گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت دهم
نشست های طاقت فرسای طعمه در ظاهر امر برائت و دوری جستن از بوژوازی و فرهنگ آن بود ولی حقیقت جز این بود. در نشست طعمه مسعود و سایر رهبران سازمان سعی داشتند افراد معترض و منتقد مجاهدین را که بر علیه مناسبات و تشکیلات می شوریدند و به انقلاب مریم نه می گفتند را تحقیر و تحت فشار قرار دهند. مسعود رجوی طعمه را صدبار برتر از نفوذی و همدست وزارت اطلاعات خواند و گفت:” به هیچ وجه نمی توانیم طعمه داشته باشیم و جای طعمه در وزارت اطلاعات است و نه اشرف.”
غوغاسالاری رهبران مجاهدین
بی شک، مواضع مقامات دولت عراق چیزی جز اذعان به پایبندی به اجرای قوانین داخلی کشور عراق و تعهدات و مسئولیت های قانونی خویش نیست. پس چگونه است که رهبران بیمار مجاهدین با وجود علم و آگاهی به قوانین، تعهدات و میثاق های مطروحه همچنان به خواسته های غیر قانونی و مداخله جویانه خویش مبنی بر حضور بی قید و شرط در قرارگاه اشرف و خاک عراق اصرار و در این میان از غوغاسالاری و مهمتر از آن قربانی کردن نیروها و کادرهای تشکیلاتی خود نیز ابایی ندارند؟!!
نامه انجمن نجات آذربایجان غربی به مسئول کمیته بین المللی صلیب سرخ
با توجه به اهمیت سرنوشت اعضای تحت سیطره در قرارگاه اشرف که کمترین اطلاع و آگاهی از رویدادهای بیرون از قرارگاه اشرف و نیز دغدغه و خواسته ی خانواده هایشان مبنی بر بازگشت آنان به کانون گرم خانواده را ندارند از آن مقام عالی انتظار داریم بر طبق مفاد منشور جهانی حقوق بشر و شرح وظایف صلیب سرخ امکان بازگشت افراد تحت اسارت فیزیکی و ذهنی سران مجاهدین به میهن شان ایران را میسر و فراهم نمائید.
محکومیت اقدامات تنش زای رهبران مجاهدین
وقایع و رویداد اخیر در قرارگاه اشرف که در آن برخی از افراد مستقر در قرارگاه اشرف با سازماندهی و تحریک رهبران فرقه رجوی به مقابله با نیروهای ارتش و پلیس عراق پرداخته و در این میان عده ای کشته و زخمی شدند، نشانگر این است که سران بیرحم دارودسته رجوی برای پروپاگاندا و شانتاژ تبلیغاتی نیاز به بحران و تنش مستمر دارند و در این میان قربانی شدن افراد و کادرهای تشکیلاتی برای آنان اهمیتی ندارد
آرمان یا حماقت، شکنجه در قرارگاه اشرف – قسمت چهارم
برای بار سوم در یک روز، از بازداشتگاه مخوف قرارگاه اشرف به اطاق شکنجه منتقل شدم، هیجان روحی خاصی بر وجودم مستولی شده بود گاهی می خندیدم و گاهی گریه می کردم، تنش های عصبی ناخود آگاه در وجودم غوغا می کرد، توپ فوتبال شده بودم و کم کم ترس از زنده نماندن و مرگ به سراغم آمد و جالبتر از همه این بود زنهای عضو شورای رهبری که نقش بازجوهای بیرحم را برای ما داشتند خودشان را کمتر از مردان شکنجه گر نمی دیدند
گفتگو با آقای ناصر سید بابایی عضو سابق مجاهدین – قسمت دوم
برای همه به خوبی معلوم بود سازمان مجاهدین دستور خودسوزی ها را داده است و عمل خودسوزی یک اقدام از پیش طراحی شده بود. زیرا خانم مهناز فرمانده قرارگاه 12 در روز 19 ژوئن در نشست عمومی وقتی موضوع طرح خودسوزی را شنید به همه گفت:” هیچ کس هیچ کاری نمی کند مگر اینکه سازمان به او دستور داده باشد و کسی حق ندارد خودسرانه دست به عملی بزند.
