جمعه, ۱۰ بهمن , ۱۴۰۴
نامه خانواده مراد خانی به اسیر در فرقه رجوی 01 دی 1395

نامه خانواده مراد خانی به اسیر در فرقه رجوی

فرامرز جان حدود سی سال هست که همدیگرو ندیدیم شاید خنده ات بگیرد ولی دلم برای روزایی که به سختی همو میدیدیم تنگ شده. واسه روزایی که شاید یک ساعت بود ولی کاش بازم بود. الان که خیلی راحتتر و با آرامش میتونیم باهم باشیم ولی تو دوری، فرامرز جان واقعا سی سال گذشت سخت گذشت ولی گذشت کاش میدیدمت

خدایا شب یلدا برادرم را به من برسان 30 آذر 1395

خدایا شب یلدا برادرم را به من برسان

برادرم هرچقدرماازهم فرسنگها دور باشیم قلبهایمان باهم است ماهمدیگر را داریم منتظرت می مانم ازخداخالصانه می خواهم به تو قدرتی بدهد تا برادرعزیزم تصمیم اخرش رابگیرد. از خدا میخواهم که ترس وشک و تردید را از وجودت بیرون بریزد

جدایی عبدالرضا زاهدی توچایی از فرقه بدنام رجوی مبارک 29 آذر 1395

جدایی عبدالرضا زاهدی توچایی از فرقه بدنام رجوی مبارک

مادر خوش اقبال عبدالرضا در حالیکه اشک شوق می ریخت افزود:” ایکاش بابای عبدالرضا نیز در قید حیات می بود و تصویر جگرگوشه ام را درصفحه جادویی کامپیوتر می دید و مثل من خوشحال و شادمان اشک شوق می ریخت.”

مادر پیر و سالمندم در واپسین لحظات عمرش چشم انتظار است 25 آذر 1395

مادر پیر و سالمندم در واپسین لحظات عمرش چشم انتظار است

آقای جعفرحسن زاده در دیداراخیر با مسول انجمن نجات گیلان درحالیکه بسیار اندوهگین می نمود ضمن لعن و نفرین به رجوی گور به گورشده گفتند” خیلی نگران مادرپیرم هستم. بالغ بر90 سال سن دارند ودرآخرین لحظات حیات خود فقط وفقط چشم انتظار فرزندش رضا هستند و بیتابی میکنند.”

دیدار با خانواده اعضای اسیر احمد و امین تلاوتی در دفتر انجمن نجات گیلان 23 آذر 1395

دیدار با خانواده اعضای اسیر احمد و امین تلاوتی در دفتر انجمن نجات گیلان

آقای ناصر تلاوتی آشنا به ماهییت تروریستی سازمان رجوی در دیدار صمیمانه با مسول انجمن ضمن شادباش به خانواده میرزایی گفتند:” فرزندانم از برای کسب و کار و اشتغال عازم ترکیه شدند ومتاسفانه بی آنکه فکرسیاسی داشته باشند ؛ فریب دجالیت گماشته های رجوی را خوردند و به اسارت درآمدند.

مادران منتظران بدرود یافته – قسمت پانزدهم 22 آذر 1395

مادران منتظران بدرود یافته – قسمت پانزدهم

تقدیرآنگونه رقم خورد که مطلق مطلوب محمد تقی وخانواده زحمتکش یوسفی نبود چرا که دراثراغفال ومغزشویی ؛ محمد تقی تمام وکمال به اسارت رجویها درآمد وسالیان عمروجوانیش را تباه کرد وخانواده خود را گریان وچشم انتظارباقی گذاشت.

تبریک و شادباش به خانواده خوش اقبال سید اسماعیل میرزایی 21 آذر 1395

تبریک و شادباش به خانواده خوش اقبال سید اسماعیل میرزایی

به لطف خدا با کنترل ومدیریت خودم وسایر اعضای خانواده ؛ مادرم توانست طی تماس های مکرر با سیداسماعیل گفت و شنود داشته باشد و لذت ببرد و با لعن ونفرین به رجوی خائن و گور به گورشده ؛ هزاران باره شکرگزارخدای سبحان هستیم.

تماس تلفنی خانم شهربانو مرندی با مسول انجمن نجات گیلان 17 آذر 1395

تماس تلفنی خانم شهربانو مرندی با مسول انجمن نجات گیلان

من با خودم تعهد نموده بودم که فرزندم را دریابم واکنون فرزندم دریک قدمی آزادی قرارگرفته است ومن حتی اگربشود خودم را به کشورآلبانی خواهم رساند تا همه جوره به فرزند دربندم کمک کنم که از شر رجوی تمام عیار کنده شده و به نزدم برگردد.

یادی از دوست و همکار عزیزم مرحوم صمد نظری 09 آذر 1395

یادی از دوست و همکار عزیزم مرحوم صمد نظری

زنده یاد آقاصمد با وجود بیماری؛ خاصه دیابتی که داشتند بسیارمسولانه و دلسوزانه طی سه روز متوالی چه بعنوان سخنور مراسم وچه پای نمایشگاه عکس وپوستر؛ برای اساتید ودانشجویان دانشگاههای لاهیجان درخصوص ماهییت تروریستی ومنافقانه فرقه رجوی روشنگری کردند وبا خاطری آسوده ازانجام مسولیت خود به زادگاه خود بازگشتند.

مادران ؛ منتظران بدرود یافته – قسمت چهاردهم 07 آذر 1395

مادران ؛ منتظران بدرود یافته – قسمت چهاردهم

صحبت ازفراق جگرسوز یک مادرمهربان ودرعین حال چشم انتظاراست. بارها ازنزدیک با من درد ودل کرد وازوضعیت فرزندش علی قلی زاده جویا میشد.

تنها پاسخ امپریالیزم ؛ ارتش لایزال”حسینی” است 04 آذر 1395

تنها پاسخ امپریالیزم ؛ ارتش لایزال”حسینی” است

دروانفسایی که جهان دربحران ناامنی سیرمیکند و گریبانگیرش هست ؛ صد آفرین به ایران وعراق که با مدیریتی تحسین برانگیز توانست درامنیت کامل فریضه اربعین حسینی را به خیروخوشی و موفقیت تمام به اتمام برساند ودشمنان نابخرد را ناگزیر به هزیان گویی و پریشان خاطری وادارنماید تا لوش ولجن نهفته درخود را استفراغ کرده وعلیه مردمان مومن ومقید وآرمانخواه هرزه درآیی کند.

دیدار با خانواده ولیرضا اکبری کهنه سری در دفتر انجمن نجات گیلان 03 آذر 1395

دیدار با خانواده ولیرضا اکبری کهنه سری در دفتر انجمن نجات گیلان

آقای مجید اکبری کهنه سری از برادران ولیرضا با حضور در دفتر انجمن نجات گیلان ضن قدردانی از زحمات مسول انجمن و اعضای آن گفتند” خانواده ما ازبابت اسارت ودوری ولیرضا خیلی عذاب کشیدند. 35 سال مدت زمان طولانی است که ما خاصه مادر مرحومم چشم انتظاری کشیدیم.

blank
blank
blank