یکشنبه, ۱۴ تیر , ۱۴۰۵
سخنی از یک مادر دل شکسته 03 اسفند 1394

سخنی از یک مادر دل شکسته

در کنار لیبرتی تنها کاری که می توانستم انجام دهم از پشت دیوارهای بتونی فرزندم را صدا بزنم که شاید صدایم به گوش فرزندم برسد. چند روزی که در کنار کمپ لیبرتی بودم در روزهای آخر توانستم روزنه ای پیدا کنم و داخل کمپ را ببینم دیری نگذشت که با یک سری از عناصر توجیح شده فرقه رجوی مواجه شدم تا من و خانواده ها را دیدند شروع کردند به بد و بیراه گفتن. من مطمئن بودم که این ها فرزندان ما نیستند غیر ممکن است فرزندم به من بد و بیراه بگوید

مصاحبه با خانم مهین حبیبی – مادر پروانه ربیعی عباسی اسیر فرقه رجوی در آلبانی 15 بهمن 1394

مصاحبه با خانم مهین حبیبی – مادر پروانه ربیعی عباسی اسیر فرقه رجوی در آلبانی

من تا به حال با ارگانهای بین المللی نامه نگاری زیاد داشتم از جمله با صلیب سرخ و حقوق بشر سازمان ملل و نخست وزیر و رییس جمهور عراق تا به حال جوابی نگرفته ام. حتی راهی را برای من فراهم نکردند که با دخترم برای چند دقیقه دیداری داشته باشم.

جوابیه حسین رضایی به برادر اسیرش در فرقه رجوی 15 بهمن 1394

جوابیه حسین رضایی به برادر اسیرش در فرقه رجوی

واقعا برایت متاسفم که می گویی که پدرم بخاطر دروغهایی که اطلاعات به او داده بودند که من مرده ام باعث مرگش شد. جای تاسف دارد که هنوز با خودتان رو راست نیستید فقط به شما توصیه می کنم هر موقع وقت کردی در تنهایی خودت خلوت کن که کجا هستی و چندین سال در اسارت به چه هدفی رسیدی. خواهش دارم دیگه نام مرحوم پدرم را با این الفاظ و کلمات خراب نکن.

گفتگویی با محسن اسدی که پدرش اسیر فرقه رجوی می باشد 14 بهمن 1394

گفتگویی با محسن اسدی که پدرش اسیر فرقه رجوی می باشد

من تا حدودی از طریق سایت انجمن نجات و مقالات عملکرد فرقه را در رابطه با اعضای خود مطالعه می کردم ولی برای من جا نیفتاده بود تا زمانی که به عراق اعزام شدم و از نزدیک محل زندگی اعضاء و یا بهتر بگویم اسیران را از نزدیک دیدم فرقه رجوی فرقه خطرناکی است و بهتر بگویم ضد بشر است یک سری افراد را با فریب نزد خود نگه داشته است و در کانکس زندگی می کنند برای من درد آور بود و با خودم می گفتم پدرم چندین سال است که اسیر این فرقه است و در کجا زندگی می کند.

مصاحبه با آقای مجتبی نوری از خانواده های اعضاء فرقه رجوی 13 بهمن 1394

مصاحبه با آقای مجتبی نوری از خانواده های اعضاء فرقه رجوی

راجع به فرقه رجوی همین قدر می دانم که فرزندان این مرز و بوم را فریب داده و با وعده وعیدهای پوچ و تو خالی آنان را در زندان ذهن خودشان نگه داشته است آنان نه به فکر این کشور و نه به فکر مردم هستند فرقه رجوی فقط شعار می دهد و به دنبال منافع شخصی خودشان هستند. مردم ایران از فرقه رجوی متنفر هستند هیچ پایگاه و جایگاهی در بین مردم ایران ندارند.

مصاحبه با آقای حسین رضایِی از خانواده های فعال انجمن نجات 08 بهمن 1394

مصاحبه با آقای حسین رضایِی از خانواده های فعال انجمن نجات

تمام عملکرد فرقه رجوی خلاف قانونی است که در دنیا حاکم است. ما به عینه دیدیم که سران فرقه رجوی چه کارها که با اعضای خود نمی کنند آنوقت دم از آزادی می زند. ابتدایی ترین آزادی را از اعضای خود سلب کرده نمونه آن برادرم چندین سال است در فرقه رجوی اسیر است چندین بار به عراق سفر کردم برای چند دقیقه اجازه نداد با برادرم دیداری داشته باشم ادبیات فرقه رجوی فقط فحش و بد و بیراه گفتن است به خانواده هایی که با هزاران مشکلات برای دیدار با عزیزانشان به عراق سفر می کنند.

خانم رجوی سال ۹۴ رو به پایان است! 28 دی 1394

خانم رجوی سال ۹۴ رو به پایان است!

