نزدیک شاهد رنج و آلام بی پایان خانواده ها بود که تنها خواسته شان امکان تماس یا ملاقات با عزیزانشان در قرارگاه اشرف است.
گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت ششم
که خانواده ها سالهاست امکان ملاقات فرزندان و عزیزان خود را در اشرف نداشتند. زیرا مسئولین مجاهدین این اجازه را به ما خانواده ها نمی دهند. تاکنون تماس تلفنی و ملاقات حضوری با عزیزانمان در اشرف نداشتیم. بالاخره همه خانواده ها چند سالی است که فرزندانشان را ندیده اند. من اطمینان دارم اگر خانواده ها بتوانند با عزیزانشان ملاقات کنند و به آنها امید بدهند و از فضای ایران صحبت کنند و واقعیت را به آنها بگویند و اینکه دولت ایران با افراد بازگشتی در نهایت مهربانی و ملاطفت رفتار می کند.
خاطرات مرضیه قرصی – قسمت بیست و پنجم
دو نفر از بچه های سازمان که از چند ماه پیش از سازمان جدا شده و به کمپ امریکا آمده بودند نزد من آمدند، آنها گفتند: ما دوستان صمیمی آرام همسرت هستیم. مایلیم واقعیتی را به شما بگوییم، آرام نمی خواست در سازمان بماند او کاملا منفعل شده بود. وقتی مسئولین سازمان متوجه شدند آرام بیقرار شده است و عنصر مفیدی برای سازمان نخواهد بود از او مایوس شدند دوباره او را فریب دادند به آرام گفتند: تو بیا برو عملیات ما به تو زندگی ات را برمی گردانیم. ولی عملیاتی که آرام را فرستادند برگشت ناپذیر بود
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست وسوم
در جنگل قرارگاه اشرف همه به فکر حفظ بقاء تحت هر شرایطی بودند چون معمولا کادرها و نفرات خود را در معرض هجوم رهبران مجاهدین و فرماندهان رده بالای قرارگاه اشرف می دیدند. من هر لحظه دنبال این بودم که از جایی و روزنه ای نیش نخورم. گفتگوهایی هم که مطرح شد دال بر این است که نیش مسعود رجوی از نیش عقرب بدتره، از نیش مار بدتره. واقعا امکان ندارد در محیط جهنمی به نام قرارگاه اشرف به فکر واکنش های تدافعی باشی
مجاهدین در مسیر فروپاشی قرار دارند
بی شک، واقعیت و موقعیت رو به اضمحلال کنونی مجاهدین زائیده ی محتوای تاریخی آنان است و باید به این امر مشهود و مهم اذعان نمود که از درون واقعیتی که مجاهدین در آن قرار دارند، تضادها خود به خود، پدید نیامده اند چرا که بین تحرکات تروریستی برای کسب قدرت و کوشش های راستین برای تحقق آزادی انسانها پیوسته تنازعی همیشگی جریان دارد و در این میان با در نظر گرفتن وضعیت اسفبار و شرایط تلاشی و فروپاشی مجاهدین، آن چه که می توان به آن اذعان نمود اینکه رهبری عقیدتی مجاهدین تلاش برای آزادی را فدای قدرت طلبی بیمارگونه کرد.