آرمان یا حماقت، شکنجه در قرارگاه اشرف – قسمت سوم
سرم را پائین انداختم در دلم غوغا بود آرزو می کردم الان مسلسلی داشتم و این افشین فرجی کثیف و سایر بازجوهای آشغال سازمان را که الکی و به ناحق من و همرزمانم را زیر شکنجه و بمباران تهمت های مسخره قرار داده اند، به رگبار می گرفتم. ناله های پرویز احمدی که به وسیله افشین فرجی و بازجوهای حاضر شکنجه شده بود هنوز آزارم می داد.
خاطرات مرضیه قرصی – قسمت بیست و دوم
در یکی از روزهای اقامتم در کمپ امریکا با شنیدن اخبار و مواجه شدن با مسائلی که در دنیای بیرون از قرارگاه اشرف وجود داشت، نفرت عجیبی سراسر وجودم را نسبت به رهبران سازمان فرا گرفت. اینکه انسانها چگونه در درون قرارگاه اشرف همچون برده ها و موجوداتی قلمداد می شدند که حق انتخاب نداشتند و حتی امکان کسب اخبار و شنیدن تحولات دنیا نیز از نیروهای سازمان سلب شده بود.
گفتگو با آقای ناصر سید بابایی عضو سابق مجاهدین – قسمت اول
آقای ناصر سید بابایی عضو سابق ارتش آزادیبخش ملی و یکی از اعضای منتقد و معترض مجاهدین خلق که پس از طی کردن فراز و فرودهای بسیار در درون مناسبات فرقه ای و مخوف دارودسته ی رجوی، سرانجام از آن گروه جدا شده و به میهن عزیزمان ایران برگشته است، در باره ی دستور تشکیلاتی و خودسوزی از پیش طرح ریزی شده ی افراد مجاهدین در پس از رویداد 17 ژوئن می تواند ذهن آدمی را به نکات تلخ و گزنده ای از ماهیت رهبری عقیدتی مجاهدین رهنمون می کند
آرمان یا حماقت، شکنجه در قرارگاه اشرف – قسمت دوم
زیر تهدیدها و دشنام های رکیک افشین فرجی از حال رفتم. مدتی بعد وقتی به هوش آمدم متوجه شدم داخل اطاقی که دیشب برای تیم های عملیاتی مهیا شده بود، هستم. البته چند مشت اول را که افشین فرجی و جواد عالمیان بر سر و صورتم کوبیدند به یاد دارم ولی دیگه متوجه نشدم چه اتفاقی افتاد و بیهوش شدم. پس از ساعتی که به هوش آمدم درد انگشتم شدید و شدید تر شد متوجه شدم استخوان انگشت شصت ام شکسته است.
نقد مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت سی و سوم
بحث هژمونی زنان ساخته ی ذهن مسعود بود در واقع فریبی بیش نبود تا مسعود از ریزش نیروها و انشعاب تشکیلاتی به شکلی زیرکانه جلوگیری کند. چرا که تحلیل های سیاسی مسعود و آنالیز شرایط ذهنی و عینی مبارزه و نیز توجیه وضعیت اجتماعی و سیاسی جامعه ایران کاملا نابخردانه، غیر واقعی و بر اساس ذهنیت سکتاریستی و جاه طلبی های شخص مسعود بود.
آرمان یا حماقت، شکنجه در قرارگاه اشرف – قسمت اول
این مطلب مربوط به یکی از هزار نفری است که در چک امنیتی سال 73 مورد شکنجه و آزار و اذیت مسئولین سازمان مجاهدین آن هم مستقیما به دستور رهبرانشان مسعود و مریم قرار گرفته اند، می باشد. فرد مورد نظر سعداله س می باشد که خاطرات خود را در یک گفتگوی محفلی برای آقای قادر رحمانی بازگو کرده است.