رییس جمهور قلابی فرقه رجوی برای سال 95 چه پیامی برای اسیران و هواداران جیره بگیرش دارد زنی فریبکار و دغل باز مثل مریم قجر یافت می شود تا آنجا که یادم می آید در آن زمان شوهرش رجوی ما را سر کار گذاشته بود مواقع سال تحویل با مقداری شیرینی سر ما را شیره می مالید و سال جدید را سال سرنگونی اعلام می کرد و می گفت در سال جدید آمادگی داشته باشید به سمت وطنمان حرکت می کنیم وعده های سر خرمن

پیام تسلیت انجمن نجات استان مرکزی به خانواده فروغی 20 دی 1394

پیام تسلیت انجمن نجات استان مرکزی به خانواده فروغی

با کمال تاسف اطلاع یافتیم خانواده آقای فروغی یکی از خانواده های فعال انجمن نجات استان مرکزی این روزها در غم از دست دادن مادرشان به سوگ نشسته اند. انجمن نجات و خانواده های استان مرکزی به خانواده آن مرحومه بخصوص به آقای محمدرضا فروغی تسلیت عرض نموده و برای آنان صبر جمیل را آرزو داریم.

آقای رجوی از عهده ۳۰ بچه بر نیامد، چگونه می خواهد از عهده یک کشور بر آید؟! 24 آذر 1394

آقای رجوی از عهده ۳۰ بچه بر نیامد، چگونه می خواهد از عهده یک کشور بر آید؟!

در خواستهایی که می کنند عجیب و غریب است نوار کاست فلان خواننده را می خواهند مجله خارجی می خواهند نشریات سازمان را به آنها می دهیم پاره می کنند چند تا خواهر به مقر آنها تردد می کرد خواهرها منع کردم که دیگه به مقر آنها تردد نکنند من ماندم با این ها چکار کنم گزارش برای برادر نوشتم که هر چه زودتر آنها را به خارجه بفرستیم

درخواست یاری فرزند یکی از اسرای لیبرتی از صلیب سرخ بین المللی 12 آذر 1394

درخواست یاری فرزند یکی از اسرای لیبرتی از صلیب سرخ بین المللی

این جانب محسن اسدی فرزند محمد هادی یونسی که نزدیک به 30 سال است پدرم نزد سازمانی بنام سازمان مجاهدین به اسارت گرفته شده است. زمانی که پدرم به اسارت سازمان مجاهدین در آمد من کودکی بیش نبودم طی این سالها با نداشتن پدر زندگی خیلی سختی را پشت سر گذاشتم. در حال حاضر 28 سال سن دارم و مثل ما بقی مردم در جامعه ایران مشغول کار و زندگی هستم و از طرفی انسانیتم به من حکم می کند کار آزادی پدرم را از طریق شما دنبال کنم من چندین سال است که از پدرم خبری ندارم. ازکسانی که به تازگی از سازمان مجاهدین جدا شده اند و به ایران باز گشته اند موضوع پدرم را دنبال کردم جوابی که از آنها گرفتم پدرم در حال حاضر در کمپی بنام لیبرتی در بغداد است

انقلابیونی که برای یک پرس چلو مرغ دست و پا می شکستند! 12 آذر 1394

انقلابیونی که برای یک پرس چلو مرغ دست و پا می شکستند!

فرقه رجوی در تمامی موارد ما را حسرت به دل نگه می داشت اگر این کار را نمی کرد به قول سران فرقه سراغ زندگی طلبی می روید. مواقعی که شام جمعی در مقر ترتیب داده می شد برای اینکه مریم قجر را بیشتر در ذهن ما جا دهند مقداری آدامس از بغداد خریداری می کردند و با سناریوی از قبل تنظیم شده توسط یکی از کادرهای فرقه در جمع پشت تریبون می رفت و می گفت که خواهر مریم از خارجه برای ما آدامس فرستاده ببینید چقدر خواهر مریم به فکر ما است آنقدر که خواهر مریم به فکر ماست ما به آن فکر نمی کنیم و این آدامسها تبرک است و خواهر مریم گفته همه بایستی این آدامسها را بجوند

آیا درهای خروجی فرقه رجوی همیشه باز است!؟ 10 آذر 1394

آیا درهای خروجی فرقه رجوی همیشه باز است!؟

زمانی که ما در پادگان اشرف بودیم غیر از دروغ و فریب چیز دیگری از رجوی و سرانش نفهمیدیم. فردی که اعلام جدایی می کرد اول برای او نشست می گذاشتند و آن را سوژه نشست می کردند تعدادی از افراد را از قبل توجیح می کردند که در نشست تا توان دارند به آن بد و بیراه بگویند اگر از موضع خودش کوتاه نیامد آن را کتک می زدند و به آن می گویند که دو یا سه سال در خروجی اشرف می مانی تا اطلاعاتی که داری از بین برود اگر فرد قبول می کرد به خروجی برود تازه بدبختیهای آن شروع می شد در خروجی وعده های غذایی نا چیزی به فرد می دادند آن را شکنجه روحی و جسمی می کردند. کاری با فرد می کردند که از زندگی خوش سیر می شد.

blank
blank
